تبلیغات
نوزادان، کودکان

کمرویی در کودکان

شنبه 29 فروردین 1394 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،

در کمرویی، کودک فقط به خود توجه داشته و از مواجه شدن با دیگران دچار ترس و نگرانی می شود.این حالت گاهی به قطع ارتباط و گاهی به ارتباط ناقص تبدیل شده و موجب آزار فرد کمرو می شود و کم کم اعتماد به نفس وی کاهش یافته و دچار مشکلات دیگر رفتاری نیز خواهد شد.

کار کردن با بچه های کمرو و خجالتی، نیازمند مهارت زیاد پدر و مادرها و مربیان دارد. در بسیاری از کودکان، کمرویی در مراحل مختلفی از رشدشان به چشم می خورند و مانع از آن می شود که در اجتماعات حضور پیدا کنند. راهکارهایی برای درست رفتار کردن با بچه های کمرو و خجالتی وجود دارد که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته و کمک می کند تا آنها نیز شبیه کودکان دیگر شوند و زندگی متعارفی داشته باشند.

خجالتی بودن کودک را نزد دیگران مطرح نکیند

عنوان کردن خجالتی بودن کودک نزد دیگران موجب به وجود آمدن یک باور و تلقین غیر منطقی و افزایش این مشکل می شود در عوض باید این مشکل را نزد کودک بسیار کوچک و معمولی نشان داد و آرام ارام و به طور غیر مستقیم او را به میان جمع برد.واگذاری مسئولیت های کوچک و در حد توان در بین جمع، مقایسه نکردن کودک با دیگران، عدم حمایت افراطی از کودک، عدم ترحم و پشتیبانی زیاد از او و ...می تواند هر چه سریع تر کودک یا فرد کمرو را در کاهش این اختلال یاری دهد.

موقعیت ها را شناسایی کنید
موقعیت هایی را که موجب خجالت کودک می شود کشف کنید. کودک ممکن است در موقعیت های اجتماعی احساس ناامنی کند، چون به خاطر مشکلی از سوی دیگران مورد تمسخر قرار می گیرد. در شرایطی که لازم است کودک در حضور دیگران کاری انجام دهد و ارزیابی شود، این امر در او هراس و دلهره به وجود می آورد و در موقعیت هایی که او کوچکترین عضو آن به حساب می آید، حرفی برای گفتن ندارد، حتی گفتگوی یک بزرگسال با او و پرسیدن سوالاتی معمولی می تواند موجب خجالت و کمرویی او شود و کودک را برای همیشه از رفتن به میان گروه یا حضور در اجتماع باز دارد.

برای درمان بهتر، باید به کودک روش های برخورد صحیح با شرایط و موقعیت های مختلف را آموزش داد و کوشید موقعیت های آزمایشی جهت تمرین آموخته هایش فراهم شود.

  استعدادهای کودک را تقویت کنید
توانمندهای جسمانی و استعدادهای کودک را باید تقویت و از آن توانمندی ها در جمع استفاده کرد.هنگام صحبت کردن و ارتباط کلامی با فرزندان، ارتباط چشمی را نباید نادیده گرفت و باید از او خواست با پدر و مادر و دیگران ارتباط چشمی برقرار کند.

همچنین باید کودک را در کلاس های مهارتی یا هنری، ورزشی و ...شرکت داد و زمینه فعالیت او را در کارهای گروهی و اجتماعی فراهم ساخت.

خریدهای ساده، پاسخگویی به تلفن، افزایش ارتباط کلامی در جمع از جمله عوامل بهبود بخشیدن به این اختلال است.

استعدادهای کودک را کشف کنید
خیلی مهم است که والدین یا مربیان استعدادها و علاقمندی های کودک را بشناسند. با ایجاد فرصت هایی برای رشد استعدادها و توانمندی های کودک، اعتماد به نفس او تقویت می شود. نداشتن اعتماد به نفس کافی یکی از دلایل مهم کمرویی و خجالتی بودن است. برای مثال کودکی را که دائم با مدادرنگی هایش در و دیوار یا هر سطح دیگری را خط خطی می کند به جای تنبیه کردن، باید به کلاس نقاشی فرستاد و او را برای آنچه می کشد، تشویق کرد. به این ترتیب کودک در رشته ورزشی یا کلاس هنری مورد علاقه اش، ناخودآگاه با اعضای تیم، یا گروه هنری روابط دوستانه برقرار می کند و به راحتی وارد گروه های مورد علاقه اش می شود.

به کودکان برچسب خجالتی بودن نزنید
هرگز به کودکان برچسب خجالتی، کمرو، بی زبان، یا بی دست و پا نزنید. چون در آن صورت شما به عنوان پدر، مادر یا مربی کودک را با این عنوان به دیگران معرفی می کنید و دیگران به وی با این صفات می نگرند به همین سادگی کودک می پذیرد که کمرو و خجالتی است و با همین صفت رشد می کند. برچسب ها رفتار خجالتی کودک را تقویت می کند و ممکن است در آینده او را به صورت فردی منزوی و تنها درآورد و در زندگی دچار مشکلات زیادی می شود.

بگذارید بچه کمرو در مورد خودش حرف بزند
بچه ها، تا وقتی در جمع، احساس امنیت روحی ـ روانی داشته باشند جرات پیدا نمی کنند خودشان را نشان بدهند. باید به کودک کمرو فرصت حرف زدن بدهید، او را خاطر جمع کنید که شنیدن حرف های او برایتان مهم است. هر قدر کودک اطمینان خاطر بیشتری از جانب جمع یا گروه پیدا کند، راحت تر می تواند حرف بزند و توانمندی های خود را نشان بدهد. برای شنیدن حرف های او صبوری به خرج دهید. هر گونه واکنش منفی پدر، مادر یا مربی می تواند ترمزی باشد برای حرف زدن کودک.

کودکان کمرو را تشویق کنید
کودکان کمرو را برای شرکت کردن در برنامه های اجتماعی مناسب با سن و سال خودشان، تشویق کنید. بهتر است کودک کمرو در کنار کودک جسور و پر جنب و جوش بنشیند. یا با چنان کودکانی همبازی شود. بچه ها با مشاهده رفتار همسالان خودشان، آن رفتارها را تقلید می کنند. همچنین مجموعه ای از کارهای اجتماعی مورد علاقه کودک، برنامه ریزی برای کارهای گروهی و دوست شدن با کودکان جسور و با اعتماد به نفس، به بچه های کمرو کمک می کند تا از حضور در جمع خجالت نکشند.

منبع:‌ مجله خانواده

   


رژیم غذایی کودکان بیش فعال باید فاقد مواد انرژی زا مانند قند یا مواد آلرژی زا مانند گندم، تخم مرغ و شیر باشد. همچنین مصرف رنگ های مصنوعی و مواد افزودنی در رژیم حذف گردد. تا کنون در مورد تاثیر رژیم غذایی در بهبود علائم ADHD مطالعه ای انجام نشده است ولی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد تغییر در رژیم غذایی سبب تفاوت در بروز علائم می شود. در کودکان مبتلا به ADHD کافئین به عنوان یک محرک عمل کرده و مصرف آن عواقب خطرناکی دارد. بنابراین مصرف آن توصیه نمی شود.

منبع عصر ایران

   


شب ادراری ، ادرار کردن یا خیس کردن رختخواب است اکثر کودکان در سن 3 و حداکثر 5 سالگی در طول روز و شب خود را خیس نمی کنند.معمولا شب ادراری ادرار کردن در خود در طل شب تلقی می شود.کودکی که شب ادراری دارد هنگامی با شب ادراری تشخیص داده می شود که حداقل دوبار در هفته برای حداقل سه ماه بعد از سن 5 سالگی خود را خیس کند.کمتر از یک درصد از کودکان مبتلا به شب ادراری دارای یک اختلال فیزیکی برای مثال مشکل در دستگاه ادراری می باشند. شب ادراری در تعدای از کودکان دارای علت ارثی می باشد در مورد سایر عوامل می توان به رشد آهسته حرکتی، آلرژی، و ضعف در کنترل رفتار اشاره نمود.
در راهنمایی والدین باید به آنها اطمینان داد که شب ادراری مشکل رایجی بوده و خیلی جدی نمی باشد.و نباید کودک را تنبه کرد یا او رامقصر دانست.
در مورد درمان شب ادراری راههای مختلفی وجود دارد که از جمله عبارتند از تقویت و پاداش دادن به کودک برای خیسن نکردن، بیدار کردن کودک با ساعت زنگدار، به عنوان آخرین راه حل می توان از داروی ایمی پرامین برای مدت کوتاه استفاده نمود.

   


مهسا باقری، روان‌شناس کودک می‌گوید: وقتی کودک شما سه ساله شد دیگر آن‌قدر آماده شده است که به او قلم و کاغذ بدهید و بگذارید نقاشی کند اما باید مراقب باشید که با قلمی در دست این طرف و آن طرف راه نیفتد.

در این سن مکعب‌های خانه‌سازی می‌تواند مهارت انگشتان کودک را افزایش دهد. کودک در این سن به بازی‌های توام با حرکت با توپ علاقه نشان می‌دهد و این بازی‌ها هماهنگی چشم و دست او را افزایش می‌دهد.

وی می‌افزاید: کودک در این سن محدوده‌های نقاشی را بیشتر رعایت می‌کند و می‌تواند بیش از پیش جای چیزها را تشخیص دهد و به همین دلیل می‌توانیم مرتب کردن خانه و اسباب‌بازی‌هایش را جزو بازی‌های او قرار دهیم. اسم این بازی را بگذارید: «جای چی کجاست؟»

این روان‌شناس می‌گوید: کودکان در این سن تخیل فعال‌تری دارند.روروئک‌سواری و حتی پیاده‌روی‌های کوتاه همراه با مادر و خانواده از علاقه‌مندی‌های کودکان این سن است که می‌تواند عضلاتشان را قوی کند. دختر‌ها در این سن کار مادر و پسران کار پدر را تقلید می‌کنند.

دختر‌ها به عروسک و پسر‌ها به ماشین علاقه نشان می‌دهند و دکتر‌بازی و خاله‌بازی از بازی‌های مورد علاقه دختران است. باقری می‌گوید: در این سن می‌توانید قیچی مخصوص برش کودک و چسب ماتیکی به آنها بدهید تا تحت مراقبت شما عکس‌هایی را جدا کنند و بچسبانند. گرچه در این سن کودک تشخیص می‌دهد که چه چیزهایی خوردنی است ولی به دلیل تمایل او به امتحان کردن همه چیز باید مراقب خوردن و بلعیدن چیزها توسط او باشید.

کودک در این سن کلمات را ادا می‌کند و بازی‌های کلامی به او صحبت کردن درست را می‌آموزد. باقری توصیه می‌کند که آموزش رنگ‌ها و اندازه‌ها را از این سن به کودک بیاموزید. مفاهیمی مثل بزرگ یا کوچک برای این کودکان کم‌کم قابل درک می‌شود. کودک سه ساله باید تا سه رنگ را نام ببرد. او در این سن به داستان‌های کوتاه گوش می‌دهد و در پایان سه سالگی خود شعر می‌خواند و قصه‌های کوتاه تعریف می‌کند اما هنوز این شعر‌ها و قصه‌ها نظم و وزن چندانی ندارند.

این روان‌شناس خمیر بازی و گل بازی را بازی مورد علاقه بچه‌های سه ساله می‌داند که خلاقیت و مهارت انگشتان آنها را افزایش می‌دهد.او اعتقاد دارد باید در این سن کودک را به بازی‌های گروهی تشویق کرد و به بازی آنان نظارت داشت، زیرا کودکان در این سن همه چیز را مال خود می‌دانند. اما به بازی‌های گروهی علاقه نشان می‌دهند و نباید آنان را از این کار منع کرد.

منبع روزنامه جام جم

   


در پاسخ به این پرسش باید گفت که این مسئله مستقیما به سن کودک بستگی دارد.

نکته اول: کتاب خردسالان باید پر از تصاویر با رنگ های شاد و براق باشد و نوشته های کمی داشته باشد.زیرا یک تصویر بهتر از هزار کلمه مفهوم را می رساند. برای آموزش و خلاقیت هم تصویر حرف اول را می زند.
نکته دوم: کتاب باید محتوای خلاقانه داشته باشد و خواندن آن برای کودک هیجان انگیز و جالب باشد. علاوه بر آن باید اتفاقات در داستان سریع باشد. شخصیت های داستان باید به خوبی معرفی شده و برای کودک باور پذیر باشند. مشکلات و مسائل شخصیت های داستان باید مشابه مشکلات و مسائلی باشند که کودک در آن سن با آنها مواجه می شود.
نکته سوم: وجود صحبت های خنده دار و لطیفه های بامزه در لابه الای گفتگوهای شخصیت ضروری است.
 نکته چهارم: تقسیم بندی کتاب باید به گونه ای باشد که خواندن کتاب را برای کودک آسان کند. قلم و خط نوشته ای کتاب باید به چشم کودکان آشنا باشد. این نکته به فهم و شناخت بیشتر کلمات توسط کودک کمک می کند.
نکته پنجم: بهتر است کتاب با اطلاعات کمی شروع شود. فقط اطلاعات ضروری مانند اطلاعات کلی در مورد شخصیت اصلی داستان، اسامی و محل زندگی آنها باید در ابتدای کتاب باشد.  اطلاعات اضافی کودک را خسته کرده و دیگر میلی به کتاب خوانی نشان نخواهد داد.
 نکته ششم: قسمت پایانی کتاب هم بسیار مهم است. در انتها، همه مشکلات و مسائل باید حل شده باشد و کتاب پایان خوشی داشته باشد. بویژه اگر مخاطبان آن کودکان خردسال باشند.
 نکته هفتم: تعداد صفحه های کتاب هم از اهمیت خاصی برخوردار است. کتاب هایی که نوشته و عکس با هم دارند. باید بین 25 تا 35 صفحه باشند و کتاب های مصور نباید بیشتر از 16 صفحه داشته باشند.
 نکته هشتم: داستان باید دارای محتوای آموزشی نیز باشد. یک داستان خوب باید به کودک نکات اخلاقی ، فرهنگی و ارزش های مذهبی را بطور غیر مستقیم آموزش دهد.
نکته نهم: کتاب خوب برای کودکان باید شخصیت هایی داشته باشد که بتوانند در شرایط سخت قادر به تصمیم گیری درست شود. شجاعانه برای زنده ماندن و زندگی خود تلاش کرده و در تمام مراحل از اصول صحیح اخلاقی پیروی کنند.

منبع: کتاب رفتار درمانی کودک

   


با آنکه کودکان دنیای متفاوتی دارند، اما آنان نیز مانند بزرگسالان در طول روز با مسائلی مواجه می شوند که باعث شادمانی یا ناراحتی شان می شود؛ بنابراین، احساس غمگینی نیز یک واکنش طبیعی از سوی کودک است با این حال گاه چنین احساساتی در کودکان به یک اختلال تبدیل می شود.

در ادامه نشانه های این مشکل و راه هایی که می توان برای کمک به کودکان از آن استفاده کرد توضیح داده می شود:

نشانه های افسردگی در کودکان

اختلال افسردگی در کودکان به دلایل ژنتیکی، محیطی و یا هر دو، ممکن است روی دهد. وقتی کودکی دچار اختلال افسردگی می شود معمولاً نشانه هایی را بروز می دهد؛ به عنوان مثال بی دلیل یا برای موارد کم اهمیت، گریه می کند، دیگر ممکن است به فعالیت هایی که سابقاً از آن لذت می برد علاقه ای نشان ندهد و مشکلاتی در توانایی تعامل و دوست یابی داشته باشد.

با این حال، برخی از نشانه های افسردگی کودکان به آسانی قابل درک نیست؛ به عنوان مثال، موارد دیگری مانند اعتماد به نفس پایین یا احساس گناه، پرخاشگری و غرولند کردن، همچنین شکایت از مشکلات جسمی مانند سردرد، دل درد و... نیز جزو نکات قابل توجهی است که باید با دقت نظر ارزیابی شود.

درمان های روان شناختی برای افسردگی کودکان

برای کمک به کودکان درگیر با مشکلات افسردگی و درمان آن، شیوه هایی همچون روش های دارویی، درمان های روان شناختی فردی، خانوادگی و مداخله هایی برای مدیریت شرایط غیر مساعد وجود دارد. درمان های دارویی برای کودکانی که به نشانه های شدیدتری از اختلال مبتلا هستند و این موضوع مشکلاتی در خواب، اشتها یا روابط اجتماعی آن ها ایجاد کرده است بسیار موثر است. درمان های روان شناختی هم رویکردهای مناسبی در این حوزه ارائه کرده که نتایج قابل ملاحظه ای برای این کودکان و خانواده های آنان در بر داشته است. این روش ها چنانچه توسط روان شناسان متخصص و شناخته شده، در این حوزه انجام گیرد، پیامدهای بلندمدت فراوانی برای مراجعان خواهد داشت.

9 کار که والدین می توانند برای درمان افسردگی کودک خود انجام دهند:

کودک فقط غذا نمی خواهد: برای کودک خود زمان ویژه ای اختصاص دهید، تنها توجه خود را به تامین خوراک و پوشاک او معطوف نسازید بلکه فرصت هایی را برای سپری کردن اوقات فراغت با یکدیگر فراهم کنید.

آماده باش باشید: پیش از آنکه کودک به علت شکست های مکرر در موقعیت های اجتماعی دچار سرخوردگی و یاس شود او را برای مواجهه با این شرایط یا دشواری های احتمالی آن آماده سازید؛ مثلاً با یکدیگر تمرین هایی را در این زمینه انجام دهید.

مستقل اما حمایت کننده: به گونه ای بر فعالیت های کودک نظارت داشته باشید که در عین وابسته نساختن او به خودتان، همواره احساس کند که از حمایت و پشتوانه شما برخوردار است و احساس بی کسی و تنهایی نکند.

خوددرمانی ممنوع: درمان های ارائه شده از سوی متخصصان را پیگیری کنید و نکات مطرح شده، در جلسات مداخلات روان-شناختی را به دقت اجرا کنید و در مصرف داروهای توصیه شده مقاومت و تعصب به خرج ندهید.

مطالعه کنید: توجه به نیازهای فردی، تحولی و جنسیتی هر یک از فرزندان و کسب اطلاعات درباره ویژگی های هر یک از مراحل سنی و تغییرات مرتبط با آن خصوصا در سال های آغازین بلوغ نقش بسزایی در افسرده نشدن کودکان دارد.

همسر و والد خوبی باشید: کاهش و حل تعارض های زناشویی که آشفتگی روان شناختی زیادی را برای کودکان ایجاد می کند نیز در شادمانی آنان بسیار موثر است. همچنین تلاش برای استفاده از شیوه های فرزندپروری کارآمد می تواند از افسردگی کودکان جلوگیری کند.

امید داشته باشید و امید ببخشید: عزت نفس را در کودک تان افزایش دهید و دیدگاهی مثبت در ذهن او از دنیا، خلق کنید، توانمندی های او را نادیده نگیرید و محیط اطراف را برای کودک، متخاصم و ناامیدکننده توصیف نکنید.

تغییر سبک فرزندپروری در صورت لزوم: تغییر سبک فرزندپروری از والدینی پرخاشگر یا بی تفاوت به والدینی مقتدر و در عین حال مهربان، در این مسیر بسیار موثر است. در این زمینه می توان از دوره های آموزشی موجود در کلینیک های تخصصی استفاده کنید.

ریشه را بیابید: بررسی محیط های دوستی یا آموزشی کودک به منظور ریشه یابی علل محیطی مشکلات او و تلاش برای کاهش استرس های موقعیتی و درمان افسردگی کودک نیز بسیار حائز اهمیت است.

   


لباس زمستانی کودک چگونه باشد

چهارشنبه 28 آبان 1393 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک | نوع مطلب :لباس کودک ،

زمستان، دمای هوا کاهش می‌یابد و باران و برف آغاز می‌شود. هر چه سرمای هوا بیشتر می‌شود، کودک به مراقبت بیشتری احتیاج دارد. در این شرایط چگونه باید کودک را بخوابانیم؟ چه لباس‌هایی باید به تنش کنیم؟


لباس خواب کودک در زمستان چگونه باشد؟


راحتی کودک، گرمای بیش از حد نیست

ما در زمستان برای محافظت از سرما، لباس‌های بیشتری به تن می‌کنیم. تعدادی از ما این کار را حتی با کودکان خود نیز می‌کنیم زیرا نمی‌خواهیم در طول شب، سردشان شود. اما باید بدانید که گرمای زیاد در طول شب موجب بدخوابی کودک می‌شود. حتما برای شما هم پیش آمده که شب‌ها به دلیل گرمای زیاد، در حالی حه عرق کرده‌اید، از خواب بیدار می‌شوید یا زمانی که اتاق سرد است، لباس زیادی به تن می‌کنید و به زیر پتو می‌روید. درست است که در آن زمان اتاق سرد است اما هنگامی که با لباس زیاد به زیر پتو می روید، نیمه‌های شب گرمتان می‌شود. این مورد برای کودکتان هم صدق می‌کند. بنابراین بهتر است همیشه قبل از خواب مقداری درجه شوفاژ یا بخاری خود را کاهش دهید.

لباس خواب کودک برای شب‌های زمستان

برای نوزادانی که قنداق می شوند، من لباس‌های سبک را پیشنهاد می‌کنم. اگر می‌خواهید لباس آستین بلند به تن‌اش کنید، از سبک بودن آن مطمئن شوید. کودک نباید در طول خواب گرمش شود. اگر قنداق او از پارچه‌ای با جنس سنگین تهیه شده، بهتر است از پوشاندن لباسی دیگر خودداری و تنها جوراب به پایش کنید. قنداق را طوری ببندید که نه خیلی تنگ باشد و نه خیلی گشاد. تنها فضایی به او دهید تا بتواند پاهایش را به آسانی تکان دهد.

حتی برای کودکانی که از قنداق استفاده نمی‌کنند نیز همین توصیه‌ها را به کار گیرید.

چگونه مطمئن شوم که کودک گرمش نیست؟

دمای ایده آل برای اتاق خواب کودک، 68 درجه فارنهایت(20 درجه سانتی گراد) است. قبل از خواب کودک، قبل از این که یک پتوی دیگری روی او بیاندازید، دمای بدن او را چک کنید. دستتان را بر پشت یا پشت گردن کودک قرار دهید، اگر دیدید که عرق کرد، زمان آن است که یک لایه از لباس‌های او را کم کنید تا در طول شب، گرمش نشود. اما اگر دمای بدن او پایین و پوستش سرد است، یک لباس سبک دیگر به تنش کنید.

منبع: سایت نی نی بان

   


علائم و نشانه ها:

-ناتمام گذاشتن کارها،
-خودداری از انجام تکالیف،
-عدم تلاش برای حل مشکلات خود،
-برخورد با مشکل در تصمیم گیری،
-انتظار کمک از دیگران،
-بی توجه و بی دقت،
تمایل نداشتن به فعالیت های بدنی(در حرکات آنها کندی دیده می شود)،
-آوردن بهانه های متعدد برای انجام ندادن کارها،
-داوطلب نشدن برای انجام کارها،
-عاجز بودن در تنظیم فعالیت حال و آینده،
-میل دائمی دارد به سرببرد در حالت استراحت،
-به سر بردن دائمی در عالم رویا،
-برخورداری از قدرت تمرکز فکری کم،
-استفاده از تنبلی برای در رفتن از زیر بار مسئولیت ها.

عوامل پدید آورنده:

-انتظارات زیاد داشتن از کودک،
-برخورداری از تجربیات و شکستهای تلخ زیاد،
-عدم برخورداری از تجربه های موفق،
-عدم برخورداری از تشویق کافی،
-در معرض شماتت و تنبیه بودن،
-فراهم نیامدن فرصت و امکان مبارزه در انجام کارها،
-نقایص فیزیولوژیکی و بدنی،
-وجود نابسامانی، مشاجرات لفظی و درگیری در خانواده،
-طلاق،
-وابسته بودن به والدین و انجام کارهای کودک به وسیله آنها،
-وجود توقعات بی جا و به دور از ظرفیت،
-استفاده از کودک از تنبلی به عنوان اعتراض،
-میل به جلب نظر،
-دفاع از خود(برای فرار از فشارهای وارده این شیوه را بکار می گیرد)،
-بکار بردن تنبلی برای پیشبرد مقاصد،
-محرومیت از امکانات اولیه،
-فقر و محرومیت و کمبود موادغذایی،
-ایمان نداشتن به کارهای مربی و معلم،
-استفاده از تنبلی برای سرپیچی از دستورات،
-بیماری شدید،
-نداشتن تمرکز فکر، صبر و حوصله.

چگونگی عملکرد:

-مورد تشویق قرار دادن کودک برای رفتارهای مناسب،
-شناسایی علل تنبلی کودک،
-عدم فشار زیاد برای چابک ساختن کودک تنبل،
-آموختن مهارتهای مختلف به کودک،
-تشویق دائمی کودک با دادن پاداشهای فوری به او،
-سپردن کارهایی در حد توان به وی،
-پی گیری انجام و تکمیل کار و فعالیت های محوله به کودک،
-نظارت بر تنظیم برنامه ای شخصی به وسیله کودک،
-رها نکردن کودک از نظر فعالیت های مختلف،
-تشویق کودک برای انجام مسئولیت ها و کارهای مناسب،
-تحت مراقبت قرار دادن دائمی کودک،
-اصلاح خانواده ی نابسامان،
-درمان ضعف مزاجی و بیماری کودک

   


خیلی از پدر و مادرها، شغل آینده فرزندان خود را تعیین و به وی ابلاغ می کنند!
این ابلاغ می تواند مستقیم باشد: تو باید پزشک شوی... مهندس که بشوی باید خانه جدیدمان خودت درست کنی... آرزو دارم تو هم مانند عمویت خلبان خوبی بشوی... .
یا غیر مستقیم: می بینی پزشک ها چقدر خوب پول در می آورند؟... همیشه آرزو داشتم یک خلبان بشوم ولی نتوانستم ... خوش به حال همسایه! پسرش توانست در آزمون وکالت قبول شود... .

تحت تأثیر همین القائات -به علاوه رؤیاپردازی های کودکانه- است که از هر دانش آموزی بپرسی که می خواهی چه کاره شوی، فوراً شغل آینده اش را می گوید و اتفاقاً هم اکثرشان می خواهند پزشک شوند (با تعیین تخصص)، یا مهندس، یا معلم یا خلبان.

و بدین ترتیب سال های کودکی و نوجوانی در رؤیای شغلی سپری می شود که هیچ دورنمای مشخصی برای رسیدن به آن وجود ندارد.
فراتر از دورنما، اساساً هیچ تضمینی وجود ندارد که آنچه تحت عنوان شغل آینده در ذهن فرزندان بارگذاری می شود، با مختصات فکری، ذهنی، جسمی و علایق فردی آنها در آینده همخوانی خواهد داشت یا خیر؛ و نیز مشخص نیست که آیا شرایط لازم برای رسیدن به آن هدف، محقق خواهد شد؟

در واقع بزرگ ترها و مشخصاً پدر و مادرها رؤیایی را در ذهن فرزندان شان می کارند که به احتمال قوی محقق نمی شود که اگر قرار بود محقق شود، به جز اندکی، همه بزرگسالان امروز - کودکان دیروز - یا پزشک بودند یا مهندس، یا خلبان یا معلم!

واقعیت این است که تعیین یک شغل مشخص در ذهن کودکان و نوجوانان، آنان را از فرصت های زیادی که می توانند بدانها بیندیشند و در آینده انتخاب کنند، باز می دارد. تعیین شغل آینده فرد در کودکی، در واقع یک "تله ذهنی" ایجاد می کند و فرد در آن می ماند.
خانم تینا سیلیگ، از مدرسان حوزه کارآفرینی دانشگاه استنفورد آمریکا در این باره می گوید: القائات بزرگ ترها درباره شغل و رشته تحصیلی فرزندان، خط مشی ذهنی او را تشکیل می دهند و یک گره روانی را در مغز آنان ایجاد می کنند تا فرد نتواند در خصوص رشته یا شغل، جهت درست را انتخاب کند.*

آینده، سرشار از موقعیت های جدیدی است که هیچ کدام از ما خبری در آنها نداریم. وقتی تمام آینده فرزندمان را در یک تله ذهنی متوقف می کنیم در واقع او را از موقعیت ها و فرصت های زیادی که در زندگی هر فرد پیش می آید محروم می کنیم، بدین گونه که او به گزینه های دیگر فکر نمی کند یا اگر هم فکر کند، با احساس کدورت است. همچنین کودک، نوجوان و جوانی که گرفتار یک تله ذهنی است و تمام زندگی و رؤیاهایش حول یک شغل یا رشته تحصیلی خاص می چرخد، به احتمال قوی، فرصت های زیادی را از زندگی اش خط می زند.

به علاوه، خیلی ها وقتی به آنچه بزرگ ترها برایش تصویر کرده اند نمی رسند (که اغلب هم همین طور است)، تا آخر عمر احساس ناکامی خفیفی با آنها همراه است، حتی اگر از شغلی که الان دارند رضایت داشته باشند.

تا بدین جای بحث مشخص شد که بهتر است از ترسیم یک نقطه خاص و شغل معین به طور جدی خودداری کنیم. حال سوال اینجاست که در برابر پرسش کودکان خود که "وقتی بزرگ شدم چه کاره بشوم؟" چه پاسخی دهیم؟
بهتر است به فرزندمان بگوییم که همه شغل ها خوب و ضروری هستند و فرقی نمی کند که چه شغلی داشته باشی. مهم این است که هر شغلی که داری سعی کنی در آن بهترین باشی، مثلاً یک پرستار خوب ، بهتر از یک پزشک متوسط است و یک پزشک خوب هم بهتر از یک پرستار متوسط است. در همین مثال، خود پزشکی و پرستاری مورد قضاوت قرار نمی گیرد که کدامش بهتر است، بلکه ملاک قضاوت این است که کدامشان در شغل خود بهتر هستند.

اگر فرزندمان با این ذهنیت بزرگ شود، درگیر این نخواهد بود که "اگر فلان رشته را که بدان علاقه مندم انتخاب کنم شاید اطرافیانم ناراضی باشند" بلکه انتخابی که بدان علاقه دارد را در پیش می گیرد و سعی می کند در مسیر انتخابی اش، بهترین باشد.

اگر فهرستی از 10 انسان موفق که در سطح جهانی یا ملی یا در اطرافیان تان می شناسید را ردیف کنید، خواهید دید که آنان تحصیلات و مشاغل گوناگونی دارند و آنچه متمایزشان کرده، نه شغل و تحصیلات خاص که بهترین بودن در حرفه ای است که بدان مشغول اند. حتی بسیاری از این افراد تحصیلات دانشگاهی موفقی نداشته اند و بعضاً اخراجی دانشگاه یا محل کارشان بوده اند.

   


صبحانه نخوردن کودک

چهارشنبه 7 آبان 1393 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک | نوع مطلب :نرگس کوچولو ،

برای کودکانی که از صرف صبحانه کوتاهی میکنند، بکار گیری مواد مغذی را به حداکثر برسانید، با استفاده از غنی ترین مواد مغذی ممکن ، مانند نان گندم و غلات غنی شده و افزودن آب پرتقال با کلسیم و ویتامین د؛ تخم مرغ غنی شده و غلات آماده شده توسط شیرداغ به جای آب.

.کودکی که هر روز مجبور است همان نان، چای و پنیر را در همان ظرف‌ها و شکل همیشگی میل کند (به‌عنوان صبحانه بخورد) ممکن است علاقه و میل خود را از دست بدهد. در این روزها که اکثر مادران به دلیل اشتغال،‌ صبحانه را به‌صورت حاضری و سریع در اختیار کودک قرار می‌‌دهند، این مشکل حادتر به‌نظر می‌رسد.

با تغییرات کوچکی می‌توان کودک را به یک صبحانه‌خور حرفه‌ای تبدیل کرد، کار چندان دشواری نیست،‌ بچه‌ها خیلی راحت راضی می‌شوند، فقط کافی است شما در روزهای مختلف هفته، صبحانه‌های مختلفی مثل تخم‌مرغ و نان،‌ شیر و پنیر و نان یا حتی فرنی را تهیه کرده و همچنین برای صرف صبحانه به کودک فرصت دهید و تند‌تند نگویید: «زود باش، دیر شد!»

ترس و اضطراب کودک
بعضی از کودکان به دلیل ترس و نگرانی از رفتن به مدرسه، صبح‌ها علاقه‌ای به خوردن صبحانه نشان نمی‌دهند. همچنین مشاجرات و دعواهای پدر و مادر می‌تواند بر اشتهای کودک برای خوردن صبحانه اثر بگذارد.

علاقه کودک به غذاهای دیگر به‌عنوان صبحانه
بعضی کودکان غذاهای رایج و معمول برای صبحانه مثل شیر، پنیر، کره و… را دوست ندارند و ممکن است به دلایل مختلف مانند الگوهای غذایی و مصرفی اعضای خانواده، غذاهای گرم (ساندویچ، حلیم،‌ عدسی،‌ فرنی و شیربرنج) را برای صبحانه ترجیح بدهند، اگر کودک شما در این گروه از بچه‌ها قرار می‌گیرد، منعی ندارد که با رعایت ملاحظات سلامتی و نوع سلیقه و ذائقه کودک این غذاها را به‌عنوان صبحانه در اختیار کودک قرار دهید.

شاید شما تصور کنید این غذاها سنگین و حجیم هستند، ولی بهتر از آن است که کودک گرسنه راهی مدرسه شده و دچار اختلالاتی مانند سرگیجه، تهوع و ضعف شود. به علاوه بسیاری از این غذاها مانند فرنی و حلیم مواد غذایی غنی و کاملی هستند و انرژی لازم را تا ظهر برای کودک فراهم می‌کنند.

مشکلی که این روزها حاد به نظر می‌رسد
یکی دیگر از دلایل بی‌اشتهایی کودکان برای خوردن صبحانه، خوردن شام در ساعات انتهایی شب است، بنابراین سعی کنید کودک شما سرشب شام بخورد و شب‌ها در ساعت معینی بخوابد تا بتواند صبح زود، به راحتی از خواب بیدار شده و میل کافی به صبحانه داشته باشد. همچنین والدین باید صبحانه را وعده غذایی مهم تلقی کنند و کودکشان را به خوردن آن تشویق کنند.  مطالعات نشان می‌دهند پدر و مادرهایی که صبحانه را حذف می‌کنند، فرزندانشان نیز معمولا چنین کاری انجام داده و از الگوی رفتاری والدین خود تبعیت می‌کنند.

کودکان را به خوردن صبحانه تشویق کنید
تشویق و ترغیب بچه‌ها به خوردن صبحانه بسیار خوب است.  داشتن خواب کافی و باکیفیت در شب و به دنبال آن یک صبحانه خوب و مقوی، به بچه‌ها کمک می‌کند فعال باشند و بتوانند در مدرسه روی درس‌های خود خوب تمرکز کنند. صبحانه همچنین کمک می‌کند که بچه‌ها در طول روز کمتر احساس گرسنگی کنند. شما می‌توانید الگوی خوبی برای فرزندان خود باشید. اگر شما صبحانه بخورید بچه‌ها هم از شما یاد می‌گیرند. یک کاسه سیریال صبحانه به همراه میوه‌های تازه و شیر می‌تواند نقطه شروع خوبی برای همه اعضای خانواده باشد.

موادغذایی مخصوص صبحانه
تحقیقات نشان داده است که اگر موادغذایی لازم برای آماده کردن صبحانه در اختیار باشد، بچه‌های مدرسه‌ای تمایل بیشتری به خوردن صبحانه دارند. برخی از این موادغذایی عبارتند از:

سیریال‌های گندم مخصوص صبحانه

– فرنی

– نان گندم کامل

– یرینی و کلوچه‌های کم‌چربی

– چیزی که با نان خورده شود مثل تخم مرغ، پنیر، مربا و…

– ماست

– آبمیوه تازه

– شیر کم‌چرب

– عسل

– چای

– شیر و لبنیات

– نان

آیا با صبحانه حتما باید چای بخوریم؟
مایعات گرم یا مایعات سرد کدام برای صبحانه بهتر است. اول این نکته را بگوییم که بهتر است صبح حتما همراه غذا مایع مصرف شود اما در رابطه با نوع مایع، می‌توان چای خورد و هم می‌توان آب مصرف کرد البته مصرف چای یا مایعات گرم مورد پسند اکثر افراد است. مصرف مایع سرد مانند شیر سرد به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

نکته آخر
کودکانی که از خوردن صبحانه غفلت می‌کنند معمولا با کمبود برخی ویتامین‌ها و موادمعدنی، مثل آهن، کلسیم، روی و ویتامین ۲ B مواجهند.

صبحانه دانش‌آموزان فراموش نشود
دانش‌آموزان را بدون صبحانه به مدرسه نفرستند. صبحانه به‌عنوان یک وعده مهم غذایی ٢٠ تا ٣٠‌درصد انرژی روزانه فرد را تأمین می‌کند و خوردن آن در دانش‌آموزان از اهمیت بالایی برخوردار است. تحقیقات صورت گرفته حاکی از این است که خوردن صبحانه نه‌تنها برنامه سایر وعده‌های غذایی روزانه فرد را تنظیم می‌کند، بلکه تأثیر مثبتی بر یادگیری و افزایش بهره هوشی دانش‌آموزان دارد.

منبع: دکتر سلام

   



خانواده‌ای كه پدر و مادر در آن سختگیری بی‌جا دارند و پرخاشگر و انتقاد‌كننده باشند، به هوش بچه‌ها و جرأت بچه‌ها برای بیان توانایی‌شان صدمه وارد می‌كند. در مقابل، خانواده‌هایی كه محیط دوستانه، آرام و رابطه‌ای برمبنای تعامل سالم با فرزند خود دارند می‌توانند به رشد توانایی‌های هوشی بچه‌ها كمك كنند. پیشنهاد‌های زیر به شما كمك می‌كند كه در تقویت هوش بچه‌ها اثرگذار باشید:

1- صبحانه خوب و كامل را فراموش نكنید. مغز خوب و سالم، غذای سالم و كافی هم نیاز دارد؛ اگر كودك شما صبحانه خوبی بخورد كه بتواند 20درصد انرژی او را برای ادامه روز تأمین كند، حتما توجه و تمركز بیشتری پیدا می‌كند.

2- بازی به اندازه غذای خوب می‌تواند در رشد هوش ‌شناختی كودكان اثر‌گذار باشد. بازی حساب‌شده نوعی تمرین مغز است. در دوران نوزادی با بغل كردن بچه و بازی كلامی با نوزادان می‌توانید به رشد و تقویت بیشتر و بهتر هوش آنها كمك كنید. در سال‌های بعدی هم می‌توانید به كمك حواس بچه‌ها و بدون آنكه امكانات مادی زیادی لازم داشته باشید با او بازی كنید و به افزایش شبكه سلول‌های مغز كه ابزار هوش است، كمك كنید.

3- دالی بازی، قایم موشك، بازی‌های نمایشی مثل پانتومیم و حتی تشخیص بو‌ها با چشم بسته به رشد هوش كودك كمك می‌كند.

4- در سال‌های بالاتر، بازی‌های فكری كه بچه‌ها خودشان انتخاب می‌كنند مثل پازل و بعضی از بازی‌های رایانه‌ای در زمان‌های محدود می‌تواند مؤثر باشد.

5- تعامل كودك و والدین مثل حرف‌زدن، گوش‌كردن به هم، توجه به هم، سؤال پرسیدن و نظر خواستن، در قدرت هوش بچه‌ها اثر‌گذار است.

6- اگر پدر و مادر اهل مطالعه كتاب باشند به راحتی می‌توان ایده تشویق كودكان به مطالعه را برای افزایش هوش عملی كرد.كتاب خواندن سلول‌های مغز را فعال و زمینه تجربه‌اندوزی و آزمون و خطای كمتر را به بچه‌ها هدیه می‌كند. برای بچه‌ها كتاب بخوانید و اجازه بدهید هر سؤالی دارند از شما بپرسند و به آنها با حوصله و دقت جواب دهید. حتما شما هم بعد از خواندن كتاب از كودك خود درباره شخصیت‌ها و اتفاقات داستان سؤال بپرسید. از او بخواهید درباره داستان كتاب نقاشی هم بكشد.

7- سرزنش و مقایسه بچه‌ها را فراموش كنید. اگر بخواهید با میزان هوشمندی بچه‌ها فخرفروشی كنید آنها را در فشار روانی قرار می‌دهید و از همه مهم‌تر اینكه دوران كودكی را از آنها می‌گیرید.

8- شاید فكر كنید هر فرد نابغه و باهوش موفقی، قطعا خانواده مرفه و بدون مشكلی داشته. اما بهتر است بدانید كه اغلب افراد موفق دنیا زندگی‌های سخت و پر از رنجی داشته‌اند. شاید راز این شكوفایی در این باشد كه ذهن افراد در شرایط سخت و چالش‌انگیز مجبور می‌شودكه اطلاعات را پردازش و راه‌‌حل‌یابی كند. در خانواده به‌دنبال ایجاد محیط مصنوعی و گلخانه‌ای كه در آن بچه‌ها به رشد هوشی برسند، نباشید، به آنها فرصت فكر كردن و حل مسئله بدهید.

9- خلاقیت را در كودك رشد دهید. یكی از راه‌های رشد خلاقیت این است كه به جای اینكه همه چیز را حاضر و آماده در اختیارش بگذارید، به او كمك كنید تا از وسایل و ابزارهای دم دستی و غیرقابل استفاده، وسایل مورد نیاز خودش را بسازد. به او فرصت بدهید فكر كند كه چگونه می‌تواند به كمك یك لوله مقوایی كه از انتهای یك دستمال كاغذی رولی باقی مانده است و چند تكه پارچه و چسب و... یك جامدادی رومیزی برای خودش بسازد.

منبع سایت عصر ایران

   


شروع پیش دبستان نرگس

چهارشنبه 9 مهر 1393 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک |

اولین روزی که نرگس خانوم ما مانتو و شلورار تعلیم و تربیت کلاسیک رو پوشیده با دوست خوبش غزل








   


یک بیماری عصبی داریم به نام «تریکوتیلومانیا» که در افراد مبتلا به آن که موهایشان را می‌کنند. ابتدا باید زمینه اضطراب را از بین برد. موهایی که در اثر این مشکل از بین می‌روند، در ابتدا مجدد می‌رویند اما بعد از مدتی ریزش دائمی می‌شود. درمان دارویی برای این افراد وجود ندارد ولی برای آنکه التهاب ناشی از کندن مو کاهش یابد، می‌توان از قطره بتامتازون برای سر استفاده کرد و برای مژه و ابرو در کودکان از پماد چشمی هیدروکورتیزون به‌صورت موقتی کمک گرفت تا التهاب تا حدی کاهش یابد اما درمان اصلی کاهش اضطراب و استرس است. در این میان گاهی نه‌تنها کودک بلکه افراد خانواده نیز باید تحت مشاوره و درمان قرار بگیرند.

   


آیا کودک شما از آن دسته کودکانی است که از صبح تا شب حرف میزند؟ یا کودکی ساکت است؟
اگر چه این به تمایل کودک بستگی دارد ولی شما میتوانید مهارتهای صحبت کردن او را تقویت کنید. همانند یادگرفتن نوشتن و ریاضیات، تمرین و ممارست در صحبت کردن نیز تاثیر فراوان دارد.
به یک شنونده فعال تبدیل شوید.این به این معنی نیست که صحبت های فرزند خود را بشنوید، بلکه باید از او سوال کنید، اظهار نظر کنید و درگیر یک مکالمه واقعی شوید.اینجا برخی بازیها و فعالیتها که میتواند مهارتهای صحبت کردن کودک شما را ارتقا ببخشید آورده شده است.از آنجا که کودکان به طرق مختلفی می آموزند،تصور نشود که تمامی کودکان میتوانند از این فعالیتها به شیوه ای یکسان بهرمند شوند.

قسمت اول: برای زبان آموزان شنوایی
هر زمان که با کودکان هستید با او صحبت کنید
.در مورد خبری که خواندید.بحثی که در محل کار داشتید.هنگامی که به خرید میروید در مورد سفرهایی احتمالی که برای خرید رفتید با او صحبت کنید.ممکن است به نظر برسد که کودک شما گوش نمی دهد ولی تعجب نکیند اگر ببینید برخی چیزهای که شما به او گفتید را در صحبت با دیگران به کار گیرد.و به یاد داشته باشید که کودک به طور طبیعی تقلید می کنند پس مواظب زبانتان باشید.
از کودکتان سوالات باز بپرسید.اگر از کودکتان یک سوال باز مثل این که "امروز در مدرسه چه کار کردی؟" بپرسید از او پاسخ مفصل تری خواهید شنید تا اینکه از او سوالی با جواب بلی یا خیر مثل این سوال بپرسید "امروز مدرسه خوب بود یا نه؟"
اگر به صورت آهسته پاسخ میدهد با جزئیات بیشتری از او سوال کنید"چه آزمایش علمی امروز انجام دادید؟"به کودکتان فرصت دهید آنچه با آن روبه رو شده است را براتیان توصیف کند و با شور و اشتیاق به صحبتهای او گوش دهید.ممکن است مطالب به ظاهر  بی اهمیت را برایتان بازگو کند ولی همه اینها برای او مهم است.
آواز خواندن و  شعر خواندن و یا داستان خواندن کودکتان را ضبط کنید.کودکان از شنیدن صدای خودشان لذت میبرند.و این صداها را نگهدارید مانند عکسهایی که از دوران کودکی او نگه میدارید.
روی داستهای محبوب قدیمی کار کنید و آنها رابازخوانی کنید. کتابهای محبوب او و داستانهای معروف را با صدای بلند بخوانید و در برخی نقاط کلیدی داستان از او بخواهید که ادامه جمله را کامل کند و یا عمدا تغییراتی در داستان بدهید و ببینید که او متوجه اشتباه عمدی صورت گرفته خواهد شد.
گزارش یک کتاب را از کودک بخواهید.سر میز شام یا هرکجا که اعضا خانواده باهم هستند از کودکتان بخواهید تا خلاصه داستان کتابی را تازه خوانده را بیان کند.و از اعضاء خانواده بخواهید سوالاتی را مطرح کنند تا کودک پاسخ دهد و از کودک بخواهید که بگوید کجا کتاب را دوست داشته یا نداشته است.

تلخیص و ترجمه شده از سایت babycenter
http://www.babycenter.com/0_fun-activities-for-promoting-speaking-skills_67044.bc
(این پست وقت گیر بود قسمتهای بعدی در پستهای بعدی)

نرگس توی باغ پرندگان اصفهان



   


چشم کودک را معاینه کنید:
با دست تمیز شصت خود را به ملایمت روی پلکهای بالا و پایین بکشید و از کودک بخواهید که به چپ، راست، بالا و پایین نگاه کند. اگر ذره ای را مشاهده کردید از او بخواهید به دفعات متعدد و به سرعت پلک بزند. با این کار به مایعات طبیعی چشم این امکان را میدهید که آن ذره را به خارج برانند.
چشم را بشویید:
اگر روش فوق تأثیری نداشت،چشم را با آب بشویید. با این حال فرآورده های اشک مصنوعی بهتر هستند.اگر جسم در قسمت سفید چشم (صلبیه) باشد،شما میتوانید سعی کنید که با استفاده از یک سواپ پنب های مرطوب و با احتیاط کامل آن را بزدایید. از مالیدن و کشیدن ذرات باقیمانده روی چشم اجتناب کنید.
آرام کردن کودک:
وقتی جسم خارجی را در آوردید،کودک ممکن است به مدت 15 - 10 دقیقه در چشم خود احساس ناراحتی و تحریک داشته باشد.
گذاشتن کمپرس مرطوب روی چشم کودک این احساس را برطرف میکند. اگر نمیتوانید خاک را از چشم خارج کنید و تحریک و ناراحتی تا روز بعد هم ادامه دارد و یا چشمها غبار آلود به نظر میرسند، به چشم پزشک خود اطلاع دهید.

منبع: فصلنامه شیر مادر شماره 55و56

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :