تبلیغات
نوزادان، کودکان


خانواده‌ای كه پدر و مادر در آن سختگیری بی‌جا دارند و پرخاشگر و انتقاد‌كننده باشند، به هوش بچه‌ها و جرأت بچه‌ها برای بیان توانایی‌شان صدمه وارد می‌كند. در مقابل، خانواده‌هایی كه محیط دوستانه، آرام و رابطه‌ای برمبنای تعامل سالم با فرزند خود دارند می‌توانند به رشد توانایی‌های هوشی بچه‌ها كمك كنند. پیشنهاد‌های زیر به شما كمك می‌كند كه در تقویت هوش بچه‌ها اثرگذار باشید:

1- صبحانه خوب و كامل را فراموش نكنید. مغز خوب و سالم، غذای سالم و كافی هم نیاز دارد؛ اگر كودك شما صبحانه خوبی بخورد كه بتواند 20درصد انرژی او را برای ادامه روز تأمین كند، حتما توجه و تمركز بیشتری پیدا می‌كند.

2- بازی به اندازه غذای خوب می‌تواند در رشد هوش ‌شناختی كودكان اثر‌گذار باشد. بازی حساب‌شده نوعی تمرین مغز است. در دوران نوزادی با بغل كردن بچه و بازی كلامی با نوزادان می‌توانید به رشد و تقویت بیشتر و بهتر هوش آنها كمك كنید. در سال‌های بعدی هم می‌توانید به كمك حواس بچه‌ها و بدون آنكه امكانات مادی زیادی لازم داشته باشید با او بازی كنید و به افزایش شبكه سلول‌های مغز كه ابزار هوش است، كمك كنید.

3- دالی بازی، قایم موشك، بازی‌های نمایشی مثل پانتومیم و حتی تشخیص بو‌ها با چشم بسته به رشد هوش كودك كمك می‌كند.

4- در سال‌های بالاتر، بازی‌های فكری كه بچه‌ها خودشان انتخاب می‌كنند مثل پازل و بعضی از بازی‌های رایانه‌ای در زمان‌های محدود می‌تواند مؤثر باشد.

5- تعامل كودك و والدین مثل حرف‌زدن، گوش‌كردن به هم، توجه به هم، سؤال پرسیدن و نظر خواستن، در قدرت هوش بچه‌ها اثر‌گذار است.

6- اگر پدر و مادر اهل مطالعه كتاب باشند به راحتی می‌توان ایده تشویق كودكان به مطالعه را برای افزایش هوش عملی كرد.كتاب خواندن سلول‌های مغز را فعال و زمینه تجربه‌اندوزی و آزمون و خطای كمتر را به بچه‌ها هدیه می‌كند. برای بچه‌ها كتاب بخوانید و اجازه بدهید هر سؤالی دارند از شما بپرسند و به آنها با حوصله و دقت جواب دهید. حتما شما هم بعد از خواندن كتاب از كودك خود درباره شخصیت‌ها و اتفاقات داستان سؤال بپرسید. از او بخواهید درباره داستان كتاب نقاشی هم بكشد.

7- سرزنش و مقایسه بچه‌ها را فراموش كنید. اگر بخواهید با میزان هوشمندی بچه‌ها فخرفروشی كنید آنها را در فشار روانی قرار می‌دهید و از همه مهم‌تر اینكه دوران كودكی را از آنها می‌گیرید.

8- شاید فكر كنید هر فرد نابغه و باهوش موفقی، قطعا خانواده مرفه و بدون مشكلی داشته. اما بهتر است بدانید كه اغلب افراد موفق دنیا زندگی‌های سخت و پر از رنجی داشته‌اند. شاید راز این شكوفایی در این باشد كه ذهن افراد در شرایط سخت و چالش‌انگیز مجبور می‌شودكه اطلاعات را پردازش و راه‌‌حل‌یابی كند. در خانواده به‌دنبال ایجاد محیط مصنوعی و گلخانه‌ای كه در آن بچه‌ها به رشد هوشی برسند، نباشید، به آنها فرصت فكر كردن و حل مسئله بدهید.

9- خلاقیت را در كودك رشد دهید. یكی از راه‌های رشد خلاقیت این است كه به جای اینكه همه چیز را حاضر و آماده در اختیارش بگذارید، به او كمك كنید تا از وسایل و ابزارهای دم دستی و غیرقابل استفاده، وسایل مورد نیاز خودش را بسازد. به او فرصت بدهید فكر كند كه چگونه می‌تواند به كمك یك لوله مقوایی كه از انتهای یك دستمال كاغذی رولی باقی مانده است و چند تكه پارچه و چسب و... یك جامدادی رومیزی برای خودش بسازد.

منبع سایت عصر ایران

   


شروع پیش دبستان نرگس

چهارشنبه 9 مهر 1393 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک |

اولین روزی که نرگس خانوم ما مانتو و شلورار تعلیم و تربیت کلاسیک رو پوشیده با دوست خوبش غزل








   


یک بیماری عصبی داریم به نام «تریکوتیلومانیا» که در افراد مبتلا به آن که موهایشان را می‌کنند. ابتدا باید زمینه اضطراب را از بین برد. موهایی که در اثر این مشکل از بین می‌روند، در ابتدا مجدد می‌رویند اما بعد از مدتی ریزش دائمی می‌شود. درمان دارویی برای این افراد وجود ندارد ولی برای آنکه التهاب ناشی از کندن مو کاهش یابد، می‌توان از قطره بتامتازون برای سر استفاده کرد و برای مژه و ابرو در کودکان از پماد چشمی هیدروکورتیزون به‌صورت موقتی کمک گرفت تا التهاب تا حدی کاهش یابد اما درمان اصلی کاهش اضطراب و استرس است. در این میان گاهی نه‌تنها کودک بلکه افراد خانواده نیز باید تحت مشاوره و درمان قرار بگیرند.

   


آیا کودک شما از آن دسته کودکانی است که از صبح تا شب حرف میزند؟ یا کودکی ساکت است؟
اگر چه این به تمایل کودک بستگی دارد ولی شما میتوانید مهارتهای صحبت کردن او را تقویت کنید. همانند یادگرفتن نوشتن و ریاضیات، تمرین و ممارست در صحبت کردن نیز تاثیر فراوان دارد.
به یک شنونده فعال تبدیل شوید.این به این معنی نیست که صحبت های فرزند خود را بشنوید، بلکه باید از او سوال کنید، اظهار نظر کنید و درگیر یک مکالمه واقعی شوید.اینجا برخی بازیها و فعالیتها که میتواند مهارتهای صحبت کردن کودک شما را ارتقا ببخشید آورده شده است.از آنجا که کودکان به طرق مختلفی می آموزند،تصور نشود که تمامی کودکان میتوانند از این فعالیتها به شیوه ای یکسان بهرمند شوند.

قسمت اول: برای زبان آموزان شنوایی
هر زمان که با کودکان هستید با او صحبت کنید
.در مورد خبری که خواندید.بحثی که در محل کار داشتید.هنگامی که به خرید میروید در مورد سفرهایی احتمالی که برای خرید رفتید با او صحبت کنید.ممکن است به نظر برسد که کودک شما گوش نمی دهد ولی تعجب نکیند اگر ببینید برخی چیزهای که شما به او گفتید را در صحبت با دیگران به کار گیرد.و به یاد داشته باشید که کودک به طور طبیعی تقلید می کنند پس مواظب زبانتان باشید.
از کودکتان سوالات باز بپرسید.اگر از کودکتان یک سوال باز مثل این که "امروز در مدرسه چه کار کردی؟" بپرسید از او پاسخ مفصل تری خواهید شنید تا اینکه از او سوالی با جواب بلی یا خیر مثل این سوال بپرسید "امروز مدرسه خوب بود یا نه؟"
اگر به صورت آهسته پاسخ میدهد با جزئیات بیشتری از او سوال کنید"چه آزمایش علمی امروز انجام دادید؟"به کودکتان فرصت دهید آنچه با آن روبه رو شده است را براتیان توصیف کند و با شور و اشتیاق به صحبتهای او گوش دهید.ممکن است مطالب به ظاهر  بی اهمیت را برایتان بازگو کند ولی همه اینها برای او مهم است.
آواز خواندن و  شعر خواندن و یا داستان خواندن کودکتان را ضبط کنید.کودکان از شنیدن صدای خودشان لذت میبرند.و این صداها را نگهدارید مانند عکسهایی که از دوران کودکی او نگه میدارید.
روی داستهای محبوب قدیمی کار کنید و آنها رابازخوانی کنید. کتابهای محبوب او و داستانهای معروف را با صدای بلند بخوانید و در برخی نقاط کلیدی داستان از او بخواهید که ادامه جمله را کامل کند و یا عمدا تغییراتی در داستان بدهید و ببینید که او متوجه اشتباه عمدی صورت گرفته خواهد شد.
گزارش یک کتاب را از کودک بخواهید.سر میز شام یا هرکجا که اعضا خانواده باهم هستند از کودکتان بخواهید تا خلاصه داستان کتابی را تازه خوانده را بیان کند.و از اعضاء خانواده بخواهید سوالاتی را مطرح کنند تا کودک پاسخ دهد و از کودک بخواهید که بگوید کجا کتاب را دوست داشته یا نداشته است.

تلخیص و ترجمه شده از سایت babycenter
http://www.babycenter.com/0_fun-activities-for-promoting-speaking-skills_67044.bc
(این پست وقت گیر بود قسمتهای بعدی در پستهای بعدی)

نرگس توی باغ پرندگان اصفهان



   


چشم کودک را معاینه کنید:
با دست تمیز شصت خود را به ملایمت روی پلکهای بالا و پایین بکشید و از کودک بخواهید که به چپ، راست، بالا و پایین نگاه کند. اگر ذره ای را مشاهده کردید از او بخواهید به دفعات متعدد و به سرعت پلک بزند. با این کار به مایعات طبیعی چشم این امکان را میدهید که آن ذره را به خارج برانند.
چشم را بشویید:
اگر روش فوق تأثیری نداشت،چشم را با آب بشویید. با این حال فرآورده های اشک مصنوعی بهتر هستند.اگر جسم در قسمت سفید چشم (صلبیه) باشد،شما میتوانید سعی کنید که با استفاده از یک سواپ پنب های مرطوب و با احتیاط کامل آن را بزدایید. از مالیدن و کشیدن ذرات باقیمانده روی چشم اجتناب کنید.
آرام کردن کودک:
وقتی جسم خارجی را در آوردید،کودک ممکن است به مدت 15 - 10 دقیقه در چشم خود احساس ناراحتی و تحریک داشته باشد.
گذاشتن کمپرس مرطوب روی چشم کودک این احساس را برطرف میکند. اگر نمیتوانید خاک را از چشم خارج کنید و تحریک و ناراحتی تا روز بعد هم ادامه دارد و یا چشمها غبار آلود به نظر میرسند، به چشم پزشک خود اطلاع دهید.

منبع: فصلنامه شیر مادر شماره 55و56

   


وزن: وزن یک نوزاد طبیعی و به موقع دنیا آمدن بین 5/ 3- 5/ 2
کیلوگرم است. شما م یتوانید وزن کودک خود را با فرمول های
زیر مقایسه کنید و دریابید که کودک تان رشد طبیعی دارد یا
خیر.
وزن کودک 3ماهه تا یک ساله برابر است با سن شیرخوار به ماه به علاوه عدد 9 تقسیم بر عدد 2
وزن کودک دوساله تا شش ساله برابر است با سن کودک به سال ضربدر عدد 2 به علاوه عدد 8
وزن کودک شش سال تا دوازه سال برابر است با سن کودک به سال ضربدر عدد7 منهای عدد 5 تقسیم بر عدد 2


قد: قد نوزاد سالم به موقع دنیا آمده حدود 50 سانتی متر است.
نوزاد به مرور تا یک سالگی 25 سانتی متر افزایش قد خواهد
داشت. برای مقایسه قد کودک خود با استانداردهای سلامت
میتوانید از فرمول زیر کمک بگیرید:
 اندازه طبیعی کودک 2 تا 12 سال برابر است با سن کودک به سال ضربدر عدد 6 به علاوه عدد77

دور سر : دور سر یک نوزاد سالم و به موقع دنیا آمدن حدود 35
سانتی متر است. سپس در سه ماهه اول 6 سانتی متر در سه ماهه
دوم 3 سانتی متر و در 6 ماهه دوم 3 سانت یمتر به دور سر او
اضافه خواهد شد.

   



بازی بچه ها از نگاه بزرگترها گاهی كم اهمیت تلقی می گردد. اما برای كودكان بسیار با اهمیت است و آنها با نگاه دیگری این امر را میبینند. در اینجا نكاتی در رابطه با انتخاب نوع اسباب بازی و همچنین مشخصات یك بازی مفید ذكر می شود.
بازی از ضروریات زندگی كودك است و در رشد جسمی و ذهنی كودك تأثیر ویژه ای دارد. وسایلی كه برای بازی فرزندان انتخاب می كنید باید خصوصیات و شرایطی دارا باشد تا اهداف ما را از بازی كودك برآورده ساخته و برای او مفید باشد. در انتخاب اسباب بازی و همینطور نوع بازی در نظر داشتن نكات زیر ما را یاری خواهد كرد.
1- با توجه به سن و جنسیت كودك برایش اسباب بازی انتخاب نمایید.
2- اسباب بازی نباید خیلی گران قیمت باشد تا كودك بتواند آنرا دستكاری كند.
3- اسباب بازی باید بی خطر باشد تا سلامت او را تهدید نكند.
4- اسباب بازی باید متنوع باشد تا كودك احساس خستگی نكند.
5 - اسباب بازی باید به گونها ی باشد كه كودك را در رشد و تكامل حواس یاری دهد.
6 - از خوردنیها به عنوان اسباب بازی استفاده نشود.
7- در خرید اسباب بازی به نیاز كودك توجه شود نه خوش آیند بزرگترها.
8 - بازی باید برای كودك خوش آیند باشد. هیچگاه به بازی جنبه تحمیلی ندهید.
9 - از مداخله نابجا در بازی بچه ها بپرهیزید.
10 - از رشد اجتماعی كودكتان در بازی غافل نشوید. حضور در یك بازی چند نفره میتواند به این رشد كمك كند.
11 - محیط بازی از نظر وسایل مختلف بازی غنی باشد.
12 - در ضمن بازی كودكان، آنها را به رعایت حق وعدالت تشویق كنید.
13 - اگر كودك شما میل به بازی ندارد، به كشف علت بپردازید و در درمان آن كوشا باشید.
14- محیط بازی باید برای كودك مفید، زیبا و مطلوب باشد.
15 - كار كودك بازی است اما بازی هم باید تا حدی جدی باشد.
16 - از انجام هر بازی باید نتیجه مثبت انتظار داشت.
17- گاهی اوقات بزرگترها لازم است همبازی كودكان شوند

   


مطالعات گوناگون نشان داده است که پرداختن به ورزش حرفه ای در سنین پایین باعث عدم موفقیت کودک در تداوم فعالیت ورزشی خواهد شد.زودترین سن برای شروع ورزش سنین 6-7 سالگی است و قبل از آن باید فعالیت های فیزیکی کودک جنبه بازی و سرگرمی داشته باشد. در سنین حدود 5 سالگی فعالیتهایی که بهتر است کودکان انجام دهند باید موجب تحرک و نشاط و شادی آنها شود. دویدن، پریدن، جهیدن در بازیهای مختلف و انجام حرکت های موزون به همراه موسیقی های شاد به هماهنگی عصب و عضله و حفظ تعادل کودکان در این سن کمک خواهد کرد.
فعالیت های گروه سنی زیر 8 سال بیشتر باید به گونه ای طراحی شود که سطح مهارت های مفرح وشادی بخشی همچون پرتاب کردن و گرفتن،پریدن و ضربه زدن به توپ، انواع دویدن ها و همچنین شنا به صورت داوطلبانه بالا رود.کودکان در سنین 10 - 8 سالگی می توانند فعالیتهایی مانند ژیمناستیک، شنا، تنیس،دویدن های کوتاه مدت را به صورت شرکت درمسابقات تجربه کنند.ورزش هایی که موجب اختلال در رشد استخوانی-عضلانی و مفاصل کودکان و آسیب به اندام ها می شوند، به هیچ عنوان توصیه نمی شود. ورزش های متنوعی که فقط روی یک اندام متمرکز نیست و زمان طولانی کودک را در گیر نمی کند، بهترین پیشنهادا ست.
کودکان 13 - 11 ساله، آرام آرام به مرحله نوجوانی پا می گذارند و علاقمند به انجام رقابت های ورزشی و مشتاق به آموختن یک رشته ورزشی خاص می شوند. همچنین، گاهی در این گروه سنی، برخی از آنها در کنار علاقه، استعداد خاصی در یک رشته ورزشی خاص را از خود بروز می دهند که در این صورت، این فعالیت های جهت دار را می توان زیر نظر یک مربی متخصص و خلاق، هدفمند کرد و باعث پیشرفت نوجوان در آن رشته شد.
در این سنین، آنچه پس از انتخاب یک رشته ورزشی مورد علاقه مهم است، آموزش مهارت های خاص رفتاری در جهت تربیت رفتار ورزشی نوجوان است. رفتار  مناسب با هم گروهان، حس گذشت و فداکاری در فرآیند بازیها، تحمل شکست در باخت ها و برخورد مناسب با اطرافیان در برخوردهای ورزشی از آن جمله است. هرگز نباید در این سن، نوجوان را به فعالیت هایی که خارج از تواناییهای جسمی و روحی اوست وادار کرد. نوجوانی را که علاقمند به یک رشته ورزشی انفرادی یا گروهی نیست باید با توجه میزان توانایی جسمی و روحی اش به سمت یک ورزش مناسب هدایت کرد.
از نکات مهم در سنین بین 13 تا 15 سالگی، این است که شرکت در ورزش های گروهی باید متناسب با سن، جثه، جنس و نیز میزان فشار وارده بر اندام های آن ها برنامه ریزی شود. از این سن، 50 درصد فعالیت ورزشی به صورت تخصصی است و پس از آن تا بزرگسالی نیز باید همواره 20 درصد فعالیت ها به صورت عمومی، پایه و غیرتخصصی باشد. توجه به توانمندیهای فردی، دادن جایگاه های متناسب به هر فرد در گروه و توجه به روابط افراد گروه باعث ایجاد انگیزش و بالارفتن سطح مهارت های فردی و در نهایت گروهی خواهد شد.
منبع مجله کودک شماره 101

   


* به مدت 4 تا 6 ساعت دادن غذا قطع شود ولی
هر 10 دقیقه مقداری حدود 10 میلی لیتر مایعات
داده میشود.
* اگر بعد 4 تا 6 ساعت استفراغ کودک متوقف
شد، کمی غذا مثلا حدود 30 میلی لیتر شیر یا
پوره نسبتا رقیق به کودک داده شود.
* در صورتی که کودک cc30 غذا را تحمل کرد
مجددا 2 ساعت بعد هم از آن داده شود و کم کم
به مقدار و غلظت غذا افزوده شود .
* در صورتی که کودک مجددا استفراغ کرد تغذیه
کودک، از ابتدا با 10 میلی لیتر مایعات شروع شود.
* در صورتی که کودک بعد از هر بار غذا دادن
استفراغ کند و نشانه هایی از کم آبی دیده شود
 ممکن است نیاز به سرم داشته باشد.
* در صورتی که استفراغ کودک ناشی از شدت
سرفه )سرماخوردگی( باشد بعد از دادن غذا باید
کودک مدتی به حالت نشسته باشد و در صورت
استفراغ مدتی بعد مجددا به کودک غذا داده شود.
* تعداد دفعات شیردهی به کودکان زیر 6 ماه تب دار افزایش یابد.

   


مکیدن انگشت شست یا انگشت دیگر، شایعترین عادت دهانی کودکان است. در حدود دو سوم چنین عاداتی، در سن پنج سالگی پایان می پذیرند. انواع
تغییرات دندانی که عادت مکیدن انگشت ایجاد می کند، بسته به شدت، طول مدت، و تکرر عادت متفاوت است. طول مدت انگشت مکیدن، مهمترین نقش را در حرکت دندانی ایجاد شده توسط عادت ایفا می کند.
برای ایجاد حرکات دندانی حداقل چهار تا شش ساعت انگشت مکیدن لازم است. بنابراین در کودکی که به طور منقطع، با شدت بالا، انگشتش را می مکد، ممکن است اصلاً حرکت دندانی ایجاد نشود ولی در کودکی که به طور مداوم و ملایم برای بیش از شش ساعت، انگشتش را می مکد می تواند تغییرات دندانی مهمی ایجاد شود.

درمان:
زمان درمان مهم است. چنانچه والدین یا کودکن خواهند درگیر درمان شوند یا والدین در جهت رفع این عادت،به کودک کمک نکنند، تلاش دندانپزشک مؤثر نیست.
درمان به صورت درمانهای یادآوری، پاداش درمانی، و درمان با کمک وسایل مخصوصا نجام میشود.
درمان یادآوری:
این درمان، برای کودکانی مناسب است که مایل به توقف عادت هستند ولی به کمک نیاز دارند. زدن چسب روی انگشت کودک یا زدن لاک تلخ روی انگشتی که مکیده می شود،به عنوان یادآور، کمک کننده است؛ حتی می توان در کودکانی که شبها بیشتر این عادت را تکرار می کنند،ا ز دستکش استفاده نمود.
پاداش درمانی:
در این روش، قراردادی بین کودک و والدین بسته می شود. قرارداد، به سادگی، بیان می کند که کودک برای مدت خاصی از زمان، عادت را ترک می کند و در عوض، جایزها ی دریافت خواهد کرد. لزومی ندارد جایزه بیش از حد گران باشد؛ فقط باید به حد کافی خاص باشد که کودک را تحریک کند. تحسین از
طرف والدین و دندانپزشک نقش بزرگی دارد و هرچه کودک در برنامه درگیر شود، احتمال موفقیت آن بیشتر خواهد بود. درگیری کودک در برنامه درمان به
این صورت خواهد بود که چنانچه در تمام روز، عادت را تکرار نکرد، یک ستاره در جدول برنامه اش بچسباند. در انتهای دوره زمانی خاص، جایزه کودک داده می شود. به منظور افزایش احتمال موفقیت درمان، روش پاداش و روش یادآور می توانند با هم ترکیب شوند.
وسیله درمانی:
 چنانچه با استفاده از روشهای بالا،عادت دهانی همچنان ادامه داشته باشد، دندانپزشک کودک، وسیله ای در دهان وی قرار می دهد که شبیه به پلاک های ارتودونسی است ولی هم به طور فیزیکی،مانع انجام عادت می شود و هم به عنوان یادآور عمل می کند.
منبع: نشریه کودک اردیبهشت 93

   



با پدر و مادرش در خیابان مشغول قدم زدن است. به اولین مغازه اسباب بازی که می رسد، دست پدر یا مادرش را می کشد و آن ها را به جلوی ویترین مغازه می آورد. به یکی از اسباب بازی ها اشاره می کند و فریاد می زند: «من اینو می خوام!». همان جا روی زمین می نشیند و آن قدر گریه می کند که پدر و مادرش مجبور می شوند، آن اسباب بازی را برایش بخرند.

***

در خانه یکی از فامیل ها نشسته اند. فرزندشان مدام از کنار وسایل تزیینی و شکستنی می دود و بارها مادرش را به دنبال خودش می کشاند. هر لحظه ممکن است یکی از وسایل تزیینی یا گران قیمت خانه فامیل شان را بشکند. پدر و مادرش هم از دستش خسته شده اند و نمی توانند در پاسخ به درخواست کودکشان که می گوید: « من می خواهم این‌جا بازی کنم» ، بگویند: نه این‌جا بازی نکن.

***

به احتمال زیاد شما هم تا حالا با چنین کودکانی مواجه شده اید. پدر و مادرها باید بدانند که کودکان معمولا با شنیدن واژه نه واکنش منفی نشان می دهند و مخالفت با کودک روش های دیگری هم دارد. هرچند بعضی از کودکان به راحتی این کلمه را نشنیده می گیرند اما بعضی های شان هم از شنیدن این کلمه خشمگین می شوند. البته والدین باید توجه داشته باشند که گفتن بیش از حد نه به کودکان، باعث می شود این کلمه اثر بخشی خود را از دست بدهد؛ بنابراین والدین باید راه های بهتری برای قرار دادن محدودیت های منطقی برای فرزندان شان پیدا کنند.

 

جدی و با محبت نه بگویید

والدین باید توجه داشته باشند که باید از همین کودکی، حد و مرزها را برای فرزندان شان تعیین کنند. پدر و مادرها باید از همان دوران نوپایی به طور مستقیم به فرزندان شان نه بگویند و گاهی با بیان جملاتی به آن ها دستور هم بدهند. اگر مادران در مواقع مناسب به طور جدی، محکم و با محبت به فرزندانشان نه بگویند و با آن ها مخالفت کنند، هیچ گونه آسیبی به شخصیت آن ها وارد نمی شود و آن ها به مرور زمان با این محدودیت ها آشنا خواهند شد و به آن ها عادت خواهند کرد.

 

تعادل داشته باشید

بچه هایی که هرگز نه نشنیده باشند، لوس می شوند و بیشترشان در بزرگسالی دچار مشکل می شوند چون فکر می کنند همه دنیا باید مطابق میل آن ها باشد و وقتی خلاف آن را می بینند، دلخور و گاهی افسرده و گوشه گیر می شوند؛ بنابراین والدین باید به کودکان بیاموزند که همه جا قوانینی دارد که لازم است به آن ها احترام بگذارند. هرچند همیشه هم نباید با خواسته های فرزندان مخالفت شود؛ زیرا در این صورت ممکن است دچار سرخوردگی و ناامیدی شوند.

 

دلیل مخالفت تان را بگویید

والدین بهتر است که علت نه گفتن شان را به فرزندان خود توضیح دهند. هرچند بعضی والدین معتقدند که کودک شان به طور کامل متوجه منظور آن ها نمی شود و دلایل آن ها را درک نمی کند، اما نباید فراموش کنند که این امر در تربیت کودک لازم است. البته باید قبول کرد که معمولا درک چنین دلیل هایی از سوی کودکان مدتی طول خواهد کشید اما با گذشت زمان همین صحبت ها، اثر بخش خواهد بود.

 

فرصت انتخاب بدهید

هنگامی که کودک درون اتاق به توپ بازی مشغول است، والدین می توانند به جای گفتن این که «نه، در اتاق توپ بازی ممنوع است» بگویند «در اتاق فقط توپ را قل بده و وقتی بیرون رفتی، آن را پرتاب کن». با بیان این جملات کودکان احساس می کنند که روی شرایط موجود کنترل دارند و می توانند بین بیرون و داخل خانه جایی را برای بازی انتخاب کنند.

 

پیشنهاد جایگزین بدهید

برخی از کودکان نمی توانند کاری را که در حال انجام آن هستند، متوقف کنند زیرا نمی دانند پس از آن باید به چه کاری مشغول شوند. این والدین هستند که باید در چنین شرایطی به یاری آن ها بیایند و پیشنهادهایی در این زمینه به آن ها بدهند و گاهی نیز به آن ها کمک کنند تا آن کار را انجام دهند.

 

با حالت چهره منظور خود را برسانید

کودکان معمولا مفهوم کلمه نه را از حالت چهره والدین شان می فهمند پس والدین می توانند به جای استفاده از کلمه نه، تنها حالت چهره شان را تغییر دهند و به طور مثال، اخم کنند. والدین فراموش نکنند که تغییر حالت چهره، بسیار تاثیرگذارتر از مخالفت های کلامی است.

 

کودکتان را با نه آشنا کنید

اگر احساس می کنید که فرزندتان در موقعیتی قرار گرفته است که باید به او نه بگویید، از قبل او را آماده شنیدن نه کنید؛ به طور مثال اگر می خواهید با فرزندتان به مغازه اسباب بازی فروشی بروید و برای دوستش کادوی تولد بخرید و می دانید با درخواست های مکرر او در مغازه مواجه خواهید شد پس از قبل او را آماده شنیدن نه کنید. به جای این که مرتب در مغازه بگویید: «نه، این اسباب بازی را برای تو نمی خرم» بهتر است قبل از آن که وارد مغازه شوید، به او بگویید « امروز می خواهیم برای دوستت اسباب بازی بخریم، نه برای تو». بنابراین فرزندتان با آمادگی بیشتری برای شنیدن نه، با شما وارد مغازه خواهد شد.

 

هیچ گاه نظرتان را سریع عوض نکنید

بعضی بچه ها به هیچ عنوان زیر بار صحبت های والدین خود نمی روند و آن قدر خواسته خود را تکرار می کنند تا والدین شان خسته شوند و بله را بگویند. این روش اصلا صحیح نیست. اگر هم می خواهید نظر او را بپذیرید، ابتدا سعی کنید با او در آن مورد صحبت کنید. سپس اگر فکر کردید واقعا حق با اوست، بهتر است منطقی عمل کنید، انعطاف پذیر باشید و گفته او را قبول کنید. در این حالت، او تصور نمی کند که با زور می تواند نظر خود را عملی کند. در عوض می آموزد که حتی برای تغییر نظر شما نیز باید دلایل محکم و قانع کننده ای داشته باشد.

 

خواسته هایش را نامعقول جلوه ندهید

البته گاهی خواسته فرزندان معقول است، اما والدین به دلایل مختلف توان پاسخگویی به آن را ندارند. در این حالت بعضی والدین سعی می کنند، صورت مسئله را پاک کنند و خواسته فرزندشان را نامعقول و غیرموجه جلوه دهند. این بدترین شیوه برخورد است و فرزند نیز این موضوع را متوجه می شود و این برخورد، باعث پیچیده شدن مسئله می شود.

در این حالت، والدین باید دلیل برآورده نکردن خواسته فرزندشان را نیز برایش توضیح دهند. وقتی پدر و مادری توانایی برآورده کردن نیاز فرزند خود را ندارند، باید رفتاری همدلانه با او داشته باشند. ممکن است وضعیت مالی خانواده مناسب نباشد، فرزند را باید با این شرایط آشنا کرد و همراهی اش را به دست آورد. والدین نباید خودشان را نسبت به خواسته های فرزندان شان بی تفاوت نشان دهند. وقتی فرزند احساس کند پدر و مادرش برای خواسته های او ارزش قائل هستند، آرامش و احساس اطمینان بیشتری خواهد داشت.




تصاویر مربوط به پنجمین سال تحویل زندگی نرگس کوچولو که این روزها خیلی لج باز شده

   


سال نو مبارک

چهارشنبه 28 اسفند 1392 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک |


با امید سالی خوب با سلامتی کامل برای همه بچه های دنیا، خدایا، بیماری، یتیمی، گرسنگی هیچ کودکی را بر نتاب. آمین

   


انگار کودک با هم‌سن و سالانش خیلی فرق می‌کرد. وقتی دیگران اسمش را صدا می‌زدند یا با او صحبت می‌کردند، به نظر می‌آمد اصلا صدای آنها را نمی‌شنید، در حالی که ناشنوا هم نبود. علاقه‌ای به بازی با بچه‌های دیگر نداشت و به تنهایی با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کرد. هیچ وقت تلاش نمی‌کرد تحسین و تمجید دیگران را جلب کند و از همه مهم‌تر این که وقتی دیگران ناراحت و غمگین بودند اصلا به آنها توجهی نمی‌کرد و به اصطلاح حس همدردی نداشت.

آسپرگر، یک اختلال رشدی شدید است که ویژگی‌های آن عبارتند از: مشکلات عمده در تعامل اجتماعی، الگوهای غیرعادی علایق و رفتار به علاوه مهارت‌های نسبتا سالم شناختی و ارتباطی. کودکان مبتلا به اختلال آسپرگر (AD) همان آسیب‌دیدگی‌های اجتماعی و علایق محدود و قالبی کودکان در خودمانده را نشان می‌دهند، اما از لحاظ زبانی، رشد شناختی، رشد مهارت‌های خودیاری متناسب با سن، رفتار انطباقی (به جز تعامل اجتماعی)‌ و کنجکاوی درباره محیط دچار تاخیر نیستند.

افراد مبتلا به این اختلال معمولا خودمحور و به لحاظ اجتماعی نالایق هستند و همه فکر و ذکر آنها موضوعات و علایق بسیار محدود است که باعث می‌شود آنان غیرعادی به نظر آیند. دیگر ویژگی‌های بالینی رایج آسپرگر عبارتند از:

حرکت‌های ناپخته و بدآهنگ، قیافه و رفتارهای عجیب و غریب، فقدان همدلی، تعامل اجتماعی ناپخته و ناهمخوان و یکطرفه، ناتوانی در برقراری دوستی، انزوای اجتماعی، گفتار سرد و بی‌روح، ارتباط غیرکلامی ضعیف و اشتغال فکری به موضوعاتی چون آب و هوا.

نشانگان آسپرگر

برخی کودکان مبتلا به نشانگان آسپرگر رفتارهایی چون زدن، فریاد کشیدن، اوقات تلخی کردن، جر و بحث‌های مکرر یا حتی به فرد آسیب رساندن را انجام می‌دهند.

اغلب ما به طور طبیعی می‌دانیم چگونه به فردی که در حال صحبت کردن با ماست، نگاه کنیم، لبخند بزنیم یا گاهی سر تکان دهیم که دلیل توجه ما به او باشد، ولی افراد دارای آسپرگر ظاهرا نمی‌توانند از این قواعد نانوشته پیروی کنند. رفتار آنها هنگام ترک یک موقعیت اجتماعی گاهی اوقات آشفته می‌شود یا هنگام مواجه شدن با ظرافت‌های اجتماعی دچار دستپاچگی می‌شوند و از قراردادهای اجتماعی تخلف می‌کنند. آنان عقاید خصوصی خود را به دیگران می‌گویند یا سوالات کلا شخصی از طرف مقابل می‌پرسند. 

افراد دارای نشانگان آسپرگر اغلب رفتارشان به گونه‌ای است که انگار احساسات یا نظرات دیگران را درک نمی‌کنند و این موضوع، واکنش‌های اجتماعی آنان را مشکل‌تر می‌سازد. معمولا همدلی در دوران کودکی ایجاد می‌شود، زمانی که افراد شروع به ابراز علاقه و توجه به احساسات دیگران می‌کنند. کودکان در سنین پیش‌دبستانی غالبا درباره دوستان نگران و عصبانی خود صحبت می‌کنند. 

آنها حتی در بازی‌های خیالی خود ویژگی افراد ناراحت یا پریشان را مشخص کرده و نشان می‌دهند شرایط و پاسخ‌های مربوط را درک می‌کنند، اما کودکان دارای آسپرگر در درک احساسات دیگران مشکلات اساسی دارند. بسیاری از این کودکان حتی به والدین، خواهر و برادران و کودکانی که دچار آسیب و نگرانی هستند، توجهی ندارند یا این که ممکن است فهم نادرست و وحشتناکی از احساسات دیگران داشته باشند. اکثرا افراد مبتلا به این اختلال در مقایسه با همتایان تقریبا هم‌سن و سال خود مشکلات بیشتری دارند و در روابط خود با دیگران در طول زندگی با مشکل روبه‌رو می‌شوند.

کودکان با اختلال آسپرگر معمولا فعالیت‌هایی انجام می‌دهند که در صورت نیاز به تکرار، بدون ایجاد کسالت قادر به انجام آن هستند. در میان چنین افرادی، این ویژگی معمولا نشان‌دهنده علایق ویژه‌ای است که مانند یک وسواس یا مشغله ذهنی نمود می‌کند و آنان آنقدر غرق این سرگرمی شده که از بقیه مستثنا می‌شوند. کودکان مبتلا به آسپرگر ممکن است در اندیشیدن دچار مشکل شوند، اما از یک حافظه عالی برخوردار باشند. بسیاری از این کودکان استعدادهایی دارند، مثلا بسیاری از آنان در خواندن برتری دارند یا می‌توانند بسیاری از جزئیات گذشته را به خاطر آورند.

روش‌های درمانی

روش‌هایی وجود دارند که اگر نتوانند این اختلال (آسپرگر)‌ را به طور کامل درمان کنند، ولی می‌توانند به طور قابل‌ملاحظه‌ای در بهبود آنها موثر واقع شوند. راه‌های فراوانی وجود دارند که از طریق آنها بتوانید این اختلال را تحمیل و به کودکتان کمک کنید که در مدرسه و محیط‌های اجتماعی احساس راحتی بیشتری کند و برای او محیط خانوادگی را سالم و عادی و آرام نگه دارید. برخی از این درمان‌ها برای افراد مبتلا به آسپرگر شامل گروه‌های مهارت‌های اجتماعی، حمایت آموزشی، درمان زبان ـ ارتباط، دارودرمانی، تحلیل رفتار کنشی و روان‌درمانی فردی است.

می‌توان گفت مشکلات اجتماعی کودکان مبتلا به آسپرگر با گروه‌درمانی بهبود می‌یابند. این گروه‌ها بسرعت به آن دسته از رفتارهای اجتماعی متمرکز می‌شوند که به نظر می‌رسد کودکان دیگر آنها را به صورت طبیعی یاد می‌گیرند. رفتار اجتماعی به بهترین وجه در این گروه‌ها آموزش داده می‌شود. برخی از موضوعات متداول مورد توجه این گروه‌ها شامل زبان بدن، تماس چشمی (ارتباط با دیگری از راه چشم یا نگاه کردن) ، درک هیجانات دیگران و پی بردن به دیدگاه‌های دیگران است. همچنین مهارت‌های مکالمه‌ای و دیگر رفتارهای مهم جهت ایجاد تعاملات مثل معرفی خود، ملحق شدن به یک گروه، اظهار ارادت کردن نمونه درمان از طریق گروه‌های مهارت‌های اجتماعی است.

معمولا کودکان مبتلا به آسپرگر در استفاده از زبان برای مبادله اندیشه‌ها و اطلاعات با دیگران مشکلات دارند، مثلا وقتی با آنان به کنایه حرف می‌زنیم یا شوخی می‌کنیم ممکن است کودک مبتلا درست متوجه نشود. در درمان از طریق زبان ـ ارتباط، باید این مهارت‌ها را با حضور دیگر کودکان تمرین کرد و در این میان، راهنمایی یک درمانگر آگاه که بتواند یک جو حمایتی ایجاد کند، لازم است. 

فراموش نشود یکی از مسائل مهم مربوط به درمان، خانواده است چرا که والدین اغلب برای آینده فرزندشان بسیار نگران و مضطرب هستند و ممکن است گاهی احساس گناه کنند یا از رفتارهای غیرمعمول کودکشان ناراحت و افسرده شوند. در اینجا یک درمانگر خانوادگی آموزش دیده می‌تواند به والدین یاد دهد که چگونه در مقابل این احساسات عکس‌العمل نشان دهند و نیازهای کودکشان را برآورده سازند.

   


دبیر اجرایی دومین كنگره بین المللی نفرولوژی كودكان ایران گفت : عدم وزن گیری و اختلال دررشد از مهمترین علایم بیماری كلیوی است كه عدم تشخیص به موقع و درمان مناسب می تواند منجر به نارسایی كلیه در كودكان شود .

دكتر فاطمه قانع در گفت و گو با ایرنا افزود : بیماری های كلیه و مجاری ادرار یكی از بیماری های شایع در دوران نوزادی و كودكی محسوب می شود و والدین باید هر گونه تغییر در ادرار كردن ، كم و زیاد شدن ادراركودكان ،‌سوزش و تكرر ادرار ،‌درد شكم و پهلو را در میان كودكان جدی بگیرند.

وی خاطرنشان كرد : عدم تشخیص به موقع و درمان مناسب بیماری می تواند باعث نارسایی مزمن كلیه شود واثرات سوء بسیاری را بركودك ، خانواده و جامعه تحمیل كند.

قانع اظهار داشت : علایم و نشانه های بیماری های كلیوی در كودكان بر حسب سن شروع بیماری متغیر و از طیف وسیعی برخورداراست كه از آن جمله می توان به هیدرونفروزهای زمان جنینی ، اختلال رشد ، رنگ پریدگی ، عفونت های سیستم ادراری ، شب ادراری و اختلال در كنترل ادرار ، افزایش فشار خون و نارسایی قلبی اشاره كرد .

دبیر اجرایی دومین كنگره بین المللی نفرولوژی كودكان ایران ادامه داد: كودكان مبتلا به بیماری های مزمن كلیه در مقایسه با بالغین مبتلا از مشكلات عمده تری از جمله اختلال رشد ، تغییرات استخوانی ، تاخیر بلوغ و مشكلات سایكولوژیك رنج می برند

منبع روزنامه آرمان

   



 دکتر سیدسعید اعتمادی

جراح مغز و اعصاب

بیماری تکان کودک Shaken Baby Syndrome گاهی والدین و در غیاب آنها پرستار کودک برای ساکت کردن و جلوگیری از گریه‌ی ممتد او کنترل اعصاب خود را از دست داده و کودک در حال گریه را به شدت به طرف جلو و عقب تکان می‌دهند (شکل ۱).

کم نیستند والدینی که به خاطر ابراز لطف به کودک خود او را به بالا انداخته و می‌گیرند و این کار را چندین ‌بار تکرار می‌کنند و در برخی موارد خنده‌ی کودک آنها را تشویق به ادامه‌ی این روش خطرناک می‌کند. گرچه گاهی احساس ترس در چهره‌ی کودک هم مانع از انجام این کار نمی‌شود (شکل ۲).

تکان کودک به هردلیل چه از روی خشم و غضب، و چه از روی لطف و محبت، دیر یا زود دو عارضه شایع و زیانبار مغزی و چشمی را برای او به بار خواهد آورد، هر چند عوارض ناخواسته‌ی  دیگری هم ممکن است به طفل تحمیل شود. نگارنده‌ در طول طبابت خود به موارد متعددی از شکستگیهای وسیع استخوانی، آسیبهای شدید به احشای شکمی در اثر ناتوانی والدین در گرفتن کودک هنگام فرود آمدن برخورد کرده و سه مورد نیز عمل جراحی مغزی به علت اصابت سرکودک با پنکه‌ی سقفی در حال حرکت انجام داده است.

دراین مقاله نشان خواهیم داد که در بهترین شرایط و صرف نظر از اتفاقات غیرمترقبه و ناخواسته‌یی که به آن اشاره گردید، تکان کودک با هر انگیزه، به دلایل زیر موجب آسیب مغزی طفل می‌شود:

۱-       در نوزادان و کودکان نسبت وزن و اندازه‌ی سر نسبت به بدن در مقایسه با بزرگسالان بزرگتر بوده و بنابراین تکان بدن حرکت بیشتری را به سر می‌دهد (شکل ۳).

۲-       به علت ضعف عضلات گردنی در این سنین در مقایسه با سنین بالاتر، انتقال حرکات بدن به سر بیشتر است.

۳-       نسج مغزی در نوزادان و کودکان در سنین پایین ‌به علت میلینیزه نشدن آکسون، نرونهای مغزی بیشتری داشته و این آسیب‌پذیری بیشتری هم دارد.

علائم در بیماری تکان کودک از ۵ ثانیه بعد از تکان تا سالها بعد (برحسب شدت تکان و عوامل جانبی دیگر) بروز می‌نماید. ممکن است به صورت پارکینسونیسم یا اختلالات دیگر مغزی در سنین میانسالی بروز کند.

گرچه تکان سر در دوره‌ی نوزادی و حداکثر تا دو سالگی منجر به بیماری تکان کودک می‌گردد، اما در برخی منابع تا سن پنج سالگی هم گزارش شده است.

در بیماری تکان کودک، علائم عمده و شایع بیشتر ناشی از آسیبهای مغزی و چشمی است.

اما علائم ناشی از ضایعات دیگر مثل شکستیگهای دنده و آسیب شبکه‌ی بازویی (موقع گرفتن کودک در حال فرود) نیز ممکن است دیده شود.

علائم چشمی بیشتر به صورت خونروی‌های شبکیه (رتین) می‌باشد (شکل ۴).

علایم مغزی ناشی از آسیبهایی است که به علت تکان سر به مغز وارد می‌شود (مثل خونروی های ساب دورال (شکل ۵)، ادم مغزی، افزایش فشار داخل جمجمه، خونروی‌های وریدی هیدروسفالی (شکل ۶) و غیره).

میزان مرگ و میر در بیماری تکان کودک از ۱۵% تا ۳۸% (متوسط ۲۵%) گزارش شده است (شکل ۷).

یکی از مشکلاتی که در این بیماری وجود دارد عدم تشخیص صحیح یا دیر تشخیص دادن است که گاهی موجب انحراف پزشک معالج نیز می‌شود.

از دلایل عمده اشتباه در تشخیص این بیماری می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-       کتمان حقایق توسط پرستار کودک یا حتی والدین کودک به علت ترس از مجازاتهای قانونی.

۲-       عدم وجود علائم بالینی مثل خراشیدگیها یا پارگی‌های پوستی، تورم زیر جلدی، کبودی در سر و یا صورت کودک.

۳-       عدم وجود دلایل رادیولوژیک مبنی بر شکستگی‌ جمجمه.

گر چه در موارد شدید که وضعیت کودک بحرانی است سی‌تی اسکن یا MRI ممکن است خونروی‌های ساب دورال حاد کودک را نشان دهد (شکل ۵) اما در اکثر موارد تستهای فوق نیز منفی است.

۴-       مشابه بودن علائم بیماری کودک با سایر بیماریهای مغزی و چشمی مثل اختلالات تشنجی، CP، هیدروسفالی‌های مادرزادی، سندرم مرگ ناگهانی نوزاد Sudden infant death syndrome))، کوری مادرزادی و غیره ممکن است حتی پزشک معالج را در تشخیص این بیماری دچار اشتباه کرده و پزشک به اجبار تستها و آزمایش‌های غیرضروری و بی‌موردی برای کودک انجام داده و حتی سالها با تشخیص اشتباه به مداوای کودک بپردازد.

پزشک معالج باید درصورت وجود علائم زیر در هر کودک زیر ۲ سال تشخیص بیماری تکان کودک را در لیست تشخیصهای افتراقی خود بگنجاند (حتی اگر علائم بالینی ضربه‌ی سر وجود نداشته باشد) این علائم شامل تشنج، کاهش هوشیاری، خواب آلودگی، اختلالات تنفسی، کاهش اشتها، تهوع، استفراغ، اختلال دید، وجود هیدروسفالی در سی‌تی‌اسکن به خصوص اگر عوارض فوق همراه با شکستگی‌ دنده، آسیب شبکه‌ی بازویی، ضایعات گردن و ستون فقرات باشد.

جلوگیری از بیماری مهلک وناتوان کننده‌ی تکان کودک بسیار آسان بوده و شامل موارد زیر می‌باشد:

۱-       کودکان خود را بالا و پایین نیندازید و عشق ومحبت خود را از راههای دیگر مثل نوازش نشان دهید (شکل۸).

۲-       در موقع عصبانیت کودکان را از خود دور کنید.

۳-       بدانید کودکان بی‌جهت گریه و بی‌تابی ‌نمی‌کنند، حتماً علتی دارد، آن علت را یافته و برطرف کنید. با تکان دادن کودک از روی خشم و غضب، نه علت یافت می‌شود و نه برطرف می‌گردد.

۴-       کودک دلبند خود را به افراد یا پرستاران کارآمد، خونسرد و کاملاً مورد اعتماد بسپارید.

۵-       با یافتن علائم مغزی یا چشمی که به آن اشاره شد، بلادرنگ به پزشک معالج کودک خود مراجعه کنید.

منبع: مجله پزشکی امروز

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :