تبلیغات
نوزادان، کودکان - مطالب مرداد 1395

چندی پیش دو کودک خردسال ۴ و ۹ ساله در حادثه آتش سوزی جان خود را از دست دادند، گزارش ها حاکی از آن است هنگام آتش سوزی والدین این کودکان در خانه نبوده اند و در آپارتمان نیز قفل بوده است، این تنها نمونه ای از صدها اتفاقات ناگواری است که برای کودکان تنها در خانه به وقوع می پیوندد.

یکی از مهمترین نگرانی و دلهره های والدین، تنها گذاشتن فرزندانشان در خانه است، بی گمان کودک ، سرانجام روزی باید جدایی از والدین را تجربه کند و برای ساعات کوتاهی هم شده، تنها در خانه بماند، اما چطور می توان به کودک اعتماد و او را در خانه تنها رها کرد؟ آیا کودک می تواند تنها در خانه بماند؟ در چه سنی  می توان کودک را در خانه تنها گذاشت؟ مقدار زمان مفید تنهایی کودک در خانه چه میزان است؟  تنها گذاشتن کودک با همسالان درست است یا نادرست؟ چه کودکی آمادگی حضور تنها در خانه را دارد؟ پیامدهای منفی جسمانی و روانی تنها ماندن کودک  در خانه چیست؟ و... برای دانستن پاسخ این سوالات، ادامه این نوشتار را مطالعه کنید:

از چه سن و سالی کودک را تنها بگذاریم؟
اگر چه تنها گذاشتن کودک در خانه در سنین پایین هرگز توصیه نمی شود اما گاهی والدین بنابر شرایطی خاص، این کار را به عنوان آخرین راه حل انتخاب می کنند. فرمول خاصی برای تنها گذاشتن کودکان در خانه وجود ندارد، اما بی تردید سن و سال کودک یکی از مهمترین مولفه ها برای تصمیم گیری دراین باره است. توجه به ویژگی های شخصیتی و سلامت روان کودک، بلوغ روانی، داشتن مهارت و توانایی وی برای مدیریت تنهایی و مراقبت از خویش و همچنین شرایط محیطی از جمله عواملی است که در تصمیم گیری قطعی نقش بسزایی دارد. 

کودکانی که از تنهایی می ترسند و حتی در حضور خانواده تلاش می کنند از تنها ماندن در فضاهای مختلف خانه اجتناب کنند و یا کودکانی که بیش فعال اند و ممکن است از تنهایی به عنوان فرصتی برای پرداختن به فعالیتهای خطرآفرین استفاده کنند را هیچ گاه نباید در خانه تنها گذاشت. به طور کلی روان شناسان معتقدند حدود سنی  بالاتر از ۷ یا ۸ سالگی مناسب ترین زمان شروع تنها گذاشتن کودک در خانه است، اگر چه عده ای از کودکان را هرگز نمی توان قبل از ۱۰ و ۱۲ سالگی به تنها ماندن در خانه دعوت کرد.

پیامدهای منفی تنهایی در خانه
احتمال وقوع اتفاقات ناگوار و آسیب جسمانی کودک، یکی از مهمترین مشکلات مبرهن و آشکار تنها گذاشتن کودک در خانه است، چه بسا بسیاری از کودکان به خاطر فطرت کنجکاو و تجربه طلبشان در نبود والدین به سراغ رفتارهای خطر آفرین چون روشن کردن آتش، کار با وسائل برقی و ... می روند و از آنجا که به اندازه بزرگسالان، توانایی های لازم برای مقابله با خطر و  یا متوقف کردن حادثه را ندارند، بیشتر آسیب می بینند و حتی در برخی موارد جان خود را از دست می دهند. همچنین  تنها ماندن کودک در خانه آسیب های جدی به سلامت روانی وی وارد می کند، کودکی که از تنهایی هراسناک است با تنها ماندن در خانه تجربه های تلخ و جبران ناپذیری خواهد داشت که روح لطیف او را جریحه دار و آسیب پذیر می کند. حضور کودک در خانه ای که هیچ کس نیست باعث تبلور احساس تنهایی و مورد بی توجهی قرارگرفتن در وی می شود.

از سوی دیگر روان شناسان معتقدند تنهایی کودکان در خانه از جمله دلایل موثر بر ضعف و افت تحصیلی دانش آموزان است، هر چند این کودکان بیش از سایر کودکان در معرض خطر اعتیاد به سیگار، مواد مخدر، مواد الکلی و ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب ، استرس و انحرافات اخلاقی هستند.

چه کودکی می تواند تنها در خانه بماند
برخورداری از اعتماد به نفس کافی و سر نترس داشتن از جمله خصوصیات کودکی است که می تواند در خانه تنها بماند. معمولا چنین کودکانی مهارت های کلامی کافی برای برقراری ارتباط با دیگران را دارند و  از بیان خواسته های خود خجالت نمی کشند،  در برابر اتفاقات غیر منتظره، تحریک پذیر و ناآرام نیستند، قدرت بالایی در پذیرش خطاها و اشتباهاتشان دارند حتی اگر مورد بازخواست و سرزنش قرار گیرند، مشکلات را به طور مطلوب حل می کنند، در انجام کارها پیشقدم می شوند بدون آنکه کسی به آنها متذکر شود و یا یادآوری کند، مسئولیت پذیر هستند و با رضایت و افتخار عهده دار انجام کاری می شوند، در برابر فشار دوستان و دیگران جرات کافی برای مقاومت دارند و به خاطر ارتباط خوب و صمیمانه ای که با والدین خویش دارند می توانند تمامی احساسات، تفکرات، مشکلات و نگرانی های خویش را با والدین شان در میان بگذارند.

از سوی دیگر، قوانین خانه برای این دسته از کودکان  کاملا مشخص و شفاف است و آنان بخوبی می دانند مجاز به انجام چه کارهایی هستند و چه کارهایی را نباید انجام دهند، معمولا این کودکان توانمند و مجهز به مهارتهای لازمه  برای تنها ماندن در خانه هستند، مثلا به راحتی و به طور صحیح می توانند نام، آدرس و شماره تلفن خودشان و یا  محل کار والدین شان را بیان کنند، شماره پلیس ۱۱۰ را می دانند و برای در اختیار گذاشتن اطلاعات به آنان توانا هستند، آگاه به این مهم هستند که از ورود افراد مشکوک به منزل باید خودداری کنند، بیرون از منزل بتنهایی بازی نمی کنند،این کودکان می دانند هنگام حضور تنها در خانه، چگونه به تلفن و یا مراجعات به منزل پاسخ دهند و به هنگام کنجکاوی و پرسش شان، چه اطلاعاتی را در اختیار دیگران حتی افراد آشنا قرار دهند، مطلع از شرایط اضطراری هستند و تلفن های پایگاه رسیدگی به بحران ها مانند آتش نشانی و اورژانش را به خوبی به خاطر دارند.

مدت زمان تنهایی کودک چقدر باشد؟
تنها گذاشتن کودک در زمان متقضی و مناسب و با توجه به خصوصیات روحی و روانی وی نقس بسیار مهمی در فرآیند رشد کودک دارد. میزان تنهایی بسته به سطح تحمل تنهایی و ویژگی های شخصیتی کودک متفاوت است، اگر چه هرچقدر این زمان کوتاه تر باشد بهتر است، اما اصولا  نباید بیش از ۳ تا ۵ ساعت کودک را تنها گذاشت چرا که بیشتر از آن اصلاً به نفع کودک نیست. کودکان به لحاظ شخصیتی برای تنها ماندن در خانه به سه دسته تقسیم می شوند، دسته اول، کودکانی هستند که به سختی آمادگی تنها ماندن در خانه پیدا می کنند، کودکان وابسته، مبتلا به اختلال اضطراب جدایی و یا دارای والد بیمار از این گروهند و کمتر حاضر به تنهایی می شوند، دسته دوم کودکان مبتلا به استرس های مزمن و پنهان هستند که به تدریج به تنها ماندن در خانه عادت می کنند و برای این امر نیز نیازمند زمان زیادی برای پذیرش و سازگاری هستند و دسته سوم کودکان مستقل، جسور و دارای هوش هیجانی بالا هستند که به راحتی تنها ماندن در خانه را می پذیرند و از تنهایی هراسی به خود راه نمی دهند. اما تنها گذاشتن هر سه گروه از این کودکان، نیازمند تامین و تدارک تمهیدات لازم است تا خطری را متوجه آنان نسازد.

تنهایی کودک در ابتدا باید کوتاه و در محیط کاملا امن انجام بپذیرد تا کودک فرصت رشد هیجانی، استقلال طلبی، مسئولیت پذیری، تمرین انجام کار و افزایش تحمل در طول مدت تنهایی را کسب کند. تحمل تنهایی یکی از عوامل موثر در افزایش صبر کودک است و باعث می شود کودک اندک اندک به هویت فردی خویش واقف شود. سطح تحمل تنهایی در کودک را از حدود ۳ یا ۴ سالگی می توان تخمین زد، مثلا می توانید به طور مستقیم از کودک پرسش کنید که چند دقیقه می تواند در خانه تنها بماند؟

پاسخ کودک به این سوال را جدی بگیرید و هرگز او را مجبور به تحمل تنهایی فراتر از ظرفیتش نکنید، حتی اگر مطمئن به آمادگی او برای تنها در خانه هم هستید، هیچ گاه تا زمانی که خود کودک تمایل خویش به انجام این کار را مطرح نکرده و یا از تنها ماندن ابراز ناراحتی می کند، او را در خانه  تنها نگذارید، درحقیقت  خواست و میل کودک در این مورد نقش بسیار تعیین کننده ای دارد. کنار امدن کودک با مساله تنها ماندن در خانه، تنها یک روی سکه است در روی دیگر این سکه والدین باید مراقبتهای جدی تری را در زمان تنهایی کودک در خانه در نظر داشته باشند چه بسا بسیاری از کودکان کنجکاو هستند و متمایلند همه چیز را تجربه کنند و چه فرصت مغتنمی برای کودک است که به زمان تنهایی در خانه، به کندوکاو موضوعاتی بپردازد که در حضور والدین امکان انجام آنها حداقل و یا غیر ممکن است.

تنها گذاشتن بیش از دو کودک باهم
گاهی اوقات والدین مجبورند چند کودک را در منزل تنها بگذارند که این وضعیت ملاحضات امنیتی خاص خودش را دارد؛ در این خصوص تفاوت سنی کودکان، همجنس بودن و یا غیر همجنس بودن و نسبت کودکان با هم بسیار حائز اهمیت است. کنجکاوی و تجسس های جنسی بچه ها به خصوص در سنین پیش از دبستان بسیار شایع است به همین دلیل توصیه می کنیم پیش از تنها گذاشتن کودک با خواهر و برادر و یا همسالان، درباره مسائل جنسی، بخصوص در مورد حریم بدن با کودک صحبت کنید و او را تحت آموزشهای حفاظتی و امنیتی قرار دهید.

از سوی دیگر، هنگام تنها گذاشتن چند کودک در خانه، بهتر است به آنها هشدار دهید که در صورت بگو مگو یا مشاجره و یا ارتکاب رفتار خطایی، از اشتباهاتشان چشم پوشی نخواهید کرد و فارغ از علت و چرایی هر دو را تنبیه خواهید نمود، چه بسا گاهی اوقات دعواهای کودکانه به هنگام تنهایی در خانه ،نتایج تلخ و غیرقابل باوری را به بار می آورد.

   


با کودکان به شدت وابسته چه باید کرد؟

پنجشنبه 14 مرداد 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،

بسیاری از بچه‌ها عادت دارند بیش از حد به والدین خود بچسبند. تحقیقات نشان می‌دهد چسبیدن کودک به والدین نشانه خوبی است؛ این مسئله نشان می‌دهد که کودک به والدین خود اعتماد کرده و آنها را پناهگاه خود می‌داند و در واقع والدین هم همین را می‌خواهند. با این حال، چسبیدن زیاد کودک می‌تواند باعث درماندگی پدر و مادر شود.

بزرگ کردن یک نوجوان یا جوان تجربه دشواری است، اما کنترل و تحت‌نظر داشتن یک کودک که در هیچ حالتی شما را ترک نمی‌کند به مراتب دشوارتر است. به‌ناگهان تعامل‌های روزانه که قبلا مقوله ساده‌ای بود،‌ به مسئله‌ای سرشار از تشویش تبدیل می‌شود. اگر شما هم کودکی دارید که دائم به شما می‌چسبد و نمی‌توانید تکان بخورید، این مطلب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

۱. عامل  را شناسایی کنید

مطمئنا چسبیدن کودک به شما می‌تواند بی‌دلیل رخ دهد، اما اگر این حرکت کاملا غیرمنتظره رخ داد، احتمالا می‌توانید در این شرایط منبع آن را شناسایی کنید. اما بزرگ‌ترین عامل منفی در این میان چیست؟ تحولات و تغییرات و در شرایطی که تحولات مختلف و مشخصی در کار باشد –مثلا به دنیا آمدن یک خواهر یا برادر جدید یا رفتن به یک خانه جدید– به‌ خاطر داشته باشید که مسئله‌ای که ممکن است برای‌تان کوچک به نظر برسد، برای بچه‌تان مشکل بزرگی خواهد بود.
تحولات ساده و پیش‌پا افتاده که منجر به حرکات نوظهور چسبندگی بچه می‌شوند عبارتند از: عوض کردن مهدکودک یا مدرسه، داشتن پدر و مادری که همیشه در خانه بوده و جز محل کار، به‌جای دیگری نمی‌روند یا پیوستن به یک گروه بازی یا فعالیت جدید. تغییر در روال روزمره به خاطر بیماری یا سفر هم می‌تواند باعث شود که بچه بیشتر به والدینش بچسبد. به‌علاوه، تجربه‌های تکان‌دهنده مانند توفان، آتش‌سوزی یا فرار از سگ ترسناک همسایه هم می‌تواند از عوامل مسبب این مشکل باشد.

۲. ترس‌های کودک را کشف کنید

زمانی که متوجه شدید کودک‌تان عادت کرده مدام به شما بچسبد،‌ باید سعی کنید درباره این مسئله با او صحبت کنید. به هیچ عنوان احساسات یا ترس‌های او را نادیده نگیرید و با شفقت و محبت با او صحبت کنید. به او اطمینان خاطر بدهید که اگر بترسد و به پدر یا مادر نیاز داشته باشد مشکلی پیش نخواهد آمد. سعی کنید از طریق احساساتش، راهکارهایی پیشنهاد بدهید تا به او کمک کند. برای مثال، اگر از این می‌ترسد که به مهد‌کودک جدیدی برود، در ارتباط با برنامه روزانه با او صحبت کرده و به او بگویید که دقیقا چه زمانی به دنبالش می‌روید. سعی کنی حتما به قولی که می‌دهید پایبند باشید و راس زمان مقرر به‌دنبالش بروید تا حس اطمینان را در او تقویت کنید.

۳. برنامه‌هایش را مرور کنید

اگر دچار شک شدید، سعی کنید تا حد امکان سراغ کارها و برنامه‌های کودک‌تان بروید. به عبارت دیگر،‌ اگر دنیای کودک‌تان تغییر کرده، از این مسئله مطمئن شوید که تمام چیزهای دیگر قابل پیش‌بینی هستند. خصوصا اگر این تغییرات مربوط به تغییرات بزرگ زندگی است، این مسئله باعث می‌شود تا بتوانید احساس تشویش او را کمرنگ کنید تا بداند که بسیاری از چیزها مثل قبل بوده و تغییری نیافته است.

۴. راغب و مشتاق باشید

وقتی یک کودک به ناگهان تبدیل به هیولای چسبنده‌ای می‌شود، این خود نشانه‌ای از رابطه‌ای سالم است، نکته مهم اینجاست که به هیچ عنوان او را تنبیه نکنید یا شدیدا به او ضدحال نزنید. این مسئله می‌تواند برای والدینی که بچه‌های‌شان تقریبا رفتار مستقل و آزادی دارند دشوار باشد، اما بهتر است نسبت به رفتارهایی که طی آن کودک زیاد به شما نمی‌چسبد، ‌سختگیری به خرج ندهید و در عین حال سعی کنید محدودیت‌های سفت و سخت هم برایش قائل شوید.

5. محدودیت‌هایی برایش قائل شوید

در شرایطی که به وضوح دوست دارید کودک‌تان درک کند که نیاز به پدر و مادر، کاملا عادی بوده یا تشویش داشتن نسبت به تغییرات یا ترسیدن به خاطر ریسک قرار گرفتن در یک موقعیت جدید امری طبیعی است، باید سعی کنید محدودیت‌هایی هم برای او قائل شوید. بهتر است از این مسئله اطمینان حاصل کنید و به کودک‌تان بگویید که محدودیت چیست. در برخی مواقع برای والدین زمانی که کودک چسبنده خود را به مهدکودک می‌سپارند، «جیم شدن» کار ساده‌تری خواهد بود. متاسفانه، این مسئله می‌تواند باعث شود که رفتار کودک بدتر از قبل شود؛ چراکه موقعیت فعلی برای او،‌ غیرقابل ‌پیش‌بینی‌تر از قبل شده است. سعی کنید مثلا تایمر ساعت را روی پنج دقیقه تنظیم کنید و وقتی زنگ خورد، به او بفهمانید که وقت آن است که بروید.

۶. چقدر به استقلال او احترام می‌گذارید؟

وقتی این رفتار کودک‌تان فروکش کرد، به رفتارهای او در قبال داشتن شخصیتی مستقل احترام بگذارید و او را به این کار تشویق کرده و اصلا تنبیه‌اش نکنید. هیچ‌وقت ترس‌ها و احساساتش را به سخره نگیرید و بگذارید خیالش از این مسئله راحت شود که بی چون و چرا دوستش دارید.

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






محاسبه قد و وزن طبیعی با استفاده از محاسبه گر زیر
content provided by NHS Choices

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :