تبلیغات
نوزادان، کودکان - مطالب بهداشت روانی کودک

) در 2 تا 3 سالگی بسیاری از کودکان شروع به استفاده از جملات پیچیده تر می کنند. البته این بدان معنی نیست که همه کلمات بزرگسالان با مفاهیم انتزاعی را متوجه می شوند. درک و فهمشان از افکار بسیار عینی می باشد. بسیاری تازه شروع می کنند تا به شیوه منطقی فکر کنند و ترتیب وقایع را متوجه شوند.

۲) کودکان به مرور کلام والدین و نفوذ آن را بر زندگی خویش دریافته اند و به تدریج این درک را پیدا می کنند که کلام خودشان نیز قابلیت تغییر دادن شرایط را دارد. آنان با استفاده از گنجینه کلامی رو به رشدی که دارند معانی غنی تری را خلق می کنند.

۳) ”نه“ و ”چرا“ در گفتار کودکان پیش از دبستان کلمات شایعی هستند. ”نه“ گفتن روشی است که کودک پیش دبستانی به وسیله آن استقلال خود را طلب می کند. ”چرا“ گفتن نشان دهنده اشتیاق او برای فهم بهتر جهان پیرامون است. همچنین ”چرا“ کلمه ای است که اقتدار دیگران را زیر سؤال می برد.

۴) کودکان علاقه مند به مشارکت در تصمیم گیری ها هستند. تصمیم گیری به کودکان احساس تسلط و استقلال می دهد. آنان ممکن است این طور فکر کنند: ”اگر بگویم چه چیزی می خواهم دیگر بچه بزرگی می شوم“ یا ”من می توانم تکالیفم را از مادرم جدا کنم و دوست دارم که این طور باشد“.

۵) کودکان پیش دبستانی عاشق تقلید کلمات دیگران هستند. آنان اغلب توصیه ها، عبارات و جملات را تقلید می کنند. گاهی خصوصاً هنگام نقش بازی کردن عبارات را به صورت نادرست به کار می برند.

۶) کودکان دوست دارند یک قضیه را بارها و بارها بشنوند و توصیف کنند. با گفتن و شنیدن قصه ها، آنان باورهای خود را نسبت به جهان شکل می دهند و اینکه چگونه با آن انطباق حاصل کنند. آنها می گویند: ”بازم تعریف کن“، چرا که شنیدن پیاپی یک داستان آنان را امن و آرام می سازد. و تصور یک داستان جدید را برای کودک ممکن می کند.

۷) کودکان دوست دارند بتوانند خودشان توضیح بدهند، این مسئله به معنی دار شدن آنچه تازه سعی در فهمیدنش کرده اند کمک می کند. برای مثال ممکن است یک کودک پیش دبستانی اندوهش را از پایان یافتن زمستان این طور عنوان کند: ”وقتی برف آب می شه، یعنی داره گریه می کنه“.

۸) در محدوده ۳ تا ۵ سالگی درک کودکان از رابطهٔ علت و معلولی تصحیح می شود.

پیش دبستانی های بزرگتر، توضیحات ساده روابط علی را می فهمند، مانند: ”دارو کمک می کنه تا بهتر بشی“ یا ”اگر غذای سالم بخوری، زودتر بزرگ و قوی می شوی“.

۹) کودکان با استفاده از بدن، بازی و هنر خود صحبت می کنند. در واقع در این سن ارتباط کلامی هنوز شیوه غالب ادراک دنیا و ابراز خود نیست.

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) به کودک خود توجه کامل داشته باشید. حتی یک رابطه سریع اما با توجه می تواند نیاز کودک شما را به ارتباط برآورده سازد. اگر او می گوید: ”با من بازی کن“ اما این کار در آن لحظه ممکن نیست. چراییش را برای او توضیح دهید یا بگوئید: ”امروز کارم خیلی سخت بود، دو سه دقیقه صبر کن تا خستگی ام در بره. بعدش باهات بازی می کنم“. آنها می توانند به درجاتی احساس شما را درک کنند پس صراحت شما را تحسین خواهند نمود.

۲) از لحن کلام خود خبر باشید. به دلیل تازه کار بودن کودکان در جمله سازی، آنها حساسیت زیادی به لحن صدا و پیام های بدنی شما دارند.

۳) عواطف ناگفتنی کودکان را منعکس کنید. بدین ترتیب به کودک کمک می کنید احساساتش را به کلام درآورد. اگر در پارک، نوبت تاب به کودک شما نرسیده می توانید بگوئید: ”می خواستی سوار تاب بشی، مگه نه“ یا ”خیلی عصبانی به نظر می آی!“

۴) از کودک برای تبیین مشکلات کمک بخواهید برای مثال ممکن است بگوئید: ”تو اون فیلم چیزی تو رو ترسوند؟“ ”اگر کودک جواب نداد، می توانید این طور ادامه دهید: ”شاید قیافه آقاهه ترسناک بوده!“.

۵) به کودک کمک کنید تا هشیاری عاطفی در او رشد پیدا کند. حتی اگر کودک بدرفتاری کرده است شما می توانید درباره کارش با او صحبت کنید. اکثر بچه های پیش دبستانی توانائی درک چنین جملاتی را دارند: ”من بعضی اوقات خیلی عصبانی می شم، اگه برم یه اتاق دیگه و چند تا نفس عمیق بکشم خیلی آروم تر می شوم“.

۶) انتخاب­هائی را که توصیه می کنید محدود سازید. کودکان پیش از دبستان وقتی خودشان تصمیم می گرند احساس تسلط بر اوضاع پیدا می کنند. می توانید بگوئید: ”می خوای اول لباس بپوشی یا اول صبحانه بخوری؟“

۷) جمله خود را با کلمه ”باشه؟“ تمام نکنید مگر اینکه آماده باشید نه گفتن کودک خود را بپذیرید اگر از کودک درخواستی بکنید که منوط به موافقت او باشد در دام بحث های طولانی و حتی جنگ قدرت گرفتار می شوید. مثلاً به جای ”الان وقت خوابه، برو تو جات بخواب!“ اگر بگوئید ”برو بخواب عزیزم. باشه؟“ کودک فرصتی برای چون و چرا کردن خواهد یافت.

۸) با استفاده از خیال پردازی کودک به آرزوهای او بهاء بدهید. اگر کودک شما از این غمگین است که باید عروسکش را با دیگری شریک شود، می توانید به او بگوئید: ”دوست داشتی این عروسک فقط مال خودت بود؟ فکر کن باهاش چه کار می کردی؟“ با توصیف آرزوی کودک و صحبت در مورد آن. حتی در صورت عدم تحقق آرزو، کودک به تدریج آرام می گیرد.

۹) فرصت های امنی برای بیان احساسات شدید بچه ها فراهم کنید. به عنوان مثال، اگر کوک شما بی نهایت عصبانی است به جای گفتن ”داد نزن دیگه!“ بهتر است بگوئید: ”برو تو حمام و یه دقیقه هر چه قدر می تونی بلند داد بزن!“

۱۰) زیادی توضیح ندهید. اثربخشی توضیحات ساده معمولاً بیش از بحث های طولانی است. وقتی کودک قشقرق راه انداخته است. او را نزدیک خود نگه داشت… یا حتی کنار او ماندن… می تواند بیش از هر کلام دیگری که می توانستید بگوئید مؤثر باشد.

   

   


۱) گریه اولین شیوه برقراری ارتباط با پیرامون از طریق اصوات است.از ۴ هفتگی گریه های نوزاد بنابر نوع نیاز او (مانند گرسنگی، درد، خیس بودن جا و دوری از مراقب) حالت های خاصی پیدا می کند. ظرف سه چهار ماه کودک هنگام صدا درآوردن از خود متوجه واکنش اطرافیان می شود، زمانی که مراقب شیرخوار به گریه او پاسخ نشان می دهد، کودک کم کم به ابزار ارتباطی خود اعتماد پیدا می کند چرا که نیازش برآورده شده است. در شش ماه دوم شیرخواران شروع به غان و غون کردن مطابق با زبان خانواده می کنند.

۲) کودکان کلمات را خارج از بافت و زمینه آن متوجه نمی شوند. اطفال زیر ۲ سال کلمات را در همراهی با وضعیت بدنی، لحن صدا و حالت صورت شما متوجه می شوند.

۳) در 18 تا 24 ماهگی، کودکان شروع به استفاده از کلماتی می کنند که اعمال را نشان می دهند. این کلمات آنچه را آنها می بینند یا می خواهند بیان می کنند، و از صفات و سایر قوانین دستور زبان استفاده نمی کنند. آنها ممکن است عباراتی کوتاه را مانند: ”مامان میره“، ”کفش بپوشم“ به کار ببرند. آنها در ضمن از طریق ژست ها و لحن صدا صحبت می کنند. آنچه آنها به صورت بدنی نشان می دهند به اندازه همان که بر زبان می آورند اهمیت دارد.

۴) کودکان کلمات و جملات کوتاه را به کار می برند تا قاطعیت پیدا کنند. کودک از ”نه“ و ”مال خودمه“ استفاده می کند تا دنیای جدید خود را در اختیار بگیرد. کاربرد این کلمات از نظر تکاملی برای یک شیرخوار اهمیت دارد. به دست آوردن عدم وابستگی، یک قدم نیمه ابتدائی به سمت ”آدم خود شدن“ می باشد. فردی مستقل از شما.

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) به عنوان اولین گام ارتباطی، آنها را لمس کنید، در آغوش بگیرید، نوازش کنید، برایشان زمزمه کنید. زمانی که بچه ها گریه می کنند شما می توانید آنها را با حضور خود و لحنی ملایم و آرامش بخش دلگرم سازید. نوزادان قادر هستند نسبت به عواطفی که شما نشان می دهید با نگریستن، گوش دادن یا حس کردن واکنش نشان دهند. آنان نسبت به غمگینی، عصبانیت، شادی یا رضایت شما والدین پاسخ نشان می دهند.

۲) بدانید که لحن و پیام های بدنی شما روی شیرخواران تأثیر می گذارد. گاهی کودک وقتی می شنود که به او می گوئید: ”بسه!“ گریه می کند، چرا که او به آمرانه و بلند بودن دستور شما واکنش نشان می دهد. به همین ترتیب یک ”شب بخیر“ نرم و عاشقانه وقتی که او را در بسترش می گذارید، کودک را به دلیل لحن آرام بخش آن خشنود خواهد کرد.

۳) به عنوان راهی برای برقراری رابطه با کودک، با او تماس جسمانی داشته باشید. کودکان دوست دارند به والدین خود نزدیک باشند. کنار خود نگاه داشتن، آرامش و اطمینان را به آنان منتقل می کند، استفاده از یک آغوش گرم به شما کمک می کند تا ضمن نزدیک بودن با او به کارهای زندگی خود نیز برسید.

۴) زیاد متعجب نشوید اگر وقتی با تلفن صحبت می کنید، کودک شما گریه سر می دهد. بچه ها به خوبی می دانند چه موقع به آنها توجه نمی کنید و اینکه چه طور توجه شما را به خود معطوف سازند. در شرایط غیرمعمول مثل مجالس و مهمانی ها معمولاً گریه و ناراحتی شیرخوار تشدید می شود. در این موقعیت ها با آگاه بودن از علتی که باعث واکنش کودک شده است، می توانید آرامش خود را حفظ کنید و به موقع با وضعیت فوق مدارا کنید.

۵) کلام کودک را به سمت مکالمه دوطرفه سوق دهید. خواندن و زمزمه کردن ترانه های کودکانه او را تشویق می کند تا پاسخ هد. او ترغیب می شود تا جریان خوشایندی از اصوات را تولید کند که نهایتاً به تکلم منتهی می گردد.

۶) گسترش و بسط صداها و کلمات مهارت های کلامی را تقویت می کند. اگر کودک می گوید: ”بریم خونه!“ بگوئید، ”می خوای بری خونه؟ چند دقیقه دیگه با هم می ریم“.

۷) حتی اگر مطمئن نیستید کودک شما چقدر از حرف های شما را متوجه می شود با او صحبت کنید. حرف زدن به اندازه در آغوش گرفتن و بوسیدن برای حفظ ارتباط با کودک مهم است. صحبت با کودک کمک می کند تا او بتواند احساسات و افکارش را با اصوات پیوند بزند.


   


با کودکان به شدت وابسته چه باید کرد؟

پنجشنبه 14 مرداد 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،

بسیاری از بچه‌ها عادت دارند بیش از حد به والدین خود بچسبند. تحقیقات نشان می‌دهد چسبیدن کودک به والدین نشانه خوبی است؛ این مسئله نشان می‌دهد که کودک به والدین خود اعتماد کرده و آنها را پناهگاه خود می‌داند و در واقع والدین هم همین را می‌خواهند. با این حال، چسبیدن زیاد کودک می‌تواند باعث درماندگی پدر و مادر شود.

بزرگ کردن یک نوجوان یا جوان تجربه دشواری است، اما کنترل و تحت‌نظر داشتن یک کودک که در هیچ حالتی شما را ترک نمی‌کند به مراتب دشوارتر است. به‌ناگهان تعامل‌های روزانه که قبلا مقوله ساده‌ای بود،‌ به مسئله‌ای سرشار از تشویش تبدیل می‌شود. اگر شما هم کودکی دارید که دائم به شما می‌چسبد و نمی‌توانید تکان بخورید، این مطلب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

۱. عامل  را شناسایی کنید

مطمئنا چسبیدن کودک به شما می‌تواند بی‌دلیل رخ دهد، اما اگر این حرکت کاملا غیرمنتظره رخ داد، احتمالا می‌توانید در این شرایط منبع آن را شناسایی کنید. اما بزرگ‌ترین عامل منفی در این میان چیست؟ تحولات و تغییرات و در شرایطی که تحولات مختلف و مشخصی در کار باشد –مثلا به دنیا آمدن یک خواهر یا برادر جدید یا رفتن به یک خانه جدید– به‌ خاطر داشته باشید که مسئله‌ای که ممکن است برای‌تان کوچک به نظر برسد، برای بچه‌تان مشکل بزرگی خواهد بود.
تحولات ساده و پیش‌پا افتاده که منجر به حرکات نوظهور چسبندگی بچه می‌شوند عبارتند از: عوض کردن مهدکودک یا مدرسه، داشتن پدر و مادری که همیشه در خانه بوده و جز محل کار، به‌جای دیگری نمی‌روند یا پیوستن به یک گروه بازی یا فعالیت جدید. تغییر در روال روزمره به خاطر بیماری یا سفر هم می‌تواند باعث شود که بچه بیشتر به والدینش بچسبد. به‌علاوه، تجربه‌های تکان‌دهنده مانند توفان، آتش‌سوزی یا فرار از سگ ترسناک همسایه هم می‌تواند از عوامل مسبب این مشکل باشد.

۲. ترس‌های کودک را کشف کنید

زمانی که متوجه شدید کودک‌تان عادت کرده مدام به شما بچسبد،‌ باید سعی کنید درباره این مسئله با او صحبت کنید. به هیچ عنوان احساسات یا ترس‌های او را نادیده نگیرید و با شفقت و محبت با او صحبت کنید. به او اطمینان خاطر بدهید که اگر بترسد و به پدر یا مادر نیاز داشته باشد مشکلی پیش نخواهد آمد. سعی کنید از طریق احساساتش، راهکارهایی پیشنهاد بدهید تا به او کمک کند. برای مثال، اگر از این می‌ترسد که به مهد‌کودک جدیدی برود، در ارتباط با برنامه روزانه با او صحبت کرده و به او بگویید که دقیقا چه زمانی به دنبالش می‌روید. سعی کنی حتما به قولی که می‌دهید پایبند باشید و راس زمان مقرر به‌دنبالش بروید تا حس اطمینان را در او تقویت کنید.

۳. برنامه‌هایش را مرور کنید

اگر دچار شک شدید، سعی کنید تا حد امکان سراغ کارها و برنامه‌های کودک‌تان بروید. به عبارت دیگر،‌ اگر دنیای کودک‌تان تغییر کرده، از این مسئله مطمئن شوید که تمام چیزهای دیگر قابل پیش‌بینی هستند. خصوصا اگر این تغییرات مربوط به تغییرات بزرگ زندگی است، این مسئله باعث می‌شود تا بتوانید احساس تشویش او را کمرنگ کنید تا بداند که بسیاری از چیزها مثل قبل بوده و تغییری نیافته است.

۴. راغب و مشتاق باشید

وقتی یک کودک به ناگهان تبدیل به هیولای چسبنده‌ای می‌شود، این خود نشانه‌ای از رابطه‌ای سالم است، نکته مهم اینجاست که به هیچ عنوان او را تنبیه نکنید یا شدیدا به او ضدحال نزنید. این مسئله می‌تواند برای والدینی که بچه‌های‌شان تقریبا رفتار مستقل و آزادی دارند دشوار باشد، اما بهتر است نسبت به رفتارهایی که طی آن کودک زیاد به شما نمی‌چسبد، ‌سختگیری به خرج ندهید و در عین حال سعی کنید محدودیت‌های سفت و سخت هم برایش قائل شوید.

5. محدودیت‌هایی برایش قائل شوید

در شرایطی که به وضوح دوست دارید کودک‌تان درک کند که نیاز به پدر و مادر، کاملا عادی بوده یا تشویش داشتن نسبت به تغییرات یا ترسیدن به خاطر ریسک قرار گرفتن در یک موقعیت جدید امری طبیعی است، باید سعی کنید محدودیت‌هایی هم برای او قائل شوید. بهتر است از این مسئله اطمینان حاصل کنید و به کودک‌تان بگویید که محدودیت چیست. در برخی مواقع برای والدین زمانی که کودک چسبنده خود را به مهدکودک می‌سپارند، «جیم شدن» کار ساده‌تری خواهد بود. متاسفانه، این مسئله می‌تواند باعث شود که رفتار کودک بدتر از قبل شود؛ چراکه موقعیت فعلی برای او،‌ غیرقابل ‌پیش‌بینی‌تر از قبل شده است. سعی کنید مثلا تایمر ساعت را روی پنج دقیقه تنظیم کنید و وقتی زنگ خورد، به او بفهمانید که وقت آن است که بروید.

۶. چقدر به استقلال او احترام می‌گذارید؟

وقتی این رفتار کودک‌تان فروکش کرد، به رفتارهای او در قبال داشتن شخصیتی مستقل احترام بگذارید و او را به این کار تشویق کرده و اصلا تنبیه‌اش نکنید. هیچ‌وقت ترس‌ها و احساساتش را به سخره نگیرید و بگذارید خیالش از این مسئله راحت شود که بی چون و چرا دوستش دارید.

   


تقویت عزت نفس کودکان

دوشنبه 14 تیر 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،

برای تقویت عزت نفس کودکان می‌توانند چند راهکار ساده به‌کار برد.

1- رفتاری مهربان و ملایم داشته باشید و به کودکان خود محبت کنید. البته محبت شما نسبت به فرزندتان نباید بصورت سطحی ابراز شود.

2- به احساسات و نظرات فرزندتان توجه کنید: هنگامی که به شادی یا ناراحتی کودکتان توجهی نمی‌کنید و عکس العملی نشان نمی‌دهید، در واقع احساسات او را جدی نمی‌گیرید و او را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید و بدین ترتیب عزت نفس کودکتان را از بین خواهید برد و اگر چنانچه فرزند شما در مورد مسأله‌ای نظری می‌دهد، به حرف‌های وی توجه کنید.

3- به کودک خود احترام بگذارید. به این معنی که برای کودک خود ارزش قائل شوید و او را با الفاظ و صفات خوب و محترمانه صدا بزنید.

4- هرگز سعی نکنید کودک خود را مورد تحقیر و تمسخر قرار دهید. همچنین هرگز به دیگران اجازه ندهید که کودکتان را مورد تحقیر و تمسخر قرار دهند. حتی جملاتی مانند «تو هنوز یک بچه هستی» نیز می‌تواند سبب تحقیر کودک شود.

5- کودکتان را بیش از حد مورد حمایت قرار ندهید. اگر کودک خود را بیش از حد مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهید، ممکن است احساس کند که فردی ضعیف است. سعی کنید بیش از حد آنها را به خود وابسته نکنید.

6- فرزندتان را با دیگران مقایسه نکنید. حتی وی را با فرزندان دیگرتان مورد مقایسه قرار ندهید. زیرا این کار، سبب می‌شود که فرزندتان عزت نفس خود را از دست بدهد.

7- به حرف‌های کودک خود به دقت گوش کنید و به آنها جواب دهید. این رفتار نشانه احترام گذاشتن شما به فرزندتان است.
 
 
8-
از تنبیه و تهدید و خشونت فیزیکی بپرهیزید. تنبیه کردن کودک یا ضرب و شتم وی و تهدید کردن او، باعث می‌شود که کودک شما، عزت نفس خود را از دست بدهد. همچنین هرگز کودک خود را با موجودات خیالی مانند لولو نترسانید.

9- تشویق و تحسین کردن و پاداش دادن را فراموش نکنید. سعی کنید هنگامی که کودکتان، کار خوب و شایسته‌ای انجام می‌دهد، او را مورد تشویق و تحسین قرار دهید و همچنین می‌توانید به او پاداش یا هدیه بدهید.

10- از نصیحت بیش از حد و دستور دادن به فرزندتان خودداری کنید و هیچ گاه نظریات خویش را به کودکتان تحمیل نکنید. زیرا این موارد سبب کاهش عزت نفس فرزندتان خواهد شد.

11- به کودکتان مسئولیت بدهید. دادن مسئولیت به کودک در صورتی که متناسب با سن و توانایی وی باشد و بتواند از عهده آن بخوبی برآید، سبب افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس او می‌شود.

12- به توانایی‌ها و علایق فرزندان خود اهمیت دهید و در پرورش استعدادهای فرزندان کوشا باشید.

13- نظم و انضباط را در کودک خود پرورش دهید و تحمل وی را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.

14- به سرگرمی‌ها و تفریحات مناسب کودک خود اهمیت دهید.

15- حتماً نقاط قوت فرزندتان را به او یادآوری کنید. مثلاً اگر توانایی یا استعداد خاصی دارد، حتماً نقاط قوت و استعدادش را تحسین کنید بخصوص در جمع. هرگز نقاط ضعف فرزندتان را به شیوه ای که باعث آسیب و کاهش اعتماد به نفسش شود، بیان نکنید. سعی کنید نقاط ضعف او را بشناسید و در جهت اصلاح آن قدم بردارید.

16- الگوی خوبی برای فرزندتان باشید. والدین برای افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس کودکشان باید الگوی خوبی برای او باشند.

17- در خانه مشاجره نکنید و توجه داشته باشید که مشاجرات در خانه در روحیه کودک شما تأثیر منفی بر جای می‌گذارد و سبب تضعیف عزت نفس وی خواهد شد.


 

   


رفتار با کودکان خجالتی

سه شنبه 18 خرداد 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،


بی‌میلی اجتماعی: کودک اشتیاقی برای بازی با همسالان خود (آشنا و ناآشنا) ندارد و زمانی که با کودکان است، ترجیح می‌دهد به تنهایی بازی کند و شیء‌گراست تا مردم‌گرا و نکته مهم این است که در این حالت از تعامل با همسالان ترس ندارد و در صورت اجبار، وارد فعالیت گروهی می‌شود و بخوبی با دیگران تعامل می‌کند.

ناظر و تماشاچی: کودک تمایل دارد با کودکان و همسالان خود بازی کند ولی به دلیل اضطراب اجتماعی، از نزدیک شدن به کودکان اجتناب می‌کند و گوشه‌ای می‌ایستد و فقط نظاره‌گر بازی کودکان می‌شود.

انزوای اجتماعی: کودک نه‌تنها تمایل به تنها بازی کردن ندارد بلکه از بازی کردن با دیگران نیز گریزان است و رفتارهای او از لحاظ بالینی، با خجالت شروع و با خشم و گاهی افسردگی همراه می‌شود.

برای درمان ابتدا باید مشخص شود، علت کمرویی کودک و نوع آن کدام است. علاوه بر آن، از روش‌های رفتاردرمانی برای شکل‌دهی کودک استفاده می‌شود.

توجه به این نکات در روند درمان ضروری است و مراقبان و والدین باید این نکات را در نظر بگیرند:
ـ از واژه‌های تمسخرآمیز مانند ترسو، خجالتی، دست و پاچلفتی و بی‌عرضه استفاده نکنید.
ـ از سرزنش کودک به دلیل بازی نکردن با همسالان بپرهیزید.
ـ او را با دیگران مقایسه نکنید و اجتماعی بودن اطرافیانش را به رخ او نکشید.
ـ در کودک احساس امنیت ایجاد کنید و از دیگران او را نترسانید.
ـ به کودک برچسب خجالتی بودن نزنید و اگر سوم شخصی در یک جمع از شما پرسید، آیا کودکتان خجالتی است، بلافاصله پاسخ دهید: خیر، کمی زمان نیاز دارد تا به موقعیت جدید عادت کند.
ـ به کودک مسئولیت‌های کوچک بدهید و اعتماد به نفس او را تقویت کنید.
ـ رفتار مثبت و واقعی در کودک پیدا کنید و آنها را برجسته کنید و تشویقش کنید.
ـ در هفته دوبار کودک را به محل بازی کودکان ببرید.
ـ فرزندتان را همان طور که هست، بپذیرید و توقع و انتظار بی‌مورد و بیش از حد نداشته باشید.
ـ درباره تجربیات خوب فرزندتان با همبازی‌هایش صحبت کنید.
ـ متناسب با سن و توانایی فرزندتان یکی دو هنر و تردستی به او بیاموزید (نظیر بازی با طناب یا حلقه پلاستیکی). این کار به کودک کمک می‌کند برای نشان دادن خودش به همسالانش فرصت داشته باشد.
ـ داستان‌های مفهومی و مشارکتی برای کودک بخوانید.
ـ بازی‌های دسته‌جمعی که در آنها بزرگسالان با کودکان مشارکت می‌کنند انجام دهید.

   


متخصصان رشد و پرورش کودکان، بارها، کتاب‌درمانی را برای مواردی که کودکان در فشارهای روحی مانند بستری‌بودن در بیمارستان، از دست دادن دوست و جدایی والدین،‌ یا در شرایط جنگ و رخداد‌های طبیعی همچون سیل و زلزله قرار می‌گیرند، توصیه کرده‌اند. ادبیات می‌تواند کودکان را در درک عواطف خود، همذات‌پنداری با شخصیت‌هایی که احساس‌های‌ مشابه را تجربه‌می‌کنند و نیز کسب بینشی نوین نسبت به چگونگی برخورد دیگران با همان مشکلات، یاری رساند.

کتاب می‌تواند نقشی همچون آینه را برای کودکان بازی کند؛ به این معنا که بازتاب‌‌دهنده‌ ویژگی‌های ظاهری، روابط، احساس‌ها‌ و اندیشه‌های آنها در پیرامونشان باشد. همچنین کتاب می‌تواند چون پنجره‌ای رو به جهان باشد که کودکان را به نگاه فراتری از خود و پیرامون‌شان دعوت کند تا با شخصیت‌ها و شرایط پیوند برقرار کنند.

ادبیات به ٤ شیوه در رشد عاطفی کودکان سهیم می‌شود:

نخست، ادبیات به کودکان ثابت می‌کند که در بسیاری از احساس‌‌ها مانند دیگران هستند و این‌که بروز این احساس‌ها و عواطف در آنها امری عادی و طبیعی است.

دوم، ادبیات، هرگونه احساس را از نقطه‌نظرهای گوناگون به‌بررسی می‌گیرد و تصویری کامل از آن به دست می‌دهد و برپایه‌ اصولی، آن احساس ویژه را شناسایی می‌کند.

سوم، کنش‌های شخصیت‌های گوناگون نقطه‌نظرهایی را برای شیوه‌های برخورد با عواطفی ویژه ارایه می‌دهد.

چهارم، ادبیات به‌روشنی نشان می‌دهد که هر فرد عواطف گوناگونی را تجربه می‌کند و دیگر این‌که این عواطف گاهی در تضاد و کشمکش با یکدیگر قرار می‌گیرند.

کودکان هنگام کتاب‌درمانی ٣ فرآیند را تجربه می‌کنند: فرآیند همانندسازی، فرآیند پالایش روانی و فرآیند بینش درون.

کتاب‌درمانی می‌تواند به شکل انفرادی یا گروهی انجام شود

 
از آن‌جا که کودکان و نوجوانان در بیشتر موارد خود را به‌جای شخصیت‌های کتاب یا قهرمان‌های اصلی داستان می‌گذارند، چنانچه در پروژه‌های کتاب‌درمانی، کتاب‌های مناسبی گزینش شوند، همانندسازی به آنها کمک می‌کند تا مشکلات خود را شناسایی کنند و هنگامی که درمی‌یابند در رویارویی با این‌گونه مشکلات تنها نیستند،‌ احساس آرامش و امنیت می‌کنند و از تنهایی و تشویش آنها کاسته می‌شود. زمانی که این همانندسازی صورت گرفت،‌ فرآیند پالایش روانی نیز انجام می‌شود.

کودک و نوجوان از جنبه احساسی درگیر داستان می‌شود و می‌تواند احساسات خود را در شرایطی امن بروز دهد. با همانندسازی و پالایش روانی، کودک و نوجوان برای تجزیه و تحلیل مشکلات خود توانمندتر می‌شود. این‌گونه تحلیل‌ها سبب افزایش آگاهی و درک عمیق‌تر آنها از خود و ارتباط با دیگران می‌شود. این خودآگاهی کودک و نوجوان را قادر می‌سازد تا دریافت‌های خود را از رخدادها دگرگون کند و رفتارهایش را بهبود بخشد.

کتاب‌درمانی می‌تواند به شکل انفرادی یا گروهی انجام شود. در کتاب‌درمانی‌های انفرادی، ‌کتابی برای یک فرد خاص با یک نیاز ویژه برگزیده می‌شود. آن کودک یا نوجوان خاص می‌تواند کتاب را خود بخواند یا برایش خوانده شود. فعالیت‌هایی که پس از خواندن کتاب طراحی شده‌اند به شکل انفرادی با آن کودک یا نوجوان انجام شود. کودک یا نوجوان درباره آن کتاب با آموزگار، کتابدار یا هر فرد بزرگسال که با او کار می‌کند، می‌تواند گفت‌و‌گو کند،‌ گزارشی درباره داستان بنویسد یا احساسات خود را به شکل هنر نقاشی یا هرگونه دیگری از هنر بیان کند.

در این پروسه کودک و نوجوان از فشار‌های احساسی رها می‌شود و در ضمن با تحلیل ارزش‌های اخلاقی و برانگیخته‌شدن تفکر انتقادی در او، بر خودآگاهی‌اش  افزوده می‌شود و می‌تواند ارزیابی‌های شخصی و اجتماعی خود را بهبود بخشد. نتیجه آن خواهد شد که او رفتارش را بهبود بخشد و بتواند موضوع‌های مهم زندگی را درک کند.

در کتاب درمانی‌های گروهی، کودکان و نوجوانان داستانی را بلند می‌خوانند یا برایشان کتابی خوانده می‌شود. گفت‌وگوی گروهی و فعالیت‌های جمعی در پی این خواندن انجام می‌شود. آنها در این بحث‌ها درمی‌یابند که تنها نیستند و می‌توانند مشکلات خود را با دیگران سهیم شوند.

اگرچه کتاب‌درمانی برای حل مشکلات کودکان در بحران است، اما تنها به این موارد محدود نمی‌شود. به‌طورکلی ادبیاتی که زندگی کودکان را بازتاب می‌دهد، می‌تواند کودکان را در حل مشکلات و ناشناخته‌های زندگی خود یاری دهد.

گام‌های کتاب‌درمانی:
- شناسایی نیازهای کودکان و نوجوانان مورد هدف
- گزینش مواد مناسب
- طراحی فضا و زمان نشست‌ها (از پیش مخاطبان را درباره چگونگی گرداندن جلسه آگاه کنید.)
- طراحی فعالیت‌های پس از کتابخوانی
- گفت‌وگو درباره داستان یا کتاب
- نوشتن درباره کتاب یا داستان،‌ نقاشی و اجرای نمایش
- برانگیختن کودکان برای فعالیت‌های بیشتر (پرسش‌های بیشتر درباره موضوع کتاب یا داستان.)
- اختصاص زمان استراحتی به کودکان
- دادن فرصتی برای واکنش آنها به داستان


عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh

   


واقعیت این است که تعیین یک شغل مشخص در ذهن کودکان و نوجوانان، آنان را از فرصت های زیادی که می توانند بدانها بیندیشند و در آینده انتخاب کنند، باز می دارد. تعیین شغل آینده فرد در کودکی، در واقع یک "تله ذهنی" ایجاد می کند و فرد در آن می ماند.

خانم تینا سیلیگ از مدرسان حوزه کارآفرینی دانشگاه استنفورد آمریکا در این باره می گوید: القائات بزرگ ترها درباره شغل و رشته تحصیلی فرزندان، خط مشی ذهنی او را تشکیل می دهند و یک گره روانی را در مغز آنان ایجاد می کنند تا فرد نتواند در خصوص رشته یا شغل، جهت درست را انتخاب کند.*

آینده، سرشار از موقعیت های جدیدی است که هیچ کدام از ما خبری در آنها نداریم. وقتی تمام آینده فرزندمان را در یک تله ذهنی متوقف می کنیم در واقع او را از موقعیت ها و فرصت های زیادی که در زندگی هر فرد پیش می آید محروم می کنیم، بدین گونه که او به گزینه های دیگر فکر نمی کند یا اگر هم فکر کند، با احساس کدورت است. همچنین کودک، نوجوان و جوانی که گرفتار یک تله ذهنی است و تمام زندگی و رؤیاهایش حول یک شغل یا رشته تحصیلی خاص می چرخد، به احتمال قوی، فرصت های زیادی را از زندگی اش خط می زند.

به علاوه، خیلی ها وقتی به آنچه بزرگ ترها برایش تصویر کرده اند نمی رسند (که اغلب هم همین طور است)، تا آخر عمر احساس ناکامی خفیفی با آنها همراه است، حتی اگر از شغلی که الان دارند رضایت داشته باشند.

تا بدین جای بحث مشخص شد که بهتر است از ترسیم یک نقطه خاص و شغل معین به طور جدی خودداری کنیم. حال سوال اینجاست که در برابر پرسش کودکان خود که "وقتی بزرگ شدم چه کاره بشوم؟" چه پاسخی دهیم؟
بهتر است به فرزندمان بگوییم که همه شغل ها خوب و ضروری هستند و فرقی نمی کند که چه شغلی داشته باشی. مهم این است که هر شغلی که داری سعی کنی در آن بهترین باشی، مثلاً یک پرستار خوب ، بهتر از یک پزشک متوسط است و یک پزشک خوب هم بهتر از یک پرستار متوسط است. در همین مثال، خود پزشکی و پرستاری مورد قضاوت قرار نمی گیرد که کدامش بهتر است، بلکه ملاک قضاوت این است که کدامشان در شغل خود بهتر هستند.

اگر فرزندمان با این ذهنیت بزرگ شود، درگیر این نخواهد بود که "اگر فلان رشته را که بدان علاقه مندم انتخاب کنم شاید اطرافیانم ناراضی باشند" بلکه انتخابی که بدان علاقه دارد را در پیش می گیرد و سعی می کند در مسیر انتخابی اش، بهترین باشد.


عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh


   


لجبازی کودکان

سه شنبه 4 اسفند 1394 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،نکات خواندنی ،

به هزار و یک راه متوسل شده‌اید اما فرزندتان به هیچ صراطی مستقیم نیست. حرف خودش را می‌زند، کار خودش را می‌کند و به شیوه خودش، خرابکاری‌هایش را ادامه می‌دهد. در این شرایط هیچ بعید نیست که دست به دامن تهدید و خط و نشان کشیدن شوید: «اگر به کارهایت ادامه دهی به پدرت می‌گویم تنبیهت کند»، «اگر زودتر دست و صورتت را نشویی از ناهار خبری نیست»، «اگر از خواهرت عذرخواهی نکنی آن وقت تو را به میهمانی نمی‌برم»... همه این اگر و آن وقت‌ها در ذهن بچه‌ها یک معنای مشخص دارند: جنگ شروع شده! این اعلام جنگ شما که به تهدید آغاز می‌شود بچه‌ها را به لجبازی وادار می‌کند.

تهدید درمان لجبازیِ کودکان نیست!

لجبازی در کودکان معمولاً از سن یک سالگی آغاز می‌شود و می‌تواند با رفتارهای نادرست اطرافیان در کودک نهادینه شود. اما چرا بچه‌ها لجبازی می‌کنند؟ چون می‌خواهند نظر خودشان را ابراز کرده، جایگاه خود را به بزرگترها نشان دهند و در یک کلام خودشان را نشان دهند. این وضعیت شاید برای بچه‌های یکی دو ساله معنا نداشته باشد اما برای کودکان بزرگتر، صدق می‌کند.

کودکان لجبازی می‌کنند، چون می‌خواهند دیده شوند. وقتی آنها را نمی‌بینید، زورگویی می‌کنید، به پرخاشگری متوسل می‌شوید یا بدون پرسیدن نظر آنها، کار خودتان را می‌کنید، در واقع دارید فرزندتان را به سمت لجبازی بیشتر سوق می‌دهید. کودک نیازمند استقلال داشتن است و گاه برای به دست آوردن این استقلال، لجبازی می‌کند. از سوی دیگر، کودکان گاهی به دلیل خشم‌های ابراز نشده، با نافرمانی یا پافشاری روی یک رفتار، سعی در عصبانی کردن شما دارند. این رفتار هم برچسب لجبازی می‌خورد اما عاملی متفاوت باعث شکل‌گیری آن شده است.

برای آنکه احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در کودکتان کاهش یابد:

سرخود عمل نکنید؛ نظر کودک را بپرسید و به او استقلال عمل بدهید.

از سیستم تشویق استفاده کنید. در ازای رفتار مناسب، به او پاداش دهید و در ازای رفتار اشتباه، پاداش را حذف کنید.

اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه یا داد کشیدن کند به او بی‌توجه باشید تا یاد بگیرد روش رسیدن به خواسته‌هایش لجبازی و داد و قال نیست.

تهدید درمان لجبازیِ کودکان نیست!

کودک را وادار به عجله و شتاب زدگی نکنید. وقتی به فرزندتان فشار بیاورید، او نمی‌تواند شرایط را تحمل کند و در نهایت با یکدندگی سعی می‌کند با شما به مقابله برخیزد. حواس کودک را پرت کنید. وقتی کودک لجبازی می‌کند، با تغییر دادن مسیر توجه او، جلوی ادامه وضعیت ناخوشایند را بگیرید. خودتان الگوی خوبی باشید. لجبازی نکنید تا فرزندتان لجبازی کردن را نیاموزد. در زندگی همیشه منطقی و با تدبیر عمل کنید؛ به این ترتیب فرزندتان یاد می‌گیرد که در مواجهه با خشم یا شرایط غیردلخواهش چطور باید رفتار کند.


عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh

 


   


مسایل پزشکی خود را برای کودک توضیح دهید

به فرزند خردسال خود توضیح دهید که مراجعه شما به پزشک به علت بیماری نیست بلکه مادران باردار باید مرتب به پزشک مراجعه کنند تا وضعیت مادر و نوزاد داخل شکمش چک شود. این موضوع می‌تواند از نگرانی‌های او بکاهد.

او را می‌توانید در مراجعات پزشکی، همراه خود ببرید، حتی کودک شما می‌تواند به صدای قلب جنین شما گوش کند یا حتی او را از طریق دستگاه سونوگرافی ببیند و احیانا سوالاتی را که در ذهن دارد با پزشک سونوگرافی در میان بگذارد. حتما با راهنمایی و کمک مشاور خانواده به تمام سوالات او در باره مسافر کوچک خانواده پاسخ دهید.
 
با ورود فرزند دوم، از توجه خود به کودک کم نکنید

با کودک خود در مورد اهمیت نقش او در ارتباط با نوزاد خانواده و کمک‌های موثری که می‌تواند داشته باشد صحبت کنید. در ضمن دقت داشته باشید اگر وسایل نوزادتان را آماده و مرتب می‌کنید، حتما تغییراتی هم در اتاق کودک خود اعمال کنید تا حس کند او هم به اندازه نوزاد خانواده مهم و در مرکز توجه قرار دارد

لجبازی، پرخاشگری و حسادت در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود


به فرزند اول مسئولیت بدهید

اما راهکار درست، دادن اطلاعات به فرزند اول است یعنی والدین قبل از اینکه تصمیم به بارداری بگیرند خوب است با کودک در این مورد صحبت کنند. درواقع، باید برای کودک توضیح داد که با تولد خواهر یا برادری که در راه است ممکن است توجه و محبت والدین به اندازه فعلی نباشد چون برادر یا خواهر به توجه و کمک والدین نیاز دارد.

در واقع، باید کودک را از شرایطی که قرار است ایجاد شود، آگاه کنیم. از جمله کارهایی که می توان انجام داد سهیم کردن کودک در مراقبت و نگهداری فرزند دوم است. درواقع، با دادن مسئولیت هایی به فرزند اول او را در تولد فرزند دوم سهیم کنیم. برای مثال از کودک می خواهیم که چیدمان اتاق فرزند دوم را بر عهده بگیرد تا احساس حسادت به حداقل ممکن برسد. این راهکار مدیریتی ارتباطی بین فرزند اول با دوم است.

 فرزند دوم را از فرزند اول دور نکنید

هرگز سعی نکنید فرزند اول را از فرزند دوم دور کنید. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند اول ممکن است به فرزند دوم آسیب برساند فرزند دوم را از او دور نگه می دارند که این کار به هیچ وجه درست نیست و باعث بروز حسادت در فرزند اول خواهد شد.

مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند یعنی کماکان مسئولیت هایی را به فرزند اول در خصوص نگهداری و مراقبت از فرزند دوم بدهد تا تعامل بین فرزند اول و دوم را بیشتر کند. وقتی فرزند دوم به یک سالگی رسید لازم است از اتاق والدین جدا شود. در 6 ماه اول لازم است کودک کنار والدین بخوابد، در 6 ماهه دوم توصیه می شود کودک در تختی مجزا اما همچنان در اتاق خواب والدین خود باشد و اما در 6 ماه سوم بهتر است کودک از اتاق والدین خارج شود و در اتاق فرزند اول بخوابد.

این کار به فضای ارتباطی بین فرزند اول و دوم کمک بخواهد کرد. معمولا فرزند اول ممکن است این حس را داشته باشد در شرایطی که فرزند دوم کنار والدینش خوابیده، او به نوعی تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها حس می کند و حس حسادت در او ایجاد می شود، بنابراین قبل از اینکه باعث بروز چنین حس هایی در فرزند اول شویم لازم است در مورد چنین شرایطی برای فرزند اول شفاف سازی کنیم و برایش توضیح دهیم در چند ماه اول برحسب نیازهای فرزند دوم لازم است او کنار والدین بخوابد. با این کار حساسیت ها را به حداقل خواهیم رساند.


عضویت در کانال تلگرام نوزادانه
 
https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

 

 

   


روان شناسان معتقدند، عدم توجه به تغییرات رفتاری کودکان پس از تولد فرزند دوم، می تواند به صدمه دیدن سلامت روان کودک منجر شود.

البته باید توجه داشت که عملکرد والدین بستگی زیادی به شرایط سنی کودک دارد مثلا یک کودک سه ساله در مورد تغییری که قرار است در خانواده اتفاق بیفتد به اندازه یک کودک 5 ساله نمی‌فهمد. اما به هر حال، فهمیدن و درک احساسات کودک و نحوه برخورد وی با این موضوع، بخشی از پیشرفت احساسی وی را شامل می‌شود.

کودک بالای 3 سال پخته تر است

اگر فاصله بین تولد فرزند دوم و اول زیر 3 سال باشد باعث می شود فرزند اول از لحاظ روانی آسیب ببیند. مادر به دلیل بارداری و تولد فرزند دوم از نظر روانی، عاطفی یا حتی تغذیه نمی تواند توجه کافی به فرزند اول خود داشته باشد و قادر به ایجاد فضای مناسبی برای رشد فرزند اولش نخواهد بود.

اما گر فاصله سنی بین کودک اول و دوم بالای 3 سال باشد فرزند اول به یک پختگی و در اثر آن به شناخت بیشتری از خود رسیده است. در نتیجه این موضوع به مادر کمک می کند فرزند دوم خود را با مشکل های کمتری به دنیا بیاورد، اما باید این نکته را هم بپذیریم که حسادت یکی از موضوعات طبیعی در فرزند اول محسوب می شود که خواه ناخواه به وجود خواهد آمد اما نوع رفتار والدین به خصوص مادر می تواند روی تعدیل و تقلیل این حس تاثیر داشته باشد.

مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند


 تغییرات رفتاری کودکان بعد از تولد فرزند دوم

اکثر کودکان پس از به دنیا آمدن خواهر یا برادر کوچکشان، دچار تغییرات رفتاری می شوند، بسته به نوع شخصیت کودک و آماده سازی والدین، این تغییرات می تواند مثبت یا منفی باشد.

لجبازی، پرخاشگری، حسادت، ترس از جدایی از مادر، دیدن کابوس های شبانه از جمله واکنش های منفی است که در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود و در اکثر کودکان بروز چنین رفتارهایی طبیعی بوده و با عملکرد صحیح والدین رفع می شود. در برخی موارد، اختلال در عادات غذایی و خواب کودک، پرخاشگری های عصبی و آسیب رساندن به نوزاد مشاهده می شود.

برای به حداقل رساندن این لطمات احتمالی، بهترین کار این است که شما پیش از تولد نوزاد جدید،‌در باره تغییری که قرار است در خانواده اتفاق بیفتد صحبت کنید. اما در نظر داشته باشید دیر یا زود، نوزاد متولد می‌شود و باید فرزند خود را برای این پدیده آماده کرده باشید. و او را ایفای نقش خواهر یا برادر بزرگ‌تر آماده کنید.



عضویت در کانال تلگرام نوزادانه
 
https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh


   



یاد دهید چگونه خود را سازمان‌دهی کرده و چطور برای کسب بهترین نتایج مطالعه کند
بسیاری از افراد اعتقاددارند که مطالعه تنها نشستن و خیره شدن به یک کتاب برای ساعت‌های طولانی است. این کار سبب می‌شود کودک احساس عجز و ناامیدی کرده و این موضوع را باور کند که او برای یادگیری چیزی به اندازه‌ی کافی باهوش نیست. داشتن برنامه و سازمان‌دهی خود، مهارتی است که می‌تواند یاد گرفته شود. یک کودک نیاز به تعادلی درست میان مطالعه، انجام وظایف و تفریح دارد – تعادلی که می‌تواند تنها با سازمان‌دهی مؤثر زمان به دست بیاید. برخی مباحث می‌توانند برای کودک دشوارتر باشند و وقتی کودک حس کند زمان کافی ندارد ممکن است دچار مشکل شود. به خصوص امتحانات می‌توانند پر استرس بوده و همه‌ی لذت یادگیری را بگیرند.

خوشبختانه منابع آنلاین متعددی وجود دارند که برای آماده کردن کودک شما برای امتحانات استاندارد در دسترس‌ هستند، بنابراین آن‌ها می‌توانند احساس آرامش بیشتری کرده و به خود مطمئن باشند. شما همچنین باید تلاش کنید تا یادگیری را تبدیل به فعالیتی نسبتاً شاد و سرگرم‌کننده کنید. مثلاً فیلم‌های مستند، فیلم‌های داستانی، بازی‌های ویدئویی و مثال‌های عملی و کاربردی می‌توانند تأثیر شگفت‌انگیزی روی جلب علاقه‌ی کودک به موضوعی خاص داشته باشند.
 
هر زمان که می‌توانید با کودک خود بازی کنید
برخی تماس‌های فیزیکی و احساسی با دیگران در طول روز برای کودک شما بسیار مهم است. زمانی از وقت خود را اختصاص دهید تا به داستان‌های آن‌ها گوش‌داده، در فعالیت‌های خلاقانه شرکت کرده و در همین حین به آن‌ها کمی مهارت‌های ارزشمند یاد دهید. هر چیزی را می‌توان تبدیل به یک بازی کرد، بنابراین شما فرصت زیادی دارید تا کودک خود را به کار گروهی، حل مشکلات و بیان آزادانه خودشان عادت دهید.

با عمل کردن به نصیحت‌های خود یک الگوی شخصیتی خوب برای آن‌ها باشید
کودکان به سادگی از اطراف خود اطلاعات کسب می‌کنند و در مورد رفتارهای قابل‌قبول به شما به عنوان منبع اصلی اطلاعات خود نگاه می‌کنند. استراتژی اصلی آن‌ها این است که رفتار شما را دیده و آن را عیناً تقلید می‌کنند. اطمینان یابید که با عمل خود به کودک نشان می‌دهید که چگونه یک فرد باید رفتار کند. تنها شفاهی به آن‌ها نگویید چه کاری باید انجام دهند و آن وقت همان کارهایی که به آن‌ها گفته‌اید نباید انجام دهند را انجام دهید.

اگر کودک شما ببیند که والدینش ترسی از بیان خود ندارند، تلاش می‌کنند در مقابل دیگران فرد خوبی باشند، و در برابر مردم خیلی اجتماعی و خوش رو هستند، او این رفتارهای پر از اطمینان را در زندگی خود تقلید خواهد کرد.
 
به کودک خود درباره‌ی مسئولیت‌هایش و ارزش سخت‌کوشی آموزش دهید
یک کودک نباید در حد همان استانداردهای بالای یک بزرگ‌سال دیده شود، اما باید متوجه شود کارهایش روی دیگران تأثیر گذاشته و افرادی هستند که روی او حساب می‌کنند. اگر کودک متوجه شود چرا لازم است وظایف خود را انجام دهد، و برای کسب درآمد جهت زندگی نیاز به سخت‌کوشی است، دیدگاه متفاوتی در زندگی خواهد داشت. کودکان همیشه از کمک به والدین خود خوشحال هستند و زمانی که در کارها مشارکت داده می‌شوند احساس غرور می‌کنند. برای مثال، فرزندان بزرگ‌تر شما می‌توانند در طول روز مراقب بچه‌های کوچک‌تر باشند. کودکان همچنین می‌توانند به والدین خود در آشپزخانه کمک کرده، در کارهای تعمیراتی خانه نقش داشته باشند (حتی اگر به معنی نگه‌داشتن ابزار برای پدر باشد)، و یا خانه را تمیز کرده و در سازمان‌دهی برنامه‌هایی مانند دیدارهای خانوادگی یا برگزاری جشن‌ها کمک کنند.

کودک خود را در کلاس‌هایی که نیاز به فعالیت فیزیکی دارند ثبت‌نام کنید
همان طور که یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید «ذهن سالم در بدن سالم است». فعالیت فیزیکی منظم و کافی در طول روز نه تنها برای سلامتی کودک شما مفید است، بلکه می‌تواند به او کمک کند تا بدنی قوی و چابک داشته باشد که بتواند به آن افتخار کند. ظاهر خوب و احساس خوب به کودک شما کمک می‌کند تا عزت نفس داشته باشد. ضمن این که انجام یک ورزش او را قادر می‌سازد تا اطراف کودکان هم سن و سال و هم فکر خود بوده  و مهارت‌های اجتماعی خود را بهبود بخشد.

عضویت در کانال تلگرام نوزادانه

 

https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

 

   


به کودک یاد دهید روی روابط معنادار تمرکز کند، و به دنبال شادی و تلاش برای موفقیت باشد
برخی افراد به سطح خاصی از ثروت، قدرت و مهارت می‌رسند، اما هرگز بر ترس‌های خود غلبه نیافته و نسبت به خودشان نامطمئن هستند. به کودک خود درباره‌ی ارزش دوستی و اینکه دیگران چگونه می‌توانند به آن‌ها کمک کنند تا قوی تر شوند، آموزش دهید. به آن‌ها یاد دهید زمانی که به دنبال کمی شادی هستند و می‌خواهند بلندهمت و با پشتکار باشند به چیزهای کوچک مثبت در زندگی روی آورند.  شکست، تنها فرصتی است که می‌توانید حتی قوی تر از قبل بازگردید و با وجود دوستان خوبی که از شما حمایت می‌کنند حتی تاریک‌ترین لحظات شما می‌تواند کمی روشنتر باشد. برای کمک به ایجاد عزت ‌نفس در کودک هیچ روشی بهتر از آن نیست که به او ارزش حضور افرادی که ما را باور دارند نشان دهید.
 
به کودک یاد دهید اهداف دست‌یافتنی برای خود تعیین کند
این که کودک بخواهد اولین انسان روی مریخ و یا یک ستاره‌ی سینما باشد، اهدافی بسیار جاه‌طلبانه هستند و نشان می‌دهند کودک شما تا چه حد می‌تواند خلاق باشد، اما ممکن است این اهداف دست‌نیافتنی باشند. خوب نیست تمام مدت کودک خود را تحسین و تمجید کرده و به او تصویری غیرواقعی از خود و توانایی‌هایش بدهیم. به او فرصت دهید برای هر چیزی تلاش کند، اما به طور مثال اگر واقعاً مناسب خوانندگی نیست این مطلب را بی‌درنگ به او بگویید. با او راحت بوده و جایگزین‌هایی را معرفی کنید. به او کمک کنید تا اهدافی کوتاه مدت که با کمی سخت‌کوشی امکان‌پذیر هستند را تعیین کند و این اهداف کوچک را در راستای هدفی بلندمدت‌تر اما همچنان دست‌یافتنی به کار گیرد.

بخشش داشته باشید و به کودک خود نشان دهید شفقت یک خصلت نیکو است
همه‌ی افراد اشتباه می‌کنند. این مسئله بخشی از بلوغ و مرحله‌ای لازم در کسب معرفت است. با انجام بخشش، به کودک خود می‌فهمانید اگرچه کاری که آن‌ها کرده‌اند بنا به دلایلی اشتباه است، اما هرازگاهی اشتباه کردن قابل‌قبول است. این کار همچنین به آن‌ها نشان می‌دهد که گرچه مردم گاهی بحث کرده و احساساتشان جریحه‌دار می‌شود، تنها با کمی سازش و همدلی آشتی ممکن است. کودک این درس را از شما یاد می‌گیرد و شروع به تمرین بخشش در زندگی روزانه‌ی خود می‌کند.

عضویت در کانال تلگرام نوزادانه

 

https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

 

   


اگر می‌خواهید به ایجاد عزت نفس در کودک خود کمک کنید چند مورد از استراتژی های زیر را امتحان کنید.  هرکسی بچه دارد می‌داند که کودکان هم موهبتی جادویی و هم منبع پایدار استرس هستند. بزرگ کردن کودکان نیاز به تلاش زیادی دارد. تنها غذا دادن، تمیز کردن و لباس پوشاندن آن‌ها مقدار قابل‌توجهی از زمان والدین را می‌گیرد، و تازه همه این کارها قبل از زمانی است که ما شروع به آموزش درباره‌ی جهان پیرامون می‌کنیم. بسیار مهم است که ما چیزهای خوب را به کودکان کوچک خود انتقال دهیم، اما از آن مهم تر، می‌خواهیم آن‌ها به توانایی‌های خود مطمئن بوده و تصوری واقع‌بینانه و مثبت از خود داشته باشند.

با کودک خود صحبت کرده و ببینید آیا هیچ مشکلی وجود دارد
ارتباطات مؤثر برای ایجاد یک رابطه‌ی سالم و پایدار ضروری است. کودک بودن هیجان‌انگیز، گیج‌کننده و حتی گاه ترسناک است، بنابراین ممکن است کودک شما درباره‌ی جهان و همچنین ترس‌ها و شک‌هایش سؤالات زیادی داشته باشد. کودکان دیگر ممکن است با کودک شما بد رفتار کنند، کودک شاید از بعضی لحاظ احساس بی‌کفایتی کند، ممکن است درباره بدن خود احساس ناامنی کرده و اعتمادبه‌نفس نداشته باشد و یا از برخوردهای اجتماعی بترسد. بسیار مهم است که برای او ایجاد اعتماد کرده و به کودک اجازه دهید به شما بگوید چرا آن چیز برای او سبب حس عدم اطمینان می‌شود، در نتیجه می‌توانید با هم برای یافتن یک راه حل تلاش کنید.
کمک کنید فعالیتی را پیدا کند که برای آن شور و شوق زیادی دارد
برخی افراد با صدایی باورنکردنی متولد می‌شوند. برخی گوش خوبی برای موسیقی دارند. برخی دیگر ساختار ماهیچه‌ای و عضلانی قوی دارند که می‌تواند از آن‌ها یک ورزشکار قهرمان بسازد. و برخی دیگر دارای تخیل و قدرت زیادی در بیان داستان هستند. ببینید نبوغ طبیعی کودک شما چیست و کمک کنید که این نبوغ در فعالیت‌هایی که او بیشتر از آن‌ها لذت می‌برد به کار گرفته شود.  رقص، نقاشی، نواختن یک ساز یا چیزی عملی تر مانند ریاضیات همه گزینه‌های خوبی هستند. تنها اطمینان یابید کودک شما انگیزه کافی دارد. زمانی که کودک کم‌کم سطح بالاتری از یک مهارت را به دست می‌آورد، عزت نفس او بسیار بالا می رود.

عضویت در کانال تلگرام نوزادانه


https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh


   


بچه‌های كوچك كنترل خیلی كمی به روی زندگی‌شان دارند. تصور كردن خود به عنوان سازنده آسمان‌خراش‌ها و یا یك فوق قهرمان كه از سیاره زمین دفاع می‌كند كودك را قدرتمند می‌سازد و به او كمك می‌كند تا اعتماد به نفس خود را بالا ببرد و توانایی‌ها و استعدادهای خود را افزایش دهد.

رشد عقلی را افزایش می‌دهد

تصور كردن، آغاز تفكر غیرانتزاعی است. كودكانی كه می‌توانند قلعه یك پادشاه را بر روی یك تپه شنی ببینند و یا یك شام لذیذ را با یك تكه شیرینی تصور كنند، می‌آموزند كه به طور نمادین فكر كنند.

مهارت‌های زبانی را تقویت می‌كند

كودكانی كه با دوستانشان بازی‌های نمایشی (تخیلی) انجام می‌دهند.

خیلی با هم حرف می‌زنند، این كار باعث می‌شود واژه‌های بیشتری بیاموزند. بدین ترتیب مهارت‌های ارتباطی آن‌ها تقویت می‌شود.


ترس‌ها را از بین می‌برد

بازی‌های نمایشی – تخیلی می‌توانند به كودكان كمك كنند تا ترس‌ها و نگرانی‌های خود را از بین ببرند. وقتی كودك نقش یك هیولای بزرگ بد زیر تخت خوابش را بازی می‌كند، احساس كنترل به روی آن به دست می‌آورد و هیولا دیگر آن‌قدرها هم بد و بزرگ به نظر نمی‌رسد. بازی‌های تخیلی همچنین كمك می‌كنند تا كودكان احساسات گیج‌كننده‌ای را كه ممكن است داشته باشند، تخلیه كنند، مانند حس عصبانیت نسبت به والدین و یا حس رقابت با یك خواهر یا برادر جدید.

برای افزایش قوه تخیل كودك‌تان هر روز برای او كتاب بخوانید. كتاب‌ها موقعیتی را به كودكان پیشنهاد می‌كنند تا دنیای دیگری را كشف كنند و دنیاهای جدیدتری را از خودشان خلق نمایند.


https://telegram.me/nozadaneh

@nozadaneh

   


من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:

اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

 - خـودت تـصـمـیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

- احساس تو را درک می کنم:

وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: "از تو متنفرم" یا "خیلی بدی." این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

 - "آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:

" افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: "عدالت را رعایت کنید و منصف باشید" و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم "انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی"!

- از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی:

اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: "صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم" و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.


کانال نوزادانه در تلگرام


https://telegram.me/nozadaneh

   

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






محاسبه قد و وزن طبیعی با استفاده از محاسبه گر زیر
content provided by NHS Choices

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :