ماشاچی اش باشید

كودك دست شما را می گیرد و به زور به اتاقش می برد تا پریدن از روی تخت را كه به تازگی یاد گرفته برای شما به نمایش بگذارد یا از شما می خواهد، هنگام بازی او را تماشا كنید. نگویید «حوصله ندارم، خودت بازی كن دیگه» مقاومت نكنید در برابر تماشای كودك. او را مطمئن كنید كه همیشه تماشایش می كنید و حواستان به كارها و توانایی هایش هست.

 تو افتخار منی

او باید مطمئن شود كه شما به اینكه او فرزندتان است، افتخار می كنید. در عین حال نباید توانایی ای كه در او نیست، یا علاقه ای به آن ندارد را تنها به این دلیل كه شما دوست دارید، به او نسبت دهید. «تو حتما هنرمند بزرگی می شی»، «تو پزشك خیلی خوبی می شی»، «تو حتما ورزشكار نمونه ای می شی»! در این صورت كودك با اضطراب دائمی زندگی می كند و نه تنها در آن كاری كه شما دوست دارید، پیشرفتی نخواهد داشت بلكه از علایق و استعدادهای واقعی خودش هم دور می ماند.

از اولش تو را می خواستم
«خوشحالم كه تو بچه منی! خوشحالم كه در كنارم هستی. خوشحالم كه خدا تو را به ما هدیه داده» و جملاتی از این دست در برابر جملاتی چون «كاش یكی برای چند ساعت تو رو نگه می داشت تا من نفس بكشم»، «از اولش هم تو رو نمی خواستیم»، «از وقتی به دنیا اومدی همه چی خراب شد»، «تو باعث شدی نتونم درس بخونم» و... . كودك نباید از اینكه وجود دارد احساس گناه كند و با این حس بزرگ شود. در عوض می بایست خوشحالی مان را از وجودش و در كنارش بودن عنوان كنیم.

ادامه دارد...


https://telegram.me/nozadaneh