تبلیغات
نوزادان، کودکان

سال نو مبارک

چهارشنبه 28 اسفند 1392 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک |


با امید سالی خوب با سلامتی کامل برای همه بچه های دنیا، خدایا، بیماری، یتیمی، گرسنگی هیچ کودکی را بر نتاب. آمین

   


انگار کودک با هم‌سن و سالانش خیلی فرق می‌کرد. وقتی دیگران اسمش را صدا می‌زدند یا با او صحبت می‌کردند، به نظر می‌آمد اصلا صدای آنها را نمی‌شنید، در حالی که ناشنوا هم نبود. علاقه‌ای به بازی با بچه‌های دیگر نداشت و به تنهایی با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کرد. هیچ وقت تلاش نمی‌کرد تحسین و تمجید دیگران را جلب کند و از همه مهم‌تر این که وقتی دیگران ناراحت و غمگین بودند اصلا به آنها توجهی نمی‌کرد و به اصطلاح حس همدردی نداشت.

آسپرگر، یک اختلال رشدی شدید است که ویژگی‌های آن عبارتند از: مشکلات عمده در تعامل اجتماعی، الگوهای غیرعادی علایق و رفتار به علاوه مهارت‌های نسبتا سالم شناختی و ارتباطی. کودکان مبتلا به اختلال آسپرگر (AD) همان آسیب‌دیدگی‌های اجتماعی و علایق محدود و قالبی کودکان در خودمانده را نشان می‌دهند، اما از لحاظ زبانی، رشد شناختی، رشد مهارت‌های خودیاری متناسب با سن، رفتار انطباقی (به جز تعامل اجتماعی)‌ و کنجکاوی درباره محیط دچار تاخیر نیستند.

افراد مبتلا به این اختلال معمولا خودمحور و به لحاظ اجتماعی نالایق هستند و همه فکر و ذکر آنها موضوعات و علایق بسیار محدود است که باعث می‌شود آنان غیرعادی به نظر آیند. دیگر ویژگی‌های بالینی رایج آسپرگر عبارتند از:

حرکت‌های ناپخته و بدآهنگ، قیافه و رفتارهای عجیب و غریب، فقدان همدلی، تعامل اجتماعی ناپخته و ناهمخوان و یکطرفه، ناتوانی در برقراری دوستی، انزوای اجتماعی، گفتار سرد و بی‌روح، ارتباط غیرکلامی ضعیف و اشتغال فکری به موضوعاتی چون آب و هوا.

نشانگان آسپرگر

برخی کودکان مبتلا به نشانگان آسپرگر رفتارهایی چون زدن، فریاد کشیدن، اوقات تلخی کردن، جر و بحث‌های مکرر یا حتی به فرد آسیب رساندن را انجام می‌دهند.

اغلب ما به طور طبیعی می‌دانیم چگونه به فردی که در حال صحبت کردن با ماست، نگاه کنیم، لبخند بزنیم یا گاهی سر تکان دهیم که دلیل توجه ما به او باشد، ولی افراد دارای آسپرگر ظاهرا نمی‌توانند از این قواعد نانوشته پیروی کنند. رفتار آنها هنگام ترک یک موقعیت اجتماعی گاهی اوقات آشفته می‌شود یا هنگام مواجه شدن با ظرافت‌های اجتماعی دچار دستپاچگی می‌شوند و از قراردادهای اجتماعی تخلف می‌کنند. آنان عقاید خصوصی خود را به دیگران می‌گویند یا سوالات کلا شخصی از طرف مقابل می‌پرسند. 

افراد دارای نشانگان آسپرگر اغلب رفتارشان به گونه‌ای است که انگار احساسات یا نظرات دیگران را درک نمی‌کنند و این موضوع، واکنش‌های اجتماعی آنان را مشکل‌تر می‌سازد. معمولا همدلی در دوران کودکی ایجاد می‌شود، زمانی که افراد شروع به ابراز علاقه و توجه به احساسات دیگران می‌کنند. کودکان در سنین پیش‌دبستانی غالبا درباره دوستان نگران و عصبانی خود صحبت می‌کنند. 

آنها حتی در بازی‌های خیالی خود ویژگی افراد ناراحت یا پریشان را مشخص کرده و نشان می‌دهند شرایط و پاسخ‌های مربوط را درک می‌کنند، اما کودکان دارای آسپرگر در درک احساسات دیگران مشکلات اساسی دارند. بسیاری از این کودکان حتی به والدین، خواهر و برادران و کودکانی که دچار آسیب و نگرانی هستند، توجهی ندارند یا این که ممکن است فهم نادرست و وحشتناکی از احساسات دیگران داشته باشند. اکثرا افراد مبتلا به این اختلال در مقایسه با همتایان تقریبا هم‌سن و سال خود مشکلات بیشتری دارند و در روابط خود با دیگران در طول زندگی با مشکل روبه‌رو می‌شوند.

کودکان با اختلال آسپرگر معمولا فعالیت‌هایی انجام می‌دهند که در صورت نیاز به تکرار، بدون ایجاد کسالت قادر به انجام آن هستند. در میان چنین افرادی، این ویژگی معمولا نشان‌دهنده علایق ویژه‌ای است که مانند یک وسواس یا مشغله ذهنی نمود می‌کند و آنان آنقدر غرق این سرگرمی شده که از بقیه مستثنا می‌شوند. کودکان مبتلا به آسپرگر ممکن است در اندیشیدن دچار مشکل شوند، اما از یک حافظه عالی برخوردار باشند. بسیاری از این کودکان استعدادهایی دارند، مثلا بسیاری از آنان در خواندن برتری دارند یا می‌توانند بسیاری از جزئیات گذشته را به خاطر آورند.

روش‌های درمانی

روش‌هایی وجود دارند که اگر نتوانند این اختلال (آسپرگر)‌ را به طور کامل درمان کنند، ولی می‌توانند به طور قابل‌ملاحظه‌ای در بهبود آنها موثر واقع شوند. راه‌های فراوانی وجود دارند که از طریق آنها بتوانید این اختلال را تحمیل و به کودکتان کمک کنید که در مدرسه و محیط‌های اجتماعی احساس راحتی بیشتری کند و برای او محیط خانوادگی را سالم و عادی و آرام نگه دارید. برخی از این درمان‌ها برای افراد مبتلا به آسپرگر شامل گروه‌های مهارت‌های اجتماعی، حمایت آموزشی، درمان زبان ـ ارتباط، دارودرمانی، تحلیل رفتار کنشی و روان‌درمانی فردی است.

می‌توان گفت مشکلات اجتماعی کودکان مبتلا به آسپرگر با گروه‌درمانی بهبود می‌یابند. این گروه‌ها بسرعت به آن دسته از رفتارهای اجتماعی متمرکز می‌شوند که به نظر می‌رسد کودکان دیگر آنها را به صورت طبیعی یاد می‌گیرند. رفتار اجتماعی به بهترین وجه در این گروه‌ها آموزش داده می‌شود. برخی از موضوعات متداول مورد توجه این گروه‌ها شامل زبان بدن، تماس چشمی (ارتباط با دیگری از راه چشم یا نگاه کردن) ، درک هیجانات دیگران و پی بردن به دیدگاه‌های دیگران است. همچنین مهارت‌های مکالمه‌ای و دیگر رفتارهای مهم جهت ایجاد تعاملات مثل معرفی خود، ملحق شدن به یک گروه، اظهار ارادت کردن نمونه درمان از طریق گروه‌های مهارت‌های اجتماعی است.

معمولا کودکان مبتلا به آسپرگر در استفاده از زبان برای مبادله اندیشه‌ها و اطلاعات با دیگران مشکلات دارند، مثلا وقتی با آنان به کنایه حرف می‌زنیم یا شوخی می‌کنیم ممکن است کودک مبتلا درست متوجه نشود. در درمان از طریق زبان ـ ارتباط، باید این مهارت‌ها را با حضور دیگر کودکان تمرین کرد و در این میان، راهنمایی یک درمانگر آگاه که بتواند یک جو حمایتی ایجاد کند، لازم است. 

فراموش نشود یکی از مسائل مهم مربوط به درمان، خانواده است چرا که والدین اغلب برای آینده فرزندشان بسیار نگران و مضطرب هستند و ممکن است گاهی احساس گناه کنند یا از رفتارهای غیرمعمول کودکشان ناراحت و افسرده شوند. در اینجا یک درمانگر خانوادگی آموزش دیده می‌تواند به والدین یاد دهد که چگونه در مقابل این احساسات عکس‌العمل نشان دهند و نیازهای کودکشان را برآورده سازند.

   


دبیر اجرایی دومین كنگره بین المللی نفرولوژی كودكان ایران گفت : عدم وزن گیری و اختلال دررشد از مهمترین علایم بیماری كلیوی است كه عدم تشخیص به موقع و درمان مناسب می تواند منجر به نارسایی كلیه در كودكان شود .

دكتر فاطمه قانع در گفت و گو با ایرنا افزود : بیماری های كلیه و مجاری ادرار یكی از بیماری های شایع در دوران نوزادی و كودكی محسوب می شود و والدین باید هر گونه تغییر در ادرار كردن ، كم و زیاد شدن ادراركودكان ،‌سوزش و تكرر ادرار ،‌درد شكم و پهلو را در میان كودكان جدی بگیرند.

وی خاطرنشان كرد : عدم تشخیص به موقع و درمان مناسب بیماری می تواند باعث نارسایی مزمن كلیه شود واثرات سوء بسیاری را بركودك ، خانواده و جامعه تحمیل كند.

قانع اظهار داشت : علایم و نشانه های بیماری های كلیوی در كودكان بر حسب سن شروع بیماری متغیر و از طیف وسیعی برخورداراست كه از آن جمله می توان به هیدرونفروزهای زمان جنینی ، اختلال رشد ، رنگ پریدگی ، عفونت های سیستم ادراری ، شب ادراری و اختلال در كنترل ادرار ، افزایش فشار خون و نارسایی قلبی اشاره كرد .

دبیر اجرایی دومین كنگره بین المللی نفرولوژی كودكان ایران ادامه داد: كودكان مبتلا به بیماری های مزمن كلیه در مقایسه با بالغین مبتلا از مشكلات عمده تری از جمله اختلال رشد ، تغییرات استخوانی ، تاخیر بلوغ و مشكلات سایكولوژیك رنج می برند

منبع روزنامه آرمان

   



 دکتر سیدسعید اعتمادی

جراح مغز و اعصاب

بیماری تکان کودک Shaken Baby Syndrome گاهی والدین و در غیاب آنها پرستار کودک برای ساکت کردن و جلوگیری از گریه‌ی ممتد او کنترل اعصاب خود را از دست داده و کودک در حال گریه را به شدت به طرف جلو و عقب تکان می‌دهند (شکل ۱).

کم نیستند والدینی که به خاطر ابراز لطف به کودک خود او را به بالا انداخته و می‌گیرند و این کار را چندین ‌بار تکرار می‌کنند و در برخی موارد خنده‌ی کودک آنها را تشویق به ادامه‌ی این روش خطرناک می‌کند. گرچه گاهی احساس ترس در چهره‌ی کودک هم مانع از انجام این کار نمی‌شود (شکل ۲).

تکان کودک به هردلیل چه از روی خشم و غضب، و چه از روی لطف و محبت، دیر یا زود دو عارضه شایع و زیانبار مغزی و چشمی را برای او به بار خواهد آورد، هر چند عوارض ناخواسته‌ی  دیگری هم ممکن است به طفل تحمیل شود. نگارنده‌ در طول طبابت خود به موارد متعددی از شکستگیهای وسیع استخوانی، آسیبهای شدید به احشای شکمی در اثر ناتوانی والدین در گرفتن کودک هنگام فرود آمدن برخورد کرده و سه مورد نیز عمل جراحی مغزی به علت اصابت سرکودک با پنکه‌ی سقفی در حال حرکت انجام داده است.

دراین مقاله نشان خواهیم داد که در بهترین شرایط و صرف نظر از اتفاقات غیرمترقبه و ناخواسته‌یی که به آن اشاره گردید، تکان کودک با هر انگیزه، به دلایل زیر موجب آسیب مغزی طفل می‌شود:

۱-       در نوزادان و کودکان نسبت وزن و اندازه‌ی سر نسبت به بدن در مقایسه با بزرگسالان بزرگتر بوده و بنابراین تکان بدن حرکت بیشتری را به سر می‌دهد (شکل ۳).

۲-       به علت ضعف عضلات گردنی در این سنین در مقایسه با سنین بالاتر، انتقال حرکات بدن به سر بیشتر است.

۳-       نسج مغزی در نوزادان و کودکان در سنین پایین ‌به علت میلینیزه نشدن آکسون، نرونهای مغزی بیشتری داشته و این آسیب‌پذیری بیشتری هم دارد.

علائم در بیماری تکان کودک از ۵ ثانیه بعد از تکان تا سالها بعد (برحسب شدت تکان و عوامل جانبی دیگر) بروز می‌نماید. ممکن است به صورت پارکینسونیسم یا اختلالات دیگر مغزی در سنین میانسالی بروز کند.

گرچه تکان سر در دوره‌ی نوزادی و حداکثر تا دو سالگی منجر به بیماری تکان کودک می‌گردد، اما در برخی منابع تا سن پنج سالگی هم گزارش شده است.

در بیماری تکان کودک، علائم عمده و شایع بیشتر ناشی از آسیبهای مغزی و چشمی است.

اما علائم ناشی از ضایعات دیگر مثل شکستیگهای دنده و آسیب شبکه‌ی بازویی (موقع گرفتن کودک در حال فرود) نیز ممکن است دیده شود.

علائم چشمی بیشتر به صورت خونروی‌های شبکیه (رتین) می‌باشد (شکل ۴).

علایم مغزی ناشی از آسیبهایی است که به علت تکان سر به مغز وارد می‌شود (مثل خونروی های ساب دورال (شکل ۵)، ادم مغزی، افزایش فشار داخل جمجمه، خونروی‌های وریدی هیدروسفالی (شکل ۶) و غیره).

میزان مرگ و میر در بیماری تکان کودک از ۱۵% تا ۳۸% (متوسط ۲۵%) گزارش شده است (شکل ۷).

یکی از مشکلاتی که در این بیماری وجود دارد عدم تشخیص صحیح یا دیر تشخیص دادن است که گاهی موجب انحراف پزشک معالج نیز می‌شود.

از دلایل عمده اشتباه در تشخیص این بیماری می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱-       کتمان حقایق توسط پرستار کودک یا حتی والدین کودک به علت ترس از مجازاتهای قانونی.

۲-       عدم وجود علائم بالینی مثل خراشیدگیها یا پارگی‌های پوستی، تورم زیر جلدی، کبودی در سر و یا صورت کودک.

۳-       عدم وجود دلایل رادیولوژیک مبنی بر شکستگی‌ جمجمه.

گر چه در موارد شدید که وضعیت کودک بحرانی است سی‌تی اسکن یا MRI ممکن است خونروی‌های ساب دورال حاد کودک را نشان دهد (شکل ۵) اما در اکثر موارد تستهای فوق نیز منفی است.

۴-       مشابه بودن علائم بیماری کودک با سایر بیماریهای مغزی و چشمی مثل اختلالات تشنجی، CP، هیدروسفالی‌های مادرزادی، سندرم مرگ ناگهانی نوزاد Sudden infant death syndrome))، کوری مادرزادی و غیره ممکن است حتی پزشک معالج را در تشخیص این بیماری دچار اشتباه کرده و پزشک به اجبار تستها و آزمایش‌های غیرضروری و بی‌موردی برای کودک انجام داده و حتی سالها با تشخیص اشتباه به مداوای کودک بپردازد.

پزشک معالج باید درصورت وجود علائم زیر در هر کودک زیر ۲ سال تشخیص بیماری تکان کودک را در لیست تشخیصهای افتراقی خود بگنجاند (حتی اگر علائم بالینی ضربه‌ی سر وجود نداشته باشد) این علائم شامل تشنج، کاهش هوشیاری، خواب آلودگی، اختلالات تنفسی، کاهش اشتها، تهوع، استفراغ، اختلال دید، وجود هیدروسفالی در سی‌تی‌اسکن به خصوص اگر عوارض فوق همراه با شکستگی‌ دنده، آسیب شبکه‌ی بازویی، ضایعات گردن و ستون فقرات باشد.

جلوگیری از بیماری مهلک وناتوان کننده‌ی تکان کودک بسیار آسان بوده و شامل موارد زیر می‌باشد:

۱-       کودکان خود را بالا و پایین نیندازید و عشق ومحبت خود را از راههای دیگر مثل نوازش نشان دهید (شکل۸).

۲-       در موقع عصبانیت کودکان را از خود دور کنید.

۳-       بدانید کودکان بی‌جهت گریه و بی‌تابی ‌نمی‌کنند، حتماً علتی دارد، آن علت را یافته و برطرف کنید. با تکان دادن کودک از روی خشم و غضب، نه علت یافت می‌شود و نه برطرف می‌گردد.

۴-       کودک دلبند خود را به افراد یا پرستاران کارآمد، خونسرد و کاملاً مورد اعتماد بسپارید.

۵-       با یافتن علائم مغزی یا چشمی که به آن اشاره شد، بلادرنگ به پزشک معالج کودک خود مراجعه کنید.

منبع: مجله پزشکی امروز

   



كم مویی كودكان می تواند علل متعددی داشته باشد. با توجه به اینكه سوءتغذیه یكی از علل عمده كم مویی در كودكان است بنابراین كمبود پروتئین و ویتامین مهم ترین بخش تغذیه كودكان در رشد مو محسوب می شود.
جگر گوساله، جوانه گندم، تخم مرغ، شیر، ماهی و حبوبات، منابع كاملی از پروتئین ها به شمار می روند. در میان خانواده ویتامین ها، ویتامین های E، C و A و ید از اهمیت بیشتری در رشد موی كودكان برخوردارند.
شلغم، كلم و بادام زمینی را ذخایر ارزشمندی ید است سبزیجات و میوه جات، آجیل و دانه های خوراكی نیز دارای ویتامین های E، C و A هستند.
مواد معدنی مانند سیلیس، كلسیم و آهن از جمله مواردی هستند كه مانع از ریزش مو می شوند. سیلیس در جو خام، پوست سیب زمینی، فلفل سبز، خیار و جوانه حبوبات به وفور یافت می شود.
برگه میوه ها، آب آلبالو، جگر، گوشت، اسفناج، تخم مرغ، خرما و كشمش نیز از منابع غنی آهن است. شیر نیز به عنوان مهم ترین منبع تأمین كننده كلسیم در بدن افراد محسوب می شود.
در ادامه بررسی روند كم مویی كودكان، وسواس كندن مو، استرس و دلواپسی، كم خوابی، شیمی درمانی و بیماری های سیستم ایمنی از دیگر علل كم مویی و با كچلی كودكان عنوان شده است. در كچلی معروف به «آلوپشی آرآنت» موضعی كه ریزش مو به صورت مقطعی در ناحیه سر و یا ابرو بروز می كند، انگل ها و یا كمبود ویتامین علت بروز عنوان شده است كه با تغذیه مطلوب جایگزین می شود.
چنانچه این بیماری موجب ریزش همه موهای بدن شود، غیر قابل بازگشت است.
از نظر پزشكان ریزش اولیه موی نوزادان كاملاً طبیعی است در شیرخواران نیز ضعیف بودن ریشه موی ناحیه پشت سر به علت سایش با بالش دچار ریزش می شود كه این موضوع نیز قابل بازگشت است.
عفونت ها و قارچ ها از دیگر عوامل ریزش موضعی مو می باشد كه در این شرایط، درمان سریع و به موقع، مشكل را برطرف می كند و تأخیر در درمان ممكن است كه كچلی موضعی را به دنبال داشته باشد.
شامپو تأثیری در رشد یا ریزش مو ندارد
متخصصان پوست عوامل ارثی و ژنتیكی را شایع ترین علت ریزش مو می دانند و به گفته آنان با تجویز داروهای خاص می توان از ریزش موی ناشی از عوامل ارثی جلوگیری كرد اما هیچ درمان قطعی برای ریزش موی ارثی وجود ندارد.
رویش و ریزش تعدادی از موهای سر را در مدت زمان خاص طبیعی است. به طور طبیعی 90درصد موی سر افراد در تمام طول عمر در فاز رویش و 10درصد آن در حال ریزش است.
ریزش بیشتر از صد تار مو در روز زنگ خطری برای ریزش مو است. افرادی كه دچار ریزش های ناگهانی مو به میزان بیشتر از صد تار مو در روز می شوند باید به پزشك متخصص مراجعه كنند.
عوامل ژنتیك و هورمونی شایع ترین علت ریزش موی سر است. این نوع ریزش مو از سنین 20سالگی به بالا شروع می شود و به طور دقیق مشخص نیست كه چرا ریزش موی ناشی از عوامل ژنتیك در برخی از افراد در سنین پایین و در برخی در سنین بالا اتفاق می افتد.
می توان با تجویز برخی داروهای خاص از ریزش موی ناشی از عوامل ارثی پیشگیری كرد، اما هیچ درمان قطعی برای كنترل این عارضه وجود ندارد.
بیماری ها و مصرف داروهای خاص از دیگر علل ریزش مو است. بیماری های فقر آهن، فقر اسیدفولیك، حاملگی و زایمان، جراحی ها، بیهوشی، كم كاری و پركاری تیروئید و در نهایت مصرف برخی داروهای خاص منجر به ریزش مو می شود كه در این موارد با درمان بیماری، رشد مو به حالت طبیعی خود برمی گردد.
عوامل روانی از علل دیگر ریزش موی سر است. در این نوع ریزش، تكه هایی از موی سر و ریش افراد به طور ناگهانی می ریزد و استرس می تواند این نوع ریزش را تشدید كند اما علت اصلی این نوع ریزش مشخص نیست2.درصد از افراد جامعه دچار ریزش موی ناشی از علل فكری هستند، كه به جز در 5درصد موارد، با تجویز یك سری داروهای خاص می توان ریزش موی ناشی از عوامل فكری را درمان و برطرف كرد.برخی ریزش های مو ناشی از عوامل پوستی مانند قارچ، سوختگی و سایر بیماریهای پوستی است كه می توان با درمان این بیماری ها ریزش مو را برطرف كرد.
تعویض شامپو تأثیری در رشد مو یا توقف ریزش مو ندارد. بسیاری از افراد تصور می كنند می توانند با تعویض مداوم شامپو رشد مو را زیاد و از ریزش آن جلوگیری كنند در صورتی كه این اقدامات به هیچ عنوان مؤثر نیست.
متأسفانه بسیاری از افراد جامعه در رژیم های غیراصولی خود نیاز مو به مواد غذایی پروتئینی، میوه جات و سبزیجات جهت رشد طبیعی آن را در نظر نمی گیرند و این امر باعث ریزش شدید موی سر در این افراد می شود.
 

   


تحقیقات نشان می دهند که برخی عبارات مثبتی که ما به کودکان می گوییم ، در واقع بسیار مخرب هستند. باوجود اینکه نیت بدی نداریم، اما با بکار بردن این جملات باعث می شویم که کودکان به آنچه که واقعا هستند باور نداشته باشند. بعضی از جملات ما گول زننده اند و باعث می شوند کودک کمترین تلاش ممکن را برای کاری انجام دهد و یا در زمان سخت شدن کاری آنرا رها کند.

اینجا یک لیست از ۱۰ عبارتی داریم که شما باید همین حالا از دایره لغات خود حذف کنید. همچنین در کنار این عبارات ما عبارات پیشنهادی به شما معرفی می کنیم که شما با استفاده از این عبارات بتوانید انگیزه درونی و اشتیاق کودک را تحریک کنید.

"کارت خوب بود”
این جمله معمولا مکررا برای کارهایی استفاده می شود که کودک در انجامش واقعا تلاشی نکرده، با بکار بردن این عبارت به او یاد می دهید که هرچیزی که مامان یا بابا بگوید ” کار خوب ” است( یعنی فقط در زمانی که پدر ومادر بگویند خوب است)

به جای آن بگویید ” تو واقعا برای آن سخت تلاش کردی!” با تکیه روی تلاش کردن ،به او یاد می دهیم که تلاش از نتیجه مهمتر است. این به کودک یاد می دهد که در زمان روبرو شدن با یک کار سخت ، پافشاری بیشتری در انجام آن از خود نشان دهد و به شکست به دید یک گام به سوی موفقیت نگاه کند.

” پسر/ دختر خوب”
این جمله در حالیکه جزو عبارات مثبت به شمار می رود اما واقعا تاثیری متضاد چیزی که می خواهیم دارد. اغلب والدین از این جمله برای بالا بردن اعتماد به نفس کودک استفاده می کنند. اما متاسفانه تاثیر آن کاملا برعکس است. وقتی دختر شما جمله ” دختر خوب” را بعد از انجام کاری که شما از او خواسته بودید می شنود، اینطور تلقی می کند که چون کاری که "شما” خواسته اید را انجام داده پس ” خوب ” است. و این سرآغاز این داستان است که کودک از این می ترسد که نکند دیگر ” بچه خوبی ” نباشد و انگیزه و اشتیاق او برای همکاری در سایر کارها از ترس دریافت نکردن همین بازخورد سرد شود.

درعوض بگویید: ” زمانی که کمک می کنی واقعا لذت می برم” . این جمله به کودک می فهماند که شما چه می خواهید و رفتار او چگونه روی نظر شما تاثیر می گذارد. شما میتوانید حتی احساسات خود را به او بروز دهید و مثلا بگویید: ” دیدم که عروسکت را به دوستت قرض دادی” این به کودک اجازه می دهد که برای خودش تصمیم بگیرد و بداند که قرض دادن کار خوبی است و به او این حق را می دهد که دوباره همین کار را با انگیزه درونی خود تکرار کند نه به این خاطرکه اینکار را برای خوشایند شما انجام دهد.

” چه عکس زیبایی "
وقتی که ما نظر و عقاید خود را درمورد کار هنری کودک تحمیل می کنیم، در واقع این حق قضاوت و اعتبار بخشیدن را درباره کار خودش از او می گیریم. به جای این جمله بگویید:” من قرمز ، آبی و زرد می بینم ! نظرت خودت درباره نقاشی ات چیست؟ ” بوسیله مشاهده درعوض بیان ارزیابی خود، به کودک اجازه می دهید که تصمیم بگیرد نقاشی زیباست یا خیر. شاید در نظر او نقاشی ترسناک باشد و اگر از او بخواهید نظرش را درباره نقاشی بگوید ، در واقع از او خواسته اید که کار خود را ارزیابی کند و نیت و مهارتهای خود را که نشان دهنده خلاقیت او در زمان بالغ شدن می باشد را با شما درمیان بگذارد و او را همانند هنرمندی رشد دهید.

” اگر تو فلان کار را بکنی من به تو فلان چیز را می دهم”
رشوه دادن به بچه ها مانع مشارکت آنها به سهولت و سادگی می شود. این چنین معاملاتی با کودکان تبدیل به یک سرازیری لغزنده می شود و چنانچه بطور مداوم صورت گیرد،همیشه مجبور به عقب نشینی می شوید . مثلا ” نه! اتاقم را تمیز نمی کنم اگر برایم فلان چیز را نخری”.

به جای آن از جمله” از اینکه به من در تمیز کردن خانه کمک می کنی ممنونم "استفاده کنید . هنگامی که ما قدردانی واقعی خود را نشان می دهیم کودکان انگیزه ذاتی برای کمک کردن پیدا می کنند و اگر فرزندان شما چندان اهل کمک نبودند، به او وقتهایی را یادآوری کنید که کمکتان می کرد. مثلا بگویید:” یادت هست یک زمانی کمکم می کردی آشغالها را بیرون بگذارم؟ واقعا کمک بزرگی بود. ممنونم!” . سپس به او اجازه دهید که به این نتیجه برسد که کمک کردن به دیگران لذت بخش است و یک پاداش معنوی در بر دارد.

” تو خیلی باهوشی”
وقتی به بچه بگویید که باهوش است، فکر می کنیم که اعتماد بنفس و عزت نفس او را زیاد کرده ایم اما باید بدانید که اینگونه ستودن از شخصیت او واقعا تاثیر عکس دارد. با گفتن اینکه او باهوش است، بطور ناخودآگاه این پیام را به او می فرستیم که او فقط درصورتی باهوش است که نمره خوبی بگیرد، کارش را تمام کند و یا بهترین نتیجه را بگیرد . همه اینها فشار زیادی را روی یک کودک وارد می سازد. مطالعات نشان می دهند ،وقتی که کودک حل یک بازی پازل را تمام کرد و به او بگوییم که باهوش است ، حرف ما باعث می شود که او برای حل پازل های سخت تلاش نمی کند. دلیلش هم این است که او نگران می شود که شاید پازل را نتواند حل کند و ما او را باهوش ندانیم.

در عوض سعی کنید به او بگویید که قدر تلاش او را می دانید. با تمرکز کردن روی تلاش بیش از نتیجه، به او اجازه می دهید که بفهمید چه چیزی واقعا برایتان با ارزش است. درست است که حل کردن یک پازل جالب است اما حل پازل های سخت تر به مراتب جالب تر است. در همان مطالعه دیده شده که وقتی که روی تلاش تمرکز می کنیم- ” وای تو واقعا خوب تلاش کردی”- دفعه بعد کودک سعی می کند سعی کند پازل های مشکل تری را حل کند.

” گریه نکن "
دیدن گریه بچه ها همیشه راحت نیست اما وقتی که به او می گوییم ” گریه نکن” احساسات او را نادیده گرفته و به او می فهمانیم که اشک هایش برای ما ارزشی ندارد. این باعث می شود که او احساساتش را مخفی کند و در نهایت دچار انفجار عاطفی شده و بیشتر ناراحت شود.

سعی کنید به کودک فضایی برای گریستن بدهید مثلا بگویید ” ایرادی ندارد که گریه کنی. هرکسی بعضی وقتها به گریه نیاز دارد. منم همینجا هستم و به تو گوش می کنم.” حتی ممکن است گاهی احساسی که کودک دارد را شما بیان کنید، ” ناراحتی که نمیتوانیم برویم پارک ، آره؟ ” این کمک می کند که کودک احساس خودش را بهتر درک کند و یاد بگیرد که در غالب جملات آنها را بیان نماید. با تشویق او به بیان احساساتش ، به او کمک می کنید که احساسش را تنظیم نماید که جزو توانایی های مشکل هر فردی در سراسر زندگی اش به شمار می رود.

” قول می دهم …”
زیر قول زدن واقعا ناراحت کننده است. لحظه سنگینی است و از آنجاییکه زندگی کاملا غیرقابل پیش بینی است، من پیشنهاد می کنم که کلا این واژه را از دایره لغات خود حذف کنید.

در عوض سعی کنید که کاملا با کودک صادق باشید. ” می دانم که تعطیلات دوست داری با سارا بازی کنی و ما همه تلاشمان را می کنیم که این اتفاق بیافتد. اما خواهش می کنم یادت باشد که بعضی وقتها اتفاقات پیش بینی نشده ای می افتد، من هم تضمین نمی کنم که حتما این هفته این اتفاق بیافتد.” ولی هر زمانی که میگویید کاری را انجام می دهید مطمئن باشید که از پس آن بر می آیید . سر قول ماندن، اعتماد می آورد و زیر قول زدن ارتباط عاطفی شما را زیر سوال می برد پس مراقب حرفی که می زنید باشید، و تا آنجاییکه ممکن است کاری کنید که طبق حرفی باشد که زده اید.

یک نکته ای که باید درباره این مساله اشاره کرد این است که اگر سر قولتان نماندید ، به آن اذعان داشته باشید و از فرزندتان عذرخواهی کنید. به یاد داشته باشید که شما به او یاد می دهید که درزمان بدقولی کردن چگونه رفتار کند . بدقولی کردن چیزی است که اغلب ما حداقل یک بار دچارش می شویم. حتی اگر برای شما مهم نباشد ولی می تواند برای کودک مهم باشد. پس همه سعی خود را بکنید که الگویی از صداقت برای او باشید و چنانچه موفق نبودید حداقل سعی کنید پا پیش گذاشته و مسئولیت آنرا به عهده بگیرید.

” چیز مهمی نیست”
خیلی وقتها اتفاقاتی می افتند که ما احساسات کودک را نادیده می گیریم، ولی باید واقعا مراقب این قضیه باشید. برای کودک اغلب چیزهایی مهم است که برای ما بزرگسالان اهمیت چندانی ندارند. پس سعی کنید همیشه از دید او به قضیه نگاه کنید. با او همدردی کنید حتی اگر مرزی بین خود و او قائلید و یا به در خواست او پاسخ منفی داده اید.

” من واقعا متوجهم که تو آن چیز را می خواهید اما امروز نمی شود آن کار را انجام داد.” یا ” متاسفم که مایوست می کنم ولی پاسخم منفی است” اینها بهتر از پاسخ هایی هستند که شما برای متقاعد کردن او بکار می برید و به او می فهمانید که خواسته های او واقعا اهمیتی ندارند.

” همین حالا دست بردار، وگرنه!”
تهدید کودکان معمولا کار خوبی نیست. اول از همه ، شما به آنها مهارتی می آموزید که واقعا دوست ندارید داشته باشند: استعداد بکار بردن زور یا قدرت حیله گری برای گرفتن چیزی که می خواهند حتی وقتی که دیگران تمایلی به این کار نداشته باشند. دوم، شما خودتان را در یک موقعیت ناشیانه قرار می دهید یعنی مجبور می شوید که از تهدیدهای خود دفاع کنید- قرار دادن یک مجازات سختگیرانه در قبال تهدیدی که در حالت عصبانیت کرده بودید- یا می توانید عقب نشینی کنید و به کودکتان یاد دهید که تهدید شما بدون معنی بوده است. در هر حال، باعث می شوید که نتیجه مطلوب را نگیرید و رابطه خود را با کودک خراب کنید.

در حالیکه تهدید نکردن کودک خیلی سخت است، سعی کنید درباره خطرات احتمالی به او هشدار دهید و یا به سمت چیزمناسب تری هدایتش کنید. ” اصلا خوب نیست که برادرت را بزنی. نگران اینم که او تو را بزند و یا او هم در عوض تو را می زند. اگر می خواهی به چیزی آسیب وارد کنید بهتر است آن چیز یک بالش، مبل و یا تخت خواب باشد.” با مطرح کردن یک چنین پیشنهاداتی که امنیت بیشتری هم دارند همچنان به او این اجازه را می دهید که احساساتش را خالی کنید و شما هم بتوانید نقشی در تعیین رفتار او داشته باشد. در نهایت این امر باعث میشود که او خودش و احساساتش را بهتر کنترل کند.

” چرا اینکار را کردی؟”
اگر کودک کاری کرده که شما خوشتان نمی آید ، مطمئنا باید با او صحبت کنید. اما تنشی که در آن لحظه به وجود می آید اجازه نمی دهد که او از اشتباهاتش درس بگیرد. و وقتی که شما از او می پرسید ” چرا؟” شما به او فشار می آورید که به کارش فکر کند و آنرا تحلیل نماید که یک مهارت بسیار پیشرفته حتی برای بزرگتر ها به شمار می رود. در زمان برخورد با چنین پرسشی ، بیشتر کودکان حالت تدافعی به خود گرفته و یا سکوت می کنند.

در عوض، یک مسیر ارتباطی با او برقرار کنید و حدس بزنید که او چه احساسی ممکن است داشته باشد و نیازهای اساسی او چه چیزهایی می تواند باشد. ” مایوس شدی که دوستانت به نظرت گوش ندادند؟ ” با تلاش به درک احساسات و نیازهای او ، ممکن است حتی حس کنید که از عصبانیت خودتان نیز کاسته شده است. ” او دوستانش را کتک زد چون نیاز به فضایی داشت و احساس ترس کرده بود و نمی دانست که با دیگران به چه روشی ارتباط برقرار کند. او تروریست که نیست فقط یک بچه است”

   


روان‌شناسان کودک تاکید می‌کنند پرورش توان حرف زدن در سنین پایین، بر مهارت‌های رفتاری یا توانایی گفتاری و شنیداری و تقویت حس کنجکاوی کودک تاثیر می‌گذارد. 

بر این اساس بهتر است که والدین هنگام حرف زدن کودک، دست بزنند یا به طریق دیگری شادی خود را نسبت به توانایی که در او در حال شکل‌گیری است، نشان دهند. به بیان دیگر هر چقدر کودکی زود‌تر به حرف بیفتد در پرورش استعداد‌های‌شناختی و ارتباطی‌اش سریع‌تر رشد خواهد کرد. 

بزازان با اشاره به اینکه وقتی کودکتان را به حرف زدن تشویق می‌کنید، او را به استفاده از استعداد طبیعی شنیدن نیز ترغیب می‌کنید، می‌افزاید: یکی از نشانه‌های ارزیابی کودکان باهوش، توانایی آن‌ها در تکلم است، چراکه دیر حرف زدن کودکان یعنی صحبت کردن آن‌ها پس از سه تا ۳. ۵ سالگی، رشد مهارت‌های ارتباطی و‌شناختی کودک را با تاخیر مواجه می‌کند. 

به گفته وی، روان‌شناسان کنجکاوی را نیز یکی از اصلیترین دلایل پرحرفی بچه‌ها تلقی می‌کنند؛ حس کنجکاوی کودکانه‌ای که از سوی والدین‌گاه مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. 

به من توجه کن! 

شاید تاکنون بار‌ها توجه کرده باشید زمانی که مادران با تلفن به مدت طولانی صحبت می‌کنند یا در جمعی مشغول صحبت هستند و از کودکشان غافل می‌شوند، کودک با صحبت کردن طولانی یا پرسش‌های مکرر سعی می‌کند که توجه مادر را به خود جلب کند. روان‌شناسان ریشه این نوع واکنش‌های رفتاری کودک را جلب توجه والدین می‌دانند. 

بزازان با تاکید بر این ‌که گاهی ترس کودکان نیز به زیاد صحبت کردن آن‌ها منجر می‌شود، می‌افزاید: این اتفاق بویژه در سنین پایین و برای کودکانی که شب‌ها از تنها خوابیدن در اتاق خود می‌ترسند، اتفاق می‌افتد. چنین کودکانی از والدینشان می‌خواهند که کنار آن‌ها بمانند تا با آن‌ها صحبت کنند. حسادت نیز بخصوص پس از به دنیا آمدن فرزند جدید در خانواده، برای کودکان بالای سه سال، می‌تواند عاملی برای زیاد صحبت کردن و جلب توجه والدین محسوب شود. 

این روان‌شناس تاکید می‌کند: در بسیاری موارد، زیاد حرف زدن حتی در بزرگسالان نیز وسیله‌ای برای پوشش پریشان احوالی روحی یا نگرانی‌های درونی است. اگر والدین به فرزندشان به اندازه کافی توجه کنند و برایش به طور اختصاصی وقت بگذارند، اما باز هم فرزندشان به طور غیرعادی صحبت کند، باید به دنبال ریشه‌های روانی قضیه بگردند. نباید فراموش کرد که گاهی نیز کم حرف زدن کودکان می‌تواند نشانه‌ای از بروز افسردگی در آن‌ها باشد. 

برای کودک وقت بگذارید

آنچه والدین یا پرستاران کودک باید توجه داشته باشند این است که روزانه به مدت یک ساعت، زمانی را به کودک اختصاص بدهند و در آن زمان، کودک را در انتخاب نوع بازی یا سرگرمی دلخواهش آزاد بگذارند، با کودک نقاشی کنند، کتاب بخوانند، بازی کنند، کارتون ببینند یا به پارک بروند. 

بزازان با تاکید بر فراهم کردن فرصتی برای بروز خلاقیت کودکان طی بازی‌های روزانه می‌گوید: اختصاص زمانی حدود یک ساعت در روز برای کودک، نه تنها باعث می‌شود که او احساس کند که مورد توجه است، بلکه نیاز او برای بروز کنجکاوی از طریق بازی، نقاشی و قصه‌گویی مرتفع می‌شود. 

همچنین از لحاظ عاطفی به والدین‌اش نزدیک‌تر و از نظر‌شناختی غنی‌تر می‌شود و به رشد خلاقیت و تکامل اجتماعی‌اش کمک می‌شود. 

نتیجه بررسی‌های روان‌شناسان و تجربیات شخصی بیشتر والدین نشان داده است که انگیزه برای صحبت کردن زیاد کودکان با هدف جلب توجه، زمانی که پدر و مادر‌ها به طور اختصاصی زمانی را برای بازی یا سرگرمی آن‌ها اختصاص داده‌اند، به حداقل رسیده است؛ یعنی اختصاص چنین زمانی، فرصتی را فراهم می‌کند تا به بسیاری از پرسش‌های کودک، پاسخ‌های منطبق با سطح درکش داده شود. 

به گفته بزازان، اگر والدین چنین زمانی را هر روز به فرزندشان اختصاص دهند، می‌توانند بدون نگرانی به پرسش ‌های کودکانه آن‌ها پاسخ دهند و فرصتی را برای ایجاد حس عاطفی مطلوب از طریق صحبت کردن با فرزندشان فراهم کنند.


منبع :روزنامه شرق






روزها چه زود میگذزند دیروز پاییز بود و امروز زمستان

   




برای جلوگیری از بروز فاویسم پنهان در كودكان از دادن باقلابه آنها در چند سال اول خودداری كنید
خستگی، ضعف شدید، رنگ پریدگی، كم خونی، زردی و در واقع نشانه هایی شبیه به هپاتیت از علائم یك بیماری معروف بهاری است كه به بیماری باقلایی نیز شهرت دارد.
 فاویسم كه در زیرگروه بیماری های عفونی قرار می گیرد، در همه افراد و بخصوص در كودكان باید بسیار جدی گرفته شود، چراكه كم خونی ناشی از این بیماری در صورت عدم كنترل بموقع می تواند آسیب جدی به كبد و كلیه وارد كند.
این بیماری همزمان با فصل عرضه باقلای سبز، معروف به باقلای مازندرانی ـ كه دانه ای سرشار از آنتی اكسیدان است ـ در افرادی كه زمینه مساعد این بیماری را دارند، شیوع می یابد، اما لزوما با مصرف باقلابروز پیدا نمی كند، بلكه مصرف برخی داروها یا ابتلابه برخی بیماری های عفونی چون هپاتیت نیز می تواند به آشكارشدن نشانه های آن در بیمار كمك كند.
دكتر زهرا عبدی، متخصص بیماری های عفونی و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران در گفت وگو با «جام جم» با تاكید بر این كه فاویسم زمینه ارثی داشته و به طور قطعی قابل درمان نیست، می گوید: این بیماری در صورتی كه به طور ناشناخته در بیمار باقی مانده باشد بسیار خطرناك تر خواهد بود. بویژه به علت بروز عوارض جبران ناپذیر در كودكانی كه ممكن است این بیماری در آنها به صورت پنهان وجود داشته باشد، بهتر است از دادن مواد غذایی حساسیت زایی چون باقلادر چندساله ابتدایی زندگی شان به آنها خودداری شود.
    
 بیماری ارثی در كمین آقایان
 به گفته پزشكان، بیماری فاویسم یك بیماری ارثی است كه بر اثر كمبود یا فقدان یك آنزیم (گلوكز شش فسفات دی هیدروژینا) بروز می كند.
 دكتر عبدی می گوید: مصرف باقلای مازندرانی كه سرشار از آنتی اكسیدان است و به خودی خود فواید زیادی دارد، برای افرادی كه فاقد آنزیم گلوكز شش فسفات دی هیدروژینا هستند، به پاره شدن گلبول های قرمز خون، خونریزی داخل عروق، كم خونی حاد و نارسایی كلیه منجر می شود. از آنجا كه ژن های این بیماری ارثی روی كروموزوم X واقع شده است، بیشتر آقایان را مبتلامی كند. البته فاویسم از شخص بیمار به دیگری منتقل نمی شود، اما با خوردن باقلاتوسط مادر شیرده در كودكی كه زمینه این بیماری را دارد، منجر به بروز فاویسم می شود.
    
    وقتی فاویسم حاد می شود
پزشكان تاكید می كنند: بیشترین شیوع بیماری فاویسم در سنین یك تا 5 سال است. خستگی، كوفتگی، استفراغ، اسهال، تهوع، دل درد، رنگ پریدگی، گاهی تب، كم خونی، ادرار پررنگ، ضعف شدید و زردی از علائم بیماری فاویسم است. پس در صورت بروز علائم یاد شده در فرزندان، باید آنان را به بیمارستان برد تا در صورت نیاز به آنها خون تزریق ​ شود. دكتر عبدی تاكید می كند: برخی از افرادی كه مبتلابه فاویسم هستند، دارای علائم شدید بیماری نمی شوند و فاویسم در آنها تنها به شكل خفیف، آن هم در مواجهه با عوامل حساسیت زای غذایی، شیمیایی، دارویی یا برخی بیماری های عفونی بروز پیدا می كند.
    اما برخی افراد دچار علائم شدید بیماری، یعنی كم خونی و زردی چشم دائمی هستند. به هرحال هر زمان كه شخصی نشانه هایی از خونریزی بافتی را از طریق تغییر رنگ ادرار در خود ببیند، باید هرچه سریع تر به پزشك متخصص مراجعه كند تا با تشخیص سریع بیماری فاویسم از عوارض وخیم بعدی آن از جمله كم خونی حاد، زردی و نارسایی كلیه ها جلوگیری به عمل آورده شود.
    
    پیشگیری همیشه آسان نیست
به گفته متخصصان عفونی، پیشگیری از ابتلابه فاویسم در مواردی كه بیماری در شخص همچنان ناشناخته است، آسان نیست، چراكه در صورت ابتلای قبلی به بیماری می توان با دوربودن از عوامل غذایی، شیمیایی و دارویی حساسیت زا از بروز بیماری جلوگیری كرد، اما در صورت پنهان بودن بیماری بخصوص در كودكان، پیشگیری بسیار مشكل خواهد بود.
    دكتر عبدی با تاكید بر این كه خانواده ها باید توجه كنند اگر ریشه ارثی بیماری فاویسم را در خود دارند از خوراندن باقلابه فرزندشان در خردسالی جلوگیری كنند، می افزاید: فاویسمی ها حتی به مزارع باقلانیز نباید نزدیك شوند؛ مصرف باقلاهم به صورت خام و هم پخته برای بیماران فاویسمی خطرناك است و اصلانباید استفاده شود. فاویسمی ها همچنین باید از استفاده برخی​ داروها شامل آسپیرین و داروهای ضدمالاریا خودداری كنند و در منزل از نفتالین و حشره كش استفاده نكنند.
    
    شبیه و متفاوت از هپاتیت
به گفته دكتر عبدی، زردی ناشی از بیماری فاویسم با هپاتیت متفاوت است، چراكه رنگ پریدگی و كم خونی در فاویسم ناشی از پارگی گلبول های قرمز است، در حال كه زردی در هپاتیت به علت دفع صفرا از كبد است. بی شك ریشه این دو بیماری با آزمایش خون در بیمار مشخص خواهد شد.
این متخصص عفونی اضافه می كند: عفونت ها ازجمله مهم ترین عواملی به حساب می آید كه سبب شعله ور شدن این بیماری می شود. به همین دلیل ممكن است در برخی افراد ابتلابه بیماری هایی چون هپاتیت B منجر به بروز علائم فاویسم چون كم خونی شدید شود؛ بروز چنین علائمی نشان دهنده آن است كه شخص، عامل بروز بیماری فاویسم را نیز در خود دارد.
  درمان فاویسم در بسیاری موارد با تزریق خون به بیمار همراه است و در صورت بروز نارسایی كلیه، دیالیز نیز توصیه می شود. به هرحال بهترین درمان برای فاویسم، پیشگیری از بروز علائم آن و عدم مصرف و مواجهه با عوامل محرك بیماری است.
    
    
منبع: رزونامه جام جام 21/1/91

   


سلام.
دخترم اخیرا بعضی روزها صبح زود دچار استفراغ میشد.این موضوع من رو مقداری نگران کرد و باعث شد در بارش توی اینترنت کاووش کنم.توی سایتهای ایرانی مطلبی که خیلی با مورد دخترم شباهت داشته باشد گیر نیاوردم ولی توی سه سایت خارجی مطلبی رو خوندم که شاید بد نباشه خلاصش رو اینجا بیارم

یک علت استفراغ که معمولا نادیده گرفته می شود:

بسیاری از والدن متوجه این موضوع نمی شوند که نخوردن غذای کافی ممکن است دلیل استفراغ های غیر قابل توجیه در نیمه های شب و یا صبح زود باشد.

وقتی که کودک شما هیج علائمی از تب، انفولانزا و یا مشکلات گوارشی ندارد.استفراغ ممکن است ناشی از افت قند خون باشد.که اغلب این اتفاق در کودکان 8 ماهه ویا کودکان بین 4/5 تا 5 ساله اتفاق می افتد.(دختر من هم بین 4.5 تا 5 سالشه و ظاهرا هم مشکلی نداره)

تشخیص رسمی برای این مورد ketotic hypoglycemia میباشد.استفراغ ناشی از ketotic hypoglycemia معمولا در نمیه های شب یا اولین چیزی است که در صبح زود اتفاق می افتد.و کسانی مستعد آن هستند که مدت طولانی تری را شام نخوردند.یا کم شام بخورند.

این گونه استفراغ معمولا با آنفولانزای معده اشتباه گرفته می شود.از مشخصه های اصلی این گونه استفراغ این است که کودک خیلی زود به حالت عادی برمی گردد.واگر استفراغ در نیمه های شب رخ دهد کودک بعداز سپری کردن یه دوره کوتاه ضعف دوباره به خواب راحت خواهد رفت و اگر هنگام سپیده دم باشد کودک بعد از نیم ساعت می تواند فعالیتهای روزمره خود را شروع کرده و به مدرسه برود.(دختر من هم زود خوب میشود)

به طور معمول در طول شب هنگام خواب، بدن از قند خون و برخی از ذخیره های  گلیکوژن در عضلات و / یا کبد برای تولید انرژی مورد نیاز برای انجام فعالیت های متابولیسم پایه استفاده می کند.ketotic hypoglycemia در کودکانی رخ میدهد که در سن رشد هستند و به اندازه کافی تغذیه نمی شوند بنابراین مقدار کمی غذا یا یک میان وعده عصرگاهی نمیتواند نیاز آنها به انرژی و کالری را تامین کند.از این رو است که ketotic hypoglycemia بیشتر در کودکانی رخ میدهد که لاغر تر از حد معمول هستند.(مثل دختر من)

امیدوارم مطلب فوق مفید باشد.با وجودی که ترجمه دست و پا شکسته ای دارد

لینک منبع اصلی 

   


گروهی از متخصصان اطفال در آمریکا هشدار دادند که زنان باردار، نوزادان و کودکان به هیچ‌وجه نباید شیرخام که غیرپاستوریزه و غیرهموژنیزه است، مصرف کنند.


به گزارش ایسنا، کمیته بیماری‌های عفونی و کمیته تغذیه در «آکادمی پزشکان اطفال» آمریکا اعلام کرد: فروش شیر، پنیر و سایر لبنیات غیرپاستوریزه باید در این کشور ممنوع شود زیرا مصرف آن خطر ابتلا به عفونت‌های خطرناک را در مصرف‌کنندگان بالا می‌برد.

طبق گزارش این دو کمیته، حداقل 97 درصد محصولات لبنی مصرفی در آمریکا پاستوریزه می‌شوند اما در برخی از ایالت‌ها فروش شیر غیرپاستوریزه همچنان قانونی است.

شیرخام می‌تواند حامل باکتری‌های خطرناکی چون E.coli و سالمونلا ناشی از حیوانات بیمار و یا تماس با کود آلوده باشد.

با وجود خطراتی که مصرف شیرخام و غیرپاستوریزه برای سلامتی دارد برخی گروه‌ها همچنان تاکید دارند که مصرف شیرخام با کاهش خطر ابتلا به آلرژی و آسم مرتبط است.

پزشکان همچنین خاطر نشان کردند این ادعا که شیرخام حاوی مواد مغذی است و با پاستوریزه کردن آن، این مواد از بین می‌رود تایید نشده است.

مرکز کنترل و پیشگیری امراض آمریکا اعلام کرد: از سال 1998 تا 2011 میلادی، 148 بیماری مرتبط با مصرف شیرخام یا محصولات شیرخام گزارش شده که به بستری شدن 284 نفر و مرگ دو نفر منجر شده است.

علاوه بر نوزادان و زنان باردار مصرف شیرخام بر سلامت افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند و نیز بر سلامت افراد مسن تاثیر منفی دارد.

   


هرگونه سیستم و برنامه‌ریزی در مورد پول توجیبی می‌تواند به خوبی کار کند و جواب دهد، در صورتی که: الف- زمانی به کودکان پول توجیبی پرداخت کنیم که به لحاظ سنی، توانایی مدیریت آن را داشته باشند. ب- برنامه‌ریزی و سیستم طراحی شده، آنقدر ساده باشد که کودکان به راحتی بتوانند آن را اجرا کنند.
 مطالعات نشان می‌دهند، کودکانی که پول توجیبی دریافت نمی‌کنند، نسبت به کودکانی که به طور منظم و مشخص پول توجیبی دریافت می‌کنند، به مراتب مخارج بیشتری دارند. پول توجیبی به شما و کودک کمک می‌کند تا بر مسوولیت‌های مالی خود کنترل و نظارت بیشتری داشته باشید. به‌خصوص اگر پول توجیبی به صورت مشخص و روشن برای هزینه‌ها و مخارجی معین در نظر گرفته شده باشد و به عنوان یک پول اضافی به کودک پرداخت نشود. 
 پول توجیبی را از همان زمان خردسالی باید به کودکان پرداخت کرد، کارشناسان سنین مختلفی را برای شروع پرداخت پول توجیبی مطرح می‌کنند، اما 6 سالگی یکی از مطلوب‌ترین زمان‌ها برای شروع این پرداخت مالی است. در واقع کودکان از 6 سالگی شروع به مقایسه چیزهایی که می‌خواهند و ارزشگذاری چیزهای مختلف می‌کنند، بنابراین با پرداخت پول توجیبی آنها حق انتخاب چیزهایی را که خودشان دوست دارند خواهند داشت و مسوولیت این انتخاب را نیز بر عهده می‌گیرند. 
 باید درباره موارد و زمینه‌های استفاده از پول توجیبی توسط کودکان بسیار حساس باشید و به طور مشخص به کودکان بگوییم که این پول به منظور انجام کدام یک از هزینه‌های او در نظر گرفته شده است. پول توجیبی برای کودکان می‌تواند بابت هزینه‌های اضافی و بر طرف نمودن خواسته‌های آنها مثل خرید اسباب بازی، یا چیزهای مشابه پرداخت شود و برای نوجوانان و جوانان پول توجیبی برای موارد ضروری‌تر مثل خرید لباس، هزینه ایاب و ذهاب و سایر موارد مشابه منظور گردد. 
 با سایر والدین صحبت و مشورت کنید که آنها چه مقدار پول توجیبی به کودک خود پرداخت می‌کنند و این مبالغ را برای چه هزینه‌ها و چه مخارجی در نظر گرفته‌اند. اما همانطور که قبلا نیز گفته شد، شما باید با توجه به شرایط اقتصادی خانواده خود، گروه سنی فرزند و با توجه به روحیات او مبلغ پول توجیبی را تعیین کنید. 
 اگر شما جزو آن دسته از والدین و خانواده‌ها هستید که به پس‌انداز و نیکوکاری و امور خیریه توجه ویژه‌ای دارید، باید در مبلغ در نظر گرفته شده برای پول توجیبی کودک خود، جهت انجام اینگونه اهداف خاص مبلغ جداگانه و بیشتری اختصاص دهید. بهتر است کودکان را از همان ابتدا به اهمیت پس‌انداز کردن پول و خرید هدیه و انجام امور خیریه و نیکوکاری عادت دهید و در مورد جنبه معنوی و ارزشی اینگونه موارد با او مفصل صحبت کنید. قبل از اینکه در مورد انجام کار‌های نیکوکاری و خیریه بخواهید با کودک خود صحبت کنید و بخشی از پول توجیبی او را به این کار اختصاص دهید، توجه کنید، این روش و توصیه ممکن است برای همه کودکان مناسب نباشد و جواب ندهد، و بعضی از بچه‌ها شاید در برابر آن واکنش خوبی نداشته باشند، از طرف دیگر خود والدین نیز شاید بخواهند که اینگونه فعالیت‌ها با نظارت خودشان و از محل پولی خارج از پول توجیبی کودکان انجام شود، در هر صورت تصمیم با شما است. 
 کودکان خود را تشویق کنید تا بخشی مشخص از پول توجیبی خود را به صورت منظم جهت رسیدن به اهداف مالی و پولی، پس‌انداز کنند. اهدافی مانند خرید دوچرخه، کامپیوتر، گوشی موبایل و سایر چیزهای دیگر. اگر بتوانید بین پول توجیبی و پس انداز کودک خود رابطه‌ای هر چند ضعیف ایجاد کنید، نقش تاثیرگذاری بر وضعیت مالی او خواهید داشت. 
 پرداخت پول توجیبی را مشروط به انجام کارهای روزمره خانه یا کارهای شخصی کودکان خود نکنید، این در مورد همه کودکان جواب نخواهد داد. آنها ممکن است به پرداختن یا نپرداختن پول توجیبی از طرف شما توجهی نکنند و با لج بازی کارهای مربوط به خودشان را انجام ندهند. البته بعضی از والدین هم هستند که بین انجام کارهای روزمره خانواده و پول توجیبی کودکان هیچ گونه ارتباطی قائل نمی‌شوند. بهترین پیشنهاد این است که برای انجام بعضی از کارهای روزمره خانه، مثل خرید نان، شست‌وشوی ماشین، تمیز کردن حیاط خانه و سایر موارد مشابه مبلغ معینی را تعیین کنید و جدا از پول توجیبی به کودک پرداخت نمایید. شما نباید پرداخت پول توجیبی را منوط به شرط و محدودیت‌های 
خاصی بکنید. 
 اگر کودک شما در مورد چیزهای مختلف بد رفتاری می‌کند، مثلا وسایل خواهر یا برادر خود را خراب می‌کند، یا به وسایل خانه صدمه می‌زند، سعی کنید با ارائه توضیحات منطقی، بخشی از پول توجیبی آنها را جهت ترمیم و درست کردن آن وسیله کسر کنید. در بیشتر مواقع زمانی که کودکان با کسر و کاهش پول توجیبی خود مواجه می‌شوند، دست از این کار‌های بد بر خواهند داشت، در اینجا نیز تاکید می‌کنیم که به هیچ عنوان پول توجیبی او را به طور کامل حذف نکنید، زیرا تاثیر و نتیجه بدتری خواهد داشت. 
 اگر می‌خواهید که کودک شما رفتار‌های پولی و مالی مناسبی داشته باشد، باید انتظارات و توقعات خود از آنها را به صورت شفاف و واضح بیان کنید، بیشتر کودکان روحیه همکاری و مشارکت دارند و این وظیفه شما است تا این ویژگی را در آنها پرورش دهید. اگر شما و کودکتان در یک مسیر مشخص و همسو گام بردارید، مشکلات و دردسرها به حداقل خود می‌رسد، پس باید یک مسیر هدفدار طراحی کنید و آن را در اختیار خانواده خود  قرار دهید. 
  به هیچ عنوان پرداخت پول توجیبی را به تاخیر نیندازید و هر طوری که هست به موقع و طبق برنامه از قبل تعیین شده، آن را به کودکان پرداخت کنید. 
منبع: روزنامه دنیا اقتصاد شماره3014

   


پژوهشهای روان شناسان در زمینه رشد دینی، اطلاعات مفیدی را در اختیار والدین و مربیان قرار می دهد و نحوه درک و فهم کودکان و نوجوانان را از مفاهیم مجردی مثل خدا، شیطان، بهشت و... روشن می کند تا بتوانیم براساس ظرفیت فرزندمان روشهای آموزش مذهبی را در پیش بگیریم.دکتر رضا بیانی، روانپزشک معتقد است: کودکان در سنین 2 تا 6 سالگی از جهت شناخت در دوره پیش عملیاتی قرار دارند. از خصوصیات تفکر در این دوره می توان به خود محور بودن کودکان و تمرکزگرایی آنان اشاره کرد. خود محوری یعنی این که کودک فقط از دریچه چشم خود و بر اساس مقدار توانایی هایش به پدیده های جهانی نگاه می کند و نمی تواند دیدگاههای دیگران را مورد توجه قرار دهد. تمرکزگرایی به این معناست که کودک فقط می تواند به یک جنبه از پدیده ها توجه کند که ممکن است آن هم جنبه مهمی از پدیده ها نباشد و سپس با این شناخت آن را به بقیه موارد تعمیم دهد. پس کودک در این سنین به بخش محدودی از یک مسأله توجه می کند، از همین رو کودکی که در این مرحله از تفکر قرار دارد در مورد مفهوم خدا نیز چنین تفکری دارد. او خداوند را موجودی مادی و حتی انسان تصور می کند. بنابراین برای خدا دست و پا و سر و صورت قائل است. او برای خدا خانه ای تصور می کند که همان بهشت است و از آنجا به کارهای ما نگاه می کند و مواظب ماست، یا از بهشت به زمین می آید تا کارهای ما را درست کند. یا بهشت را باغ یا پارک بزرگی می داند که انواع وسایل بازی و خوراکی دارد و می توان در آنجا بازی کرد و خوشحال بود. در مورد جهنم نیز آن را جایی می داند که آتش زیادی در آن جا وجود دارد و یا در مورد شیطان او را یک آدم زشت تصور می کند که روی سرش شاخ دارد. البته باید متذکر شد کودک این موضوعها را براساس گفته ها و شنیده ها تصور می کند.

دکتر بیانی این دوره را تفکر مذهبی شهودی می نامد دوره ای که شناخت و تفکر در قالب تجارب و محسوسات حبس شده و محدودیت دارد. اما زمانی که کودک وارد سن مدرسه می شود و یا به قول «پیاژه» وارد دوره عملیاتی عینی می شود و در سن 7 تا 11 سالگی قرار دارد، به تدریج توان غلبه بر محدودیتهای فکری دوره قبل را پیدا می کند. مثلاً می تواند از چند جنبه به پدیده ها بنگرد و همچنین از حالت خود محوری اش کاسته می شود.

به گفته وی، کودک سعی می کند از طریق توجیهات فیزیکی، پدیده ها را توضیح دهد. بنابراین کودکان دبستانی تلاش می کنند خدا را به عنوان یک انسان فرض کنند، یک انسان خارق العاده و اعجاب انگیز. توجیه های آنها گاهی مادی و خام و گاهی فوق مادی می شود. مثلاً گاهی خدا را مرئی و قابل رؤیت و به شکل آتش و نور و گاهی نامرئی می پندارند و این مسأله بیانگر آن است که کودک بین مرحله تفکر شهودی و عینی دست و پا می زند.

* زهره مرتضوی، کارشناس خانواده مرحله عملیات صوری را مقارن با بلوغ و دوره راهنمایی تحصیلی می داند و می گوید: کودک در این مرحله از تفکر عینی به سمت تفکر انتزاعی حرکت می کند. البته این حرکت تدریجی است و نوجوان، در توجیه مسایل رفته رفته از خیال پردازی های کودکانه فاصله می گیرد و به طرف استقراء و قیاسهای منطقی پیش می رود. در مورد علت پدیده ها فرضیاتی در ذهن خود می سازد و آنها را آزمایش می کند. این فرضیه ها در ابتدا با عناصر مادی محدود اما به تدریج این عناصر کنار گذاشته می شود و تفکر شکل نمادین و انتزاعی به خود می گیرد. پس فرضیاتی خارج از تجارب خود وضع می کند و با استفاده از دلایل، آن را رد می کند یا می پذیرد. «گلدمن» این دوره را تفکر مذهبی انتزاعی می خواند و سن آن را از 13 تا 14 سالگی به بعد می داند. (شایان ذکر است که سنین یاد شده در سیر تفکر مذهبی کودک تقریبی است و تأکید می شود که نباید به عنوان سنین قطعی در نظر گرفته شود.) در نتیجه نوجوان خدا را به صورتی نمادین و جزو مجردات می داند و این که خدا طبیعتی غیرمادی و روحانی دارد. گاهی از اوقات در بین نوجوانان هنوز حالت انسان پنداری خداوند دیده می شود که شاید بتوان آن را ناشی از پایین بودن درجه هوشی یا بی علاقگی نسبت به مسایل دینی دانست.

از این مطالب در می یابیم که تحول مفهوم خدا همگام با رشد شناختی کودک و هر دوره دارای ویژگیهای انحصاری است. بنابراین لازم است در هر دوره بنا به تناسب خصوصیات ذهنی و شناختی به فرزندانمان آموزشهای دینی را ارائه کنیم و اجازه دهیم کودکان دین کودکانه خود را داشته باشند و از طرح و تدریس عقاید پیچیده و مشکل برای آنها خودداری کنیم، زیرا نمی توانند آن را درک کنند و چه بسا موجب بدفهمی و گریز آنها از دین شود.

همچنین به لحاظ عاطفی بهتر است در این سنین خداوند را با صفات رحمت و رحمانیت معرفی کنیم و نه با صفات قهریت. از تأکید زیاد و افراطی روی اجرای دقیق و صحیح برخی احکام دین و عقوبت اجرا نشدن کاملاً صحیح آنها خودداری نماییم؛ زیرا نگارنده این سطور به عنوان مشاور، موارد متعددی از مراجعان به مرکز مشاوره را ملاحظه کرده که این تأکیدهای افراطی باعث ایجاد وسواسهای فکری و عملی در آنها و باقی ماندن این مشکل تا سنین نوجوانی و بزرگسالی شده است. بهتر است طرح بسیاری از مسائل اعتقادی تا دوره تفکر صوری به تأخیر افتد. انتظار می رود در این مرحله نوجوان به دلیل افزایش توانمندیهای ذهنی و شناختی، مسائل اعتقادی را از روی تفکر، تدبر و تأمل بپذیرد و تا پایان عمر از آنها حفاظت کند.

منبع: روزنامه قدس 16/10/88

نرگس کوچولو یه روز پاییزی توی حیاط خونه



   


نکاتی در مورد جشن تولد ها

سه شنبه 14 آبان 1392 نویسنده: والدین یک فرشته کوچک | نوع مطلب :نکات خواندنی ،

- مدت مهمانی کوتاه باشد.به این ترتیب بچه ها حوصله شان سر نرفته و شما نیز خسته نمی شوید.
- غذاها و نوشیدنی های ساده تهیه کنید. زیرا بچه های کوچک ذائقه و سلیقه خاصی ندارند
-لیستی از بازیهای و سرگرمی هایی را که می توانید انجام دهید آماده کنید. ولی آمادگی داشته باشید در صورت عدم تمایل بچه ها آن را عوض کنید.
- در مورد اطفال خردسال می توانید چندین تن از والدین را نیز دعوت کنید تا به شما کمک کنند. در این صورت هنگام بروز اتفاق یا گریه وزاری می توانید به کمک هم آنها را آرام کنید.
- برای مهمانان کوچک هدایایی کوچکی بخرید تا باخود به خانه ببرند و احساس خوبی داشته باشند.
- از والدین بخواهید که سر ساعت دنبال فرزندانشان بیایند

منبع: کتاب پرورش و نگهداری کودکان 3 تا 6 ساله مولف برایان وارد

این هم عکسی از نرگس کوچولوی ما که حالا دیگه 4 سال و نیمه شده

آپلودسنتر مرجع تخصصی موسیقی ایران

بدون شرح
آپلودسنتر مرجع تخصصی موسیقی ایران

شهرستان اردکان- خانه مادربزرگ 

   


کمک به کودکان و نوجوانان زلزله زده برای غلبه بر مشکلات روانی ناشی از مواجهه با صحنه‌های حادثه ، یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی است که والدین، مربیان یا متخصصان بهداشت روانی با آن رو به رو هستند.

تحقیقات نشان داده اند که واکنش های افراد در مواجهه با حوادث بسیار متفاوت است برخی کودکان تنها دچار نگرانی می‌شوند و خاطرات تلخی در ذهن آنان ایجاد می‌شود، این گروه با کمی حمایت های روانی به مرور زمان بهبود می یابند .اما گروهی بطور عمیق دچار مشکل می‌شوند. واکنش به حادثه ممکن است بلافاصله و یا روزها و حتی هفته‌ها پس از سانحه بروز کند.

● علائم آسیب های روانی در اطفال کمتر از ۲ سالدر کودکان کمتر از ۲ سال که در حوادث ، والدین و عزیزان خود را از دست داده اند ، رفتارهای روحی ذیل بروز می نماید:

▪ گریه و بی قراری
▪ بی علاقگی به آنچه که در اطرافش اتفاق می افتد یا ترس از محیط اطراف
▪ اختلال در خواب و اشتها
▪ وقفه یا تأخیر در سیر رشد رفتاری آنان مانند زمان شروع خندیدن ، زمان شروع نشستن ، راه رفتن و تکلم و…
▪ فقدان عکس العمل نسبت به محرک های طبیعی
▪ پس رفت تکاملی ، مانند توقف در راه رفتن و تکلم

● اختلالات روانی در اطفال ۲ تا ۴ سال استرس و اختلالات روحی کودکان سنین ۲ تا ۴ سال ، در مواجهه با حوادثی که منجر به از دست دادن والدین و دیگر اعضاء خانواده آنها شده باشد ، با علائم زیر بروز می نماید.

▪ بازگشت به مراحل اولیه رشد ، مثلاً تکلم به شیوه ابتدایی ( کودکانه)
▪ مکیدن شست دست
▪ شب ادراری
▪ بی اختیاری دفع مدفوع
▪ کابوس های شبانه
▪ ترس از اشیاء خیالی
▪ پرخاشگری نسبت به دیگران
▪ ترس و بی اعتمادی نسبت به دیگران
▪ عدم تمرکز حواس و اختلال در یادگیری
▪ عدم عکس العمل مناسب به محرک های محیطی

● علائم آسیب های روحی در اطفال سنین مدرسه عموماً علائم روانی در این سنین به اشکال ذیل می باشد.

▪ گریستن و بی قراری
▪ اختلالات خواب ( بی خوابی – پرخوابی – کابوس های شبانه )
▪ شب ادراری
▪ شکایات جسمی متعدد
▪ پرخاشگری و تهاجم
▪ عدم تمرکز حواس و مشکلات تحصیلی
▪ ترس از اتفاقات قریب الوقوع
▪ تقلید صحنه های ناراحت کننده نشانه‌های معمول در نوجوانان ۱۲ تا ۱۷ ساله احتمالاً واکنش هایی نظیر بزرگسالان شامل یادآوری مکرر سانحه ، کابوس، کرختی عواطف، اجتناب از هر چیزی که یادآور سانحه است، افسردگی ، استفاده نابجا از دارو، ناسازگاری با همسالان ، پس رفت های آموزشی ، رفتار غیراجتماعی، همچنین گوشه‌گیری و انزوا، ناراحتی‌های جسمانی، تصمیم به خودکشی، امتناع از رفتن به مدرسه ، ناراحتی در خوابیدن و سردرگمی از خود بروز می‌دهند.

بدیهی است درمان این اختلالات یک امر تخصصی است که بوسیله پزشک و در صورت لزوم بوسیله روان پزشک یا روان شناس بالینی انجام خواهد شد ولی آنچه به امدادگران مربوط می شود. شناخت این کسالت هاست تا بتوانند ضمن بیماریابی و ارجاع به مراکز تخصصی‌، استرس آسیب دیدگان را کاهش دهند و از بروز شدت اختلالات روانی آنان پیشگیری به عمل آورند.

● توصیه های بهداشت روانیبرای آنکه افراد بازمانده از حوادث ، کمتر در معرض آسیب های روحی قرار گیرند و از بروز اختلالات روانی دائم در آنان ، پیشگیری به عمل آید توصیه می گردد:

۱ – هرگز کودکان را از والدینشان جدا نکنید مثلاً:

۱-۱- اگر کودک مجروح است .الزاماً باید مادر یا پدر یا یکی از بستگان بسیار صمیمی اش همراه او اعزام شود.

۲-۱- اگر مادر مصدوم است هنگام ارجاع مادر به مراکز درمانی تخصصی تر ، سعی شود کودکان زیر ۴ ساله اش نیز همراه او یا پدرش اعزام گردد.

۳-۱- اگر کودک شیرخوار است و مادر فوت کرده است ؛اولاً – سعی شود برای کودک شیرخوار مادر رضاعی ( یعنی کسی که بتواند به او شیر بدهد ) پیدا کنید . ثانیاً – کودک را به بستگان درجه اول مانند پدر یا مادربزرگ ، خاله یا عمه و عمو بسپارید و سفارش شود که مرتب او را نوازش نمایند و هرگز کودک را ترک ننمایند.

۴-۱- اگر کودک ۴-۱ ساله است و مادرش فوت کرده است حتماً پدر یا سایر بستگان درجه اول او بطور دائم همراه کودک باشند.

۲ – در صورتی که اشیاء یا لباس قابل استفاده از پدر و مادر متوفی ، باقی مانده است مثلاً روسری یا تسبیح ، آنها را در اختیار فرزندش قرار دهید.

۳ – امکانات بازی و سرگرمی برای کودکان فراهم گردد . زیرا بازی باعث انحراف توجه کودک از استرس می‌شود و به او آرامش می‌دهد.

۴ – سعی کنید کودکان را با لطیفه‌های جالب بخندانید ولی این کار را در موقعیت‌هایی انجام دهید که باعث رنجش بزرگترها نشود.

منبع: عصر ایران

   


وسایل مورد نیاز:
1-کیسه بزرگ پارچه ای یا روکش بالش
2-انواع حیوانات پلاستیکی کوچک یا وسایل کوچک و آشنا
3-کش

روش انجام بازی:
بدون این که کودکتان نگاه کند، چند عدد اسباب بازی یا وسیله های را که به او تعلق دارد انتخاب کنید.آنها را داخل کیسه بریزید و در آن را محکم با کش ببندید. از کودک بخواهید تا سعی کند با لمس کردن کیسه، حدس بزند که چه چیزی داخل کیسه وجود دارد.هر بار که او درست پاسخ داد وسایل را یکی یکی بیرون بیاورید تا آنجا که چیزی داخل کیسه نماند.

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :