تبلیغات
نوزادان، کودکان - مطالب آموزش به کودکان

 
این عنوان وب سایتی است که حجم زیادی از کتابها در رده ها گوناگون سنی و موضوعات و به زبانهای مختلف دنیا از جمله زبان شیرین فارسی را در خود گنجانده است.
از آنجا که شاید برای برخی از مخاطبین پیدا کردن فهرست کتابهای فارسی کمی دشوار باشد لینک مستقیم دسترسی به عناوین کتابهای فارسی این سایت در اینجا آمده است:

جدا از وجود بیش از 450 عنوان کتاب فارسی در این سایت امکان تغییر منوهای این سایت نیز به زبان فارسی وجود دارد.

بازدید و استفاده از این وب سایت خالی از لطف نیست

   


) در 2 تا 3 سالگی بسیاری از کودکان شروع به استفاده از جملات پیچیده تر می کنند. البته این بدان معنی نیست که همه کلمات بزرگسالان با مفاهیم انتزاعی را متوجه می شوند. درک و فهمشان از افکار بسیار عینی می باشد. بسیاری تازه شروع می کنند تا به شیوه منطقی فکر کنند و ترتیب وقایع را متوجه شوند.

۲) کودکان به مرور کلام والدین و نفوذ آن را بر زندگی خویش دریافته اند و به تدریج این درک را پیدا می کنند که کلام خودشان نیز قابلیت تغییر دادن شرایط را دارد. آنان با استفاده از گنجینه کلامی رو به رشدی که دارند معانی غنی تری را خلق می کنند.

۳) ”نه“ و ”چرا“ در گفتار کودکان پیش از دبستان کلمات شایعی هستند. ”نه“ گفتن روشی است که کودک پیش دبستانی به وسیله آن استقلال خود را طلب می کند. ”چرا“ گفتن نشان دهنده اشتیاق او برای فهم بهتر جهان پیرامون است. همچنین ”چرا“ کلمه ای است که اقتدار دیگران را زیر سؤال می برد.

۴) کودکان علاقه مند به مشارکت در تصمیم گیری ها هستند. تصمیم گیری به کودکان احساس تسلط و استقلال می دهد. آنان ممکن است این طور فکر کنند: ”اگر بگویم چه چیزی می خواهم دیگر بچه بزرگی می شوم“ یا ”من می توانم تکالیفم را از مادرم جدا کنم و دوست دارم که این طور باشد“.

۵) کودکان پیش دبستانی عاشق تقلید کلمات دیگران هستند. آنان اغلب توصیه ها، عبارات و جملات را تقلید می کنند. گاهی خصوصاً هنگام نقش بازی کردن عبارات را به صورت نادرست به کار می برند.

۶) کودکان دوست دارند یک قضیه را بارها و بارها بشنوند و توصیف کنند. با گفتن و شنیدن قصه ها، آنان باورهای خود را نسبت به جهان شکل می دهند و اینکه چگونه با آن انطباق حاصل کنند. آنها می گویند: ”بازم تعریف کن“، چرا که شنیدن پیاپی یک داستان آنان را امن و آرام می سازد. و تصور یک داستان جدید را برای کودک ممکن می کند.

۷) کودکان دوست دارند بتوانند خودشان توضیح بدهند، این مسئله به معنی دار شدن آنچه تازه سعی در فهمیدنش کرده اند کمک می کند. برای مثال ممکن است یک کودک پیش دبستانی اندوهش را از پایان یافتن زمستان این طور عنوان کند: ”وقتی برف آب می شه، یعنی داره گریه می کنه“.

۸) در محدوده ۳ تا ۵ سالگی درک کودکان از رابطهٔ علت و معلولی تصحیح می شود.

پیش دبستانی های بزرگتر، توضیحات ساده روابط علی را می فهمند، مانند: ”دارو کمک می کنه تا بهتر بشی“ یا ”اگر غذای سالم بخوری، زودتر بزرگ و قوی می شوی“.

۹) کودکان با استفاده از بدن، بازی و هنر خود صحبت می کنند. در واقع در این سن ارتباط کلامی هنوز شیوه غالب ادراک دنیا و ابراز خود نیست.

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) به کودک خود توجه کامل داشته باشید. حتی یک رابطه سریع اما با توجه می تواند نیاز کودک شما را به ارتباط برآورده سازد. اگر او می گوید: ”با من بازی کن“ اما این کار در آن لحظه ممکن نیست. چراییش را برای او توضیح دهید یا بگوئید: ”امروز کارم خیلی سخت بود، دو سه دقیقه صبر کن تا خستگی ام در بره. بعدش باهات بازی می کنم“. آنها می توانند به درجاتی احساس شما را درک کنند پس صراحت شما را تحسین خواهند نمود.

۲) از لحن کلام خود خبر باشید. به دلیل تازه کار بودن کودکان در جمله سازی، آنها حساسیت زیادی به لحن صدا و پیام های بدنی شما دارند.

۳) عواطف ناگفتنی کودکان را منعکس کنید. بدین ترتیب به کودک کمک می کنید احساساتش را به کلام درآورد. اگر در پارک، نوبت تاب به کودک شما نرسیده می توانید بگوئید: ”می خواستی سوار تاب بشی، مگه نه“ یا ”خیلی عصبانی به نظر می آی!“

۴) از کودک برای تبیین مشکلات کمک بخواهید برای مثال ممکن است بگوئید: ”تو اون فیلم چیزی تو رو ترسوند؟“ ”اگر کودک جواب نداد، می توانید این طور ادامه دهید: ”شاید قیافه آقاهه ترسناک بوده!“.

۵) به کودک کمک کنید تا هشیاری عاطفی در او رشد پیدا کند. حتی اگر کودک بدرفتاری کرده است شما می توانید درباره کارش با او صحبت کنید. اکثر بچه های پیش دبستانی توانائی درک چنین جملاتی را دارند: ”من بعضی اوقات خیلی عصبانی می شم، اگه برم یه اتاق دیگه و چند تا نفس عمیق بکشم خیلی آروم تر می شوم“.

۶) انتخاب­هائی را که توصیه می کنید محدود سازید. کودکان پیش از دبستان وقتی خودشان تصمیم می گرند احساس تسلط بر اوضاع پیدا می کنند. می توانید بگوئید: ”می خوای اول لباس بپوشی یا اول صبحانه بخوری؟“

۷) جمله خود را با کلمه ”باشه؟“ تمام نکنید مگر اینکه آماده باشید نه گفتن کودک خود را بپذیرید اگر از کودک درخواستی بکنید که منوط به موافقت او باشد در دام بحث های طولانی و حتی جنگ قدرت گرفتار می شوید. مثلاً به جای ”الان وقت خوابه، برو تو جات بخواب!“ اگر بگوئید ”برو بخواب عزیزم. باشه؟“ کودک فرصتی برای چون و چرا کردن خواهد یافت.

۸) با استفاده از خیال پردازی کودک به آرزوهای او بهاء بدهید. اگر کودک شما از این غمگین است که باید عروسکش را با دیگری شریک شود، می توانید به او بگوئید: ”دوست داشتی این عروسک فقط مال خودت بود؟ فکر کن باهاش چه کار می کردی؟“ با توصیف آرزوی کودک و صحبت در مورد آن. حتی در صورت عدم تحقق آرزو، کودک به تدریج آرام می گیرد.

۹) فرصت های امنی برای بیان احساسات شدید بچه ها فراهم کنید. به عنوان مثال، اگر کوک شما بی نهایت عصبانی است به جای گفتن ”داد نزن دیگه!“ بهتر است بگوئید: ”برو تو حمام و یه دقیقه هر چه قدر می تونی بلند داد بزن!“

۱۰) زیادی توضیح ندهید. اثربخشی توضیحات ساده معمولاً بیش از بحث های طولانی است. وقتی کودک قشقرق راه انداخته است. او را نزدیک خود نگه داشت… یا حتی کنار او ماندن… می تواند بیش از هر کلام دیگری که می توانستید بگوئید مؤثر باشد.

   

   


متخصصان رشد و پرورش کودکان، بارها، کتاب‌درمانی را برای مواردی که کودکان در فشارهای روحی مانند بستری‌بودن در بیمارستان، از دست دادن دوست و جدایی والدین،‌ یا در شرایط جنگ و رخداد‌های طبیعی همچون سیل و زلزله قرار می‌گیرند، توصیه کرده‌اند. ادبیات می‌تواند کودکان را در درک عواطف خود، همذات‌پنداری با شخصیت‌هایی که احساس‌های‌ مشابه را تجربه‌می‌کنند و نیز کسب بینشی نوین نسبت به چگونگی برخورد دیگران با همان مشکلات، یاری رساند.

کتاب می‌تواند نقشی همچون آینه را برای کودکان بازی کند؛ به این معنا که بازتاب‌‌دهنده‌ ویژگی‌های ظاهری، روابط، احساس‌ها‌ و اندیشه‌های آنها در پیرامونشان باشد. همچنین کتاب می‌تواند چون پنجره‌ای رو به جهان باشد که کودکان را به نگاه فراتری از خود و پیرامون‌شان دعوت کند تا با شخصیت‌ها و شرایط پیوند برقرار کنند.

ادبیات به ٤ شیوه در رشد عاطفی کودکان سهیم می‌شود:

نخست، ادبیات به کودکان ثابت می‌کند که در بسیاری از احساس‌‌ها مانند دیگران هستند و این‌که بروز این احساس‌ها و عواطف در آنها امری عادی و طبیعی است.

دوم، ادبیات، هرگونه احساس را از نقطه‌نظرهای گوناگون به‌بررسی می‌گیرد و تصویری کامل از آن به دست می‌دهد و برپایه‌ اصولی، آن احساس ویژه را شناسایی می‌کند.

سوم، کنش‌های شخصیت‌های گوناگون نقطه‌نظرهایی را برای شیوه‌های برخورد با عواطفی ویژه ارایه می‌دهد.

چهارم، ادبیات به‌روشنی نشان می‌دهد که هر فرد عواطف گوناگونی را تجربه می‌کند و دیگر این‌که این عواطف گاهی در تضاد و کشمکش با یکدیگر قرار می‌گیرند.

کودکان هنگام کتاب‌درمانی ٣ فرآیند را تجربه می‌کنند: فرآیند همانندسازی، فرآیند پالایش روانی و فرآیند بینش درون.

کتاب‌درمانی می‌تواند به شکل انفرادی یا گروهی انجام شود

 
از آن‌جا که کودکان و نوجوانان در بیشتر موارد خود را به‌جای شخصیت‌های کتاب یا قهرمان‌های اصلی داستان می‌گذارند، چنانچه در پروژه‌های کتاب‌درمانی، کتاب‌های مناسبی گزینش شوند، همانندسازی به آنها کمک می‌کند تا مشکلات خود را شناسایی کنند و هنگامی که درمی‌یابند در رویارویی با این‌گونه مشکلات تنها نیستند،‌ احساس آرامش و امنیت می‌کنند و از تنهایی و تشویش آنها کاسته می‌شود. زمانی که این همانندسازی صورت گرفت،‌ فرآیند پالایش روانی نیز انجام می‌شود.

کودک و نوجوان از جنبه احساسی درگیر داستان می‌شود و می‌تواند احساسات خود را در شرایطی امن بروز دهد. با همانندسازی و پالایش روانی، کودک و نوجوان برای تجزیه و تحلیل مشکلات خود توانمندتر می‌شود. این‌گونه تحلیل‌ها سبب افزایش آگاهی و درک عمیق‌تر آنها از خود و ارتباط با دیگران می‌شود. این خودآگاهی کودک و نوجوان را قادر می‌سازد تا دریافت‌های خود را از رخدادها دگرگون کند و رفتارهایش را بهبود بخشد.

کتاب‌درمانی می‌تواند به شکل انفرادی یا گروهی انجام شود. در کتاب‌درمانی‌های انفرادی، ‌کتابی برای یک فرد خاص با یک نیاز ویژه برگزیده می‌شود. آن کودک یا نوجوان خاص می‌تواند کتاب را خود بخواند یا برایش خوانده شود. فعالیت‌هایی که پس از خواندن کتاب طراحی شده‌اند به شکل انفرادی با آن کودک یا نوجوان انجام شود. کودک یا نوجوان درباره آن کتاب با آموزگار، کتابدار یا هر فرد بزرگسال که با او کار می‌کند، می‌تواند گفت‌و‌گو کند،‌ گزارشی درباره داستان بنویسد یا احساسات خود را به شکل هنر نقاشی یا هرگونه دیگری از هنر بیان کند.

در این پروسه کودک و نوجوان از فشار‌های احساسی رها می‌شود و در ضمن با تحلیل ارزش‌های اخلاقی و برانگیخته‌شدن تفکر انتقادی در او، بر خودآگاهی‌اش  افزوده می‌شود و می‌تواند ارزیابی‌های شخصی و اجتماعی خود را بهبود بخشد. نتیجه آن خواهد شد که او رفتارش را بهبود بخشد و بتواند موضوع‌های مهم زندگی را درک کند.

در کتاب درمانی‌های گروهی، کودکان و نوجوانان داستانی را بلند می‌خوانند یا برایشان کتابی خوانده می‌شود. گفت‌وگوی گروهی و فعالیت‌های جمعی در پی این خواندن انجام می‌شود. آنها در این بحث‌ها درمی‌یابند که تنها نیستند و می‌توانند مشکلات خود را با دیگران سهیم شوند.

اگرچه کتاب‌درمانی برای حل مشکلات کودکان در بحران است، اما تنها به این موارد محدود نمی‌شود. به‌طورکلی ادبیاتی که زندگی کودکان را بازتاب می‌دهد، می‌تواند کودکان را در حل مشکلات و ناشناخته‌های زندگی خود یاری دهد.

گام‌های کتاب‌درمانی:
- شناسایی نیازهای کودکان و نوجوانان مورد هدف
- گزینش مواد مناسب
- طراحی فضا و زمان نشست‌ها (از پیش مخاطبان را درباره چگونگی گرداندن جلسه آگاه کنید.)
- طراحی فعالیت‌های پس از کتابخوانی
- گفت‌وگو درباره داستان یا کتاب
- نوشتن درباره کتاب یا داستان،‌ نقاشی و اجرای نمایش
- برانگیختن کودکان برای فعالیت‌های بیشتر (پرسش‌های بیشتر درباره موضوع کتاب یا داستان.)
- اختصاص زمان استراحتی به کودکان
- دادن فرصتی برای واکنش آنها به داستان


عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh

   


مسایل پزشکی خود را برای کودک توضیح دهید

به فرزند خردسال خود توضیح دهید که مراجعه شما به پزشک به علت بیماری نیست بلکه مادران باردار باید مرتب به پزشک مراجعه کنند تا وضعیت مادر و نوزاد داخل شکمش چک شود. این موضوع می‌تواند از نگرانی‌های او بکاهد.

او را می‌توانید در مراجعات پزشکی، همراه خود ببرید، حتی کودک شما می‌تواند به صدای قلب جنین شما گوش کند یا حتی او را از طریق دستگاه سونوگرافی ببیند و احیانا سوالاتی را که در ذهن دارد با پزشک سونوگرافی در میان بگذارد. حتما با راهنمایی و کمک مشاور خانواده به تمام سوالات او در باره مسافر کوچک خانواده پاسخ دهید.
 
با ورود فرزند دوم، از توجه خود به کودک کم نکنید

با کودک خود در مورد اهمیت نقش او در ارتباط با نوزاد خانواده و کمک‌های موثری که می‌تواند داشته باشد صحبت کنید. در ضمن دقت داشته باشید اگر وسایل نوزادتان را آماده و مرتب می‌کنید، حتما تغییراتی هم در اتاق کودک خود اعمال کنید تا حس کند او هم به اندازه نوزاد خانواده مهم و در مرکز توجه قرار دارد

لجبازی، پرخاشگری و حسادت در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود


به فرزند اول مسئولیت بدهید

اما راهکار درست، دادن اطلاعات به فرزند اول است یعنی والدین قبل از اینکه تصمیم به بارداری بگیرند خوب است با کودک در این مورد صحبت کنند. درواقع، باید برای کودک توضیح داد که با تولد خواهر یا برادری که در راه است ممکن است توجه و محبت والدین به اندازه فعلی نباشد چون برادر یا خواهر به توجه و کمک والدین نیاز دارد.

در واقع، باید کودک را از شرایطی که قرار است ایجاد شود، آگاه کنیم. از جمله کارهایی که می توان انجام داد سهیم کردن کودک در مراقبت و نگهداری فرزند دوم است. درواقع، با دادن مسئولیت هایی به فرزند اول او را در تولد فرزند دوم سهیم کنیم. برای مثال از کودک می خواهیم که چیدمان اتاق فرزند دوم را بر عهده بگیرد تا احساس حسادت به حداقل ممکن برسد. این راهکار مدیریتی ارتباطی بین فرزند اول با دوم است.

 فرزند دوم را از فرزند اول دور نکنید

هرگز سعی نکنید فرزند اول را از فرزند دوم دور کنید. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند اول ممکن است به فرزند دوم آسیب برساند فرزند دوم را از او دور نگه می دارند که این کار به هیچ وجه درست نیست و باعث بروز حسادت در فرزند اول خواهد شد.

مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند یعنی کماکان مسئولیت هایی را به فرزند اول در خصوص نگهداری و مراقبت از فرزند دوم بدهد تا تعامل بین فرزند اول و دوم را بیشتر کند. وقتی فرزند دوم به یک سالگی رسید لازم است از اتاق والدین جدا شود. در 6 ماه اول لازم است کودک کنار والدین بخوابد، در 6 ماهه دوم توصیه می شود کودک در تختی مجزا اما همچنان در اتاق خواب والدین خود باشد و اما در 6 ماه سوم بهتر است کودک از اتاق والدین خارج شود و در اتاق فرزند اول بخوابد.

این کار به فضای ارتباطی بین فرزند اول و دوم کمک بخواهد کرد. معمولا فرزند اول ممکن است این حس را داشته باشد در شرایطی که فرزند دوم کنار والدینش خوابیده، او به نوعی تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها حس می کند و حس حسادت در او ایجاد می شود، بنابراین قبل از اینکه باعث بروز چنین حس هایی در فرزند اول شویم لازم است در مورد چنین شرایطی برای فرزند اول شفاف سازی کنیم و برایش توضیح دهیم در چند ماه اول برحسب نیازهای فرزند دوم لازم است او کنار والدین بخوابد. با این کار حساسیت ها را به حداقل خواهیم رساند.


عضویت در کانال تلگرام نوزادانه
 
https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

 

 

   


شش تا هشت سالگی
– با کمی اشتباه کتاب‌هایش را می‌خواند اما با رسیدن به کلمات تازه مکث می‌کند و اغلب باتوجه به معنای کلی متن آنها را حدس می‌زند.

–  از تصاویر برای حدس زدن داستان و تشخیص معنای واژه‌ها کمک می‌گیرد.

– می‌تواند به سؤال‌های تازه در مورد داستان پاسخ دهد.

– از خواندن کتاب‌های تازه و کشف جملات جدید لذت می‌برد.

موزه را به خانه بیاورید
با فرزندتان از موزه، حیات‌وحش و آثار تاریخی بازدید کنید و از کتابفروشی این مجموعه‌ها، کتابی در مورد تاریخچه آنها یا داستان‌هایی که در آنها اتفاق افتاده، بخرید. گوش دادن به کتابی که فرزندتان شاهد ماجرایش بوده یا از مکانی که در آن داستان اتفاق افتاده بازدید کرده، می‌تواند برایش جذاب باشد.

کتاب صوتی بسازید
داستان‌های شنیدنی، گاهی حتی بیشتر از کتاب‌های مصور می‌توانند فرزند شما را پای خود بنشانند. برای فرزندتان سی‌دی‌هایی از داستان‌های ماندگار صوتی تهیه کنید و در اتومبیل و خانه آنها را برایش پخش کنید. اگر هم ذخیره داستان‌های‌تان تمام شد، صدای خودتان را ضبط کنید و یک داستان صوتی بسازید تا زمانی که سرتان شلوغ است، فرزندتان بدون اصرار به کتاب خواندن به آنها گوش کند.

بازیگر شوید
وقتی داستان‌ها را براساس اتفاق‌هایی که در آنها افتاده می‌خوانید، صدای‌تان را بالا و پایین می‌برید یا لحن خندان و عصبانی به خود می‌گیرید، به فرزندتان لذت بیشتری از گوش کردن به روایت‌های کتاب تزریق می‌کنید. کتاب را تنها برای فرزندتان روخوانی نکنید؛ جای هر شخصیت داستان بنشینید و صدایی که فکر می‌کنید به آن شخصیت می‌خورد را به خود بگیرید و چهره‌تان را براساس دیالوگ‌ها و رفتارهای
او تغییر دهید؛ خندان، گریان، مغرور، متواضع و… بچه‌ها عاشق دیدن چهره‌های خنده‌دار و عجیب هستند و از گوش‌دادن به صداهای بامزه لذت می‌برند.

یکنواختی ممنوع
حالا که فرزندتان توانایی خواندن را پیدا کرده، باید تنوع کتاب را در کتابخانه‌اش برقرار کنید. قرار داشتن کتاب‌های متنوع در کتابخانه فرزند شما، این امکان را به او می‌دهد که در هر روز برحسب حال و هوایش کتابی را برای خواندن انتخاب کند. اگر نمی‌خواهید هزینه زیادی رابرای کتاب خریدن بپردازید، می‌توانید در خیابان انقلاب کتاب‌های دست دوم زیادی را پیدا کنید که قیمت‌شان پایین است اما ارزش خواندن دارند.

چی بخوانم؟
کودک شما حالا با قصه بیشتر از شعر کنار می‌آید. «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» که همراه کودکی خود ما بودند، هنوز هم برای بچه‌ها جذاب هستند. گذشته از این می‌توانید بازنویسی‌هایی را از داستان‌های شاهنامه برای فرزندتان تهیه کنید که با تصویرگری کودکانه روایت شده‌اند.

اگر نمی‌خواهید دل‌زده شود
کتاب خواندن برای بچه‌ها باید‌هایی دارد که در این صفحات آنها را با شما در میان گذاشته‌ایم. اما گذشته از این موارد، نباید‌هایی هم هست که باید  از آنها فاصله بگیرید. اگر دوست دارید فرزندتان کتاب‌دوست بار بیاید، نباید او را به زور پای کتابخوانی‌تان بنشانید، نباید وقتی آرزوی هدیه گرفتن یک عروسک مو فرفری را دارد، تنها به او کتاب هدیه دهید و نباید در روزهایی که قصد تفریح دارد، تنها او را به کتاب فروشی بروید؛ خلاصه اینکه، نباید زیاده روی کنید.

میان‌بر بزنید!
حواس‌تان به خودتان باشد
وقتی فرزندتان از سر رفتن حوصله‌اش حرف می‌زند، چه برخوردی با او می‌کنید؟ آیا به کتاب خواندن تشویقش می‌کنید یا برای رفتن به اولین مرکز خریدی که نزدیک خانه‌تان است، حاضر می‌شوید؟ فرزند شما اغلب ساعات روزش را با ایده‌های شما می‌گذراند. پس اگر دوست دارید سبک خاصی از زندگی برایش عادت شود، به توصیه‌هایی که خودتان می‌کنید توجه کنید و در زندگی هر روزه‌تان آن نکات را رعایت کنید.

نگران نشوید
از اینکه فرزندتان داستان‌های کتاب‌ها را شبیه‌سازی کرده و آنها را به بازی‌هایش وارد می‌کند، نگران نشوید. حتی اگر یک روز اشتباه یکی از شخصیت‌های قصه را انجام داد و خودش را جای او جا زد هم نگرانی به دل‌تان راه ندهید. فرزند شما در صورت بروز دادن این نشانه‌ها به شما می‌گوید تخیل قوی پیدا کرده، مفهوم داستان را درک می‌کند و می‌تواند خود را در موقعیت‌های مختلف در نظر بگیرد. از بازی‌های خلاقانه فرزندتان و رؤیابافی‌هایش نترسید و حتی گاهی با او در این ماجراها شریک شوید.

بگذارید با خیالش تنها باشد
اگر می‌خواهید داستان خاصی در ذهن کودک‌تان بنشیند، بعد از چند بار خواندنش می‌توانید به عنوان یک بازی از آن داستان استفاده کنید. بچه‌ها عاشق بازی هستند و وقتی قرار باشد نقش آشنایی که هر روز در کتاب برای‌شان خوانده‌اید را برعهده بگیرند، بیشتر هیجان‌زده می‌شوند. از طرف دیگر اگر کودک‌تان رفتار اشتباهی را نشان می‌دهد، می‌توانید از کتاب‌های بسیاری که مشکلات مختلف بچه‌ها را در قالب شعر و داستان طرح کرده‌اند کمک بگیرید و با قراردادن فرزندتان در نقش شخصیت اصلی داستان، هم فرصت کمی شیطنت را برایش فراهم کنید و هم در پایان نمایش از او بخواهید رفتار درست نشان دهد تا انگیزه‌اش برای تکرار آن رفتار در زندگی واقعی هم بیشتر شود.

سخت نگیرید
درست است که در جریان کتاب خواندن، دایره لغات فرزندتان گسترده‌تر می‌شود و مفاهیم تازه را یاد می‌گیرد اما مراقب باشید در انتقال این دانش‌ها به فرزندتان زیاده‌روی نکنید. او باید در سنی باشد که قدرت درک آنچه می‌شنود را داشته باشد. اگر لغات تازه یا مفاهیم ناآشنا در همه صفحات کتابی که برای فرزندتان می‌خوانید بارها و بارها تکرار شده، بدانید کتاب مناسبی را انتخاب نکرده‌اید. چراکه اگر تعداد این واژه‌ها و مفاهیم مبهم زیاد شود، گوش کردن به داستان جذابیتش را برای فرزندتان از دست می‌دهد.

عضویت در کانال تلگرام نوزادانه با لینک زیر:

https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh


   


چهار تا شش سالگی
– برای بازگو کردن داستان، باید تصویر‌های هر صفحه را ببیند.

– بعضی حروف الفبا و کلمات را می‌شناسد و آنها را در صفحات تشخیص می‌دهد.

– داستان کتاب‌ها را به خاطر می‌سپارد و مدام از شما می‌خواهد یک کتاب تکراری را برایش بخوانید.

– عاشق داستان‌های عجیب و خنده‌دار است و دوست دارد در صدا و شیوه روایت خواننده هم عجیب بودن و حتی مسخرگی رفتار بعضی شخصیت‌ها را احساس کند.

با هم بازی کنید
داستانی را انتخاب کنید که فرزندتان بتواند در جریان آن مشارکت کند. بچه‌ها در سنین پیش‌دبستانی دوست دارند هنگام کتاب خواندن شما نقش فعال‌تری بازی کنند.

هم آموزش دهید و هم لذت ببرید
گفتیم که بچه‌ها در این سن به توانایی‌شان در بازشناسی کلمات افتخار می‌کنند. پس به او در شناخت واژه‌ها و گسترش دایره آموخته‌هایش کمک کنید تا از توجه کردن به متن کتاب لذت بیشتری ببرد و شریک شما در خواندن شود.

پرتوقع نباشید
می‌دانیم دوست دارید از همان سال‌های اول، فرزندتان را به جمع فرهیخته‌ها وارد کنید و او را با ادبیات فاخر پیوند بزنید اما مراقب باشید میل‌تان به ادب‌دوست شدن فرزندتان او را دلزده و سردرگم نکند. به همین دلیل نباید سراغ کتاب‌هایی که متن ثقیلی دارند بروید و برای کودک چهار ساله، افسانه رستم و سهراب را به روایت خود فردوسی بخوانید. اگر می‌خواهید فرزندتان مثنوی‌خوان شود، اول با بازنویسی‌هایی که از داستان‌های مثنوی شده شروع کنید و پس از تمام کردن این داستان‌ها و زمانی که سن فرزندتان کمی بیشتر شد، اشعار مولانا را برایش بخوانید. مهم نیست آنچه برای فرزندتان می‌خوانید چقدر ارزشمند باشد، مهم این است که کودک‌تان توانایی درک شنیده‌هایش و دل‌بستن به آنها را داشته باشد.

سراغ علایقش بروید
کتاب را براساس علایق فرزندتان انتخاب کنید. اگر او عاشق ماشین است، داستانی را برایش بخوانید که ماشین‌ها شخصیت‌های اصلی‌اش هستند و اگر با حیوانات خوب ارتباط برقرار می‌کند، سراغ گزینه‌هایی بروید که داستانی را در جنگل و باغ‌وحش روایت می‌کند. کودکی که تختخوابش «کیتی» است، قطعا از شنیدن داستان‌های مربوط به این عروسک لذت زیادی می‌برد.

چی بخوانم؟
فرزند شما آرام‌آرام با قصه‌های طولانی‌تر کنار می‌آید. «قصه‌های من و بابام»، داستان‌های کوتاه و بامزه‌ای هستند که همراه تصویرگری جذاب می‌توانند کودک‌تان را برای دقایقی بخندانند و سرگرم کنند.

عضویت در کانال نوزادانه از طریق لینک زیر:
https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

   


دو تا چهار سالگی
– با کتاب به‌عنوان اسباب‌بازی، بازی می‌کند و هنوز نمی‌داند در کتاب‌هایش قصه‌ها جا خوش کرده‌اند.

–  او با کتاب و قصه عجین شده اما هنوز نمی‌داند صفحه‌های کتاب، کلمات و داستان‌ها را در خود جا داده‌اند.

– از دیدن تصاویر کتاب لذت می‌برد اما هنوز نمی‌داند این شکل‌ها ماجرای کتاب را شرح می‌دهند.

–  وانمود می‌کند با مداد یا خودکار می‌نویسد.

سراغ داستان‌های آهنگین بروید
بچه‌های مهدکودکی عاشق شنیدن داستان‌ها در قالب شعر هستند گرچه هنوز عاشق دیدن تصاویرند اما منتظر شنیدن قصه تصویرهایی که می‌بینند هم هستند. اگر فرزندی دو تا چهار ساله دارید، کتاب‌هایی که نوشته کم و آهنگین دارند را برایش انتخاب کنید و سراغ داستان‌هایی بروید که حدس زدن روال و پایان‌شان دشوار نیست. بچه‌ها در این سنین دوست دارند تصاویر کتاب را مشاهده کنند تا شخصیت‌ها و فضای داستان را در ذهن‌شان بهتر تجسم کنند. آنها وقتی قصه‌ها را در قالب شعر می‌شنوند، بهتر آنها را به خاطر می‌سپارند و حتی در خواندن کتاب همراه شما می‌شوند.

در هر گوشه خانه، کتابخانه بگذارید
همه بچه‌ها به‌راحتی با حمام کردن کنار نمی‌آیند و برخی‌ هم میانه‌ای با کتاب ندارند. اگر شما این دو فعالیت را با هم انجام دهید، قطعا هر دو موقعیت را برای فرزندتان لذت‌بخش می‌کنید. چند کتاب ضد‌آب که می‌توانید با خود به حمام ببرید را تهیه کنید. کتاب‌های حمام باید متن کم و تصویر زیاد داشته باشند و تعداد صفحات‌شان هم انگشت‌شمار باشند. فرزند شما می‌تواند درحالی‌که در وان نشسته از مشاهده تصاویر آن کتاب‌ها و شنیدن داستان‌های‌شان لذت ببرد. از هر راهی که فرزندتان را به کتاب پیوند می‌زند کمک بگیرید. انتخاب کتاب‌هایی که در موقعیت‌های متفاوت فرزندتان می‌تواند از آنها استفاده کند، بهترین راه برای کتاب‌دوست کردن اوست. خرید کتاب‌های مخصوص حمام، کتاب‌های در قطع بزرگ برای لحظاتی که لم داده، کتاب‌هایی که داستان‌شان را باید خود کودک رنگ‌آمیزی کند و … به شما در کتابخوان کردن فرزندتان کمک خواهد کرد.

کودک‌تان را بازی دهید
شاید بی‌میلی فرزندتان به کتاب، از اشتباه شما در انتخاب گزینه‌های مناسب ناشی شود. اگر زیر بار داستان شنیدن نمی‌رود، محتوای متفاوتی را برای خواندن انتخاب کنید، لحن‌تان را عوض کنید، با خودش به شهرکتاب بروید، از تصاویر برای خوشایند کردن داستان کمک بگیرید و کتاب مصور بخرید یا با مشارکت او داستان را به شکل یک نمایشنامه بازی کنید تا دلگرم شود.

با او شریک شوید
داستان‌ها را برای کودک‌تان بخوانید و بعد از او بخواهید جمله‌ها را تکرار کند یا اینکه داستان را بعد از تمام شدن با کمک شما روایت کند. به عبارت دیگر، چند جمله را شما بگویید و به فرزندتان کمک کنید چند کلمه‌ای را خودش به زبان بیاورد و در فرآیند کتاب خواندن مشارکت کند.

به او فرصت دهید
فرزندتان هنوز هم تنها زیر بار توجه به کتاب‌های مصوری که متن کمی دارند می‌رود و میلی به قصه شنیدن ندارد؟ نگران نشوید! گر چاره پیوند زدن فرزندتان به کتاب، استفاده از تصویر است، از همین راه کمک بگیرید و به مرور دامنه موضوع کتاب‌های‌تان را گسترده‌تر کنید و بعد از گذشت کمی زمان، سراغ کتاب‌هایی بروید که در کنار تصویر از واژه‌ها هم کمک گرفته‌اند.

اشکالی ندارد، تکرار کنید
بچه‌ها عاشق تکرار هستند. آنها وقتی از یک سی‌دی خوش‌شان می‌آید، هر روز تماشایش می‌کنند و وقتی داستان یک کتاب جذب‌شان می‌کند، دوست دارند هر لحظه آن را بشنوند. اشکالی ندارد! در برابر این خواسته کودک‌تان مقاومت نکنید و هر چند بار که می‌خواهد کتاب را برایش بخوانید. این تکرار کمک می‌کند فرزندتان داستان را از بر کند.

چی بخوانم؟
ماجراهای کیتی، قصه‌های می‌می‌نی و کتاب‌های کوتاه و شعرگونه‌ای از این دست، هنوز می‌تواند همراه فرزند شما باشد. کودک شما از سه سالگی می‌تواند روایت داستانی را درک کند؛ به همین دلیل قصه‌های احمد شاملو که با تصویرگری زیبایی چاپ شده‌اند گزینه مناسبی برای‌تان خواهد بود. قصه «پریا» و « قصه دخترای ننه دریا» پیشنهاد ما به شماست.

عضویت در کانال تلگرام نوزادانه


https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

   


صفر تا دو سالگی
– به تصویر بیشتر از کلمات علاقه دارد.
– بیشتر از آنکه منتظر شنیدن قصه باشد، دوست دارد با کتاب به‌عنوان یک وسیله بازی سرگرم شود.
– تصاویر رنگی از حیوانات و آدم‌ها می‌تواند چند دقیقه او را خیره کند.
– بی‌آنکه نسبت به عملش آگاهی زیادی داشته باشد، از والدینش برای وقت گذراندن با کتاب تقلید می‌کند.

سراغ کتاب‌های کاغذی نروید
بهتر است تا قبل از یک سالگی، کتاب‌های غیرکاغذی در اختیار فرزندتان بگذارید تا با آنها سرگرم شود و حتی ناآگاهانه با کتاب انس بگیرد. بازی او با کتاب‌های کاغذی ممکن است به بریدن دستش و فاصله گرفتن از کتاب منجر شود. گذشته از این ورق زدن کتاب‌های پارچه‌ای و پلاستیکی برای کوچولوی شما آسان‌تر خواهد بود و به همین دلیل زمان طولانی‌تری را برای وقت گذراندن با کتاب صرف خواهد کرد.

با کلمات بازی کنید
انتظار نداشته باشید کودک‌تان در این سن با تمام هوش و حواسش پای قصه شما بنشیند. حدود یک‌سالگی، فرزندتان به تصاویر بیشتر از قصه‌ها علاقه دارد؛ پس کتاب‌هایی که تصاویر بزرگ را در یک یا چند کلمه توضیح داده‌اند برایش تهیه کنید. با عبور از یک سالگی، میل فرزندتان به داستان شنیدن هم بیشتر می‌شود، به همین دلیل تا قبل از دو سالگی می‌توانید کتاب‌های ساده‌ای که در آنها شعرهای دو- سه بیتی برای هر تصویر نوشته شده را برایش بخوانید اما فراموش نکنید که حتی در این دوره هم تصویر، حرف اول را می‌زند و اگر ظاهر کتاب دلخواه فرزندتان نباشد، به شعرهایش هم توجه زیادی نمی‌کند.

کتاب به دست باشید
انتظار نداشته باشید کودک زیر دو سال شما عاشق کتاب و کتاب خواندن باشد. او در این سن بیشتر از شما تقلید می‌کند و وقتی شما را کتاب به دست می‌بیند، برای شبیه‌سازی رفتارهای‌تان تلاش می‌کند. پس اگر دوست دارید فرزندتان در آینده کتابخوان شود، از همان روزهای اول ارزش کتاب خواندن را نه با حرف، بلکه با رفتارتان به او نشان داده و او را به سرگرم شدن با کتاب عادت دهید.

خط و مرز نکشید
برای کتاب خواندن، قانون و قاعده نچینید و زمان دقیقی را برای کتاب خواندن انتخاب نکنید. صبح، ظهر یا شب مهم نیست و یک کتاب یا دو کتاب اهمیتی ندارد. زمان مناسب کتابخوانی، همان وقتی است که کودک‌تان به شنیدن روخوانی شما رغبت دارد و میزان مناسب کتاب برای یک وعده، همان اندازه‌ای است که کودک‌تان به شنیدن داستانش راغب است. هرگز فرزندتان را به شنیدن داستان مجبور نکنید و وقتی می‌بینید لذتی از ادامه دادن نمی‌برد، خواندن را تمام کنید.

چی بخوانم؟
تا پایان یک سالگی، بیشتر از آنکه کتاب خواندن برای فرزندتان لذت‌بخش باشد، به خود شما کمک می‌کند. این روزها در اغلب داروخانه‌ها می‌توانید کتاب‌هایی را پیدا کنید که ماه‌به‌ماه بعد از تولد فرزندتان را رمزگشایی کرده‌اند و به سؤالات و ابهام‌های رایج مادرانی مثل شما پاسخ داده‌اند. کتاب‌های پارچه‌ای و پلاستیکی در این روزها می‌توانند هم‌بازی خوبی برای فرزندتان باشند و تا پایان دو سالگی می‌توانید با خواندن لالایی‌ها و کتاب‌های کوتاه و آهنگینی مثل «جمجمک برگ خزون» نوشته «ثمین باغچه‌بان» و … فرزندتان را با دنیای شعر،موسیقی و ادبیات آشنا کنید.



https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

   


بچه‌های كوچك كنترل خیلی كمی به روی زندگی‌شان دارند. تصور كردن خود به عنوان سازنده آسمان‌خراش‌ها و یا یك فوق قهرمان كه از سیاره زمین دفاع می‌كند كودك را قدرتمند می‌سازد و به او كمك می‌كند تا اعتماد به نفس خود را بالا ببرد و توانایی‌ها و استعدادهای خود را افزایش دهد.

رشد عقلی را افزایش می‌دهد

تصور كردن، آغاز تفكر غیرانتزاعی است. كودكانی كه می‌توانند قلعه یك پادشاه را بر روی یك تپه شنی ببینند و یا یك شام لذیذ را با یك تكه شیرینی تصور كنند، می‌آموزند كه به طور نمادین فكر كنند.

مهارت‌های زبانی را تقویت می‌كند

كودكانی كه با دوستانشان بازی‌های نمایشی (تخیلی) انجام می‌دهند.

خیلی با هم حرف می‌زنند، این كار باعث می‌شود واژه‌های بیشتری بیاموزند. بدین ترتیب مهارت‌های ارتباطی آن‌ها تقویت می‌شود.


ترس‌ها را از بین می‌برد

بازی‌های نمایشی – تخیلی می‌توانند به كودكان كمك كنند تا ترس‌ها و نگرانی‌های خود را از بین ببرند. وقتی كودك نقش یك هیولای بزرگ بد زیر تخت خوابش را بازی می‌كند، احساس كنترل به روی آن به دست می‌آورد و هیولا دیگر آن‌قدرها هم بد و بزرگ به نظر نمی‌رسد. بازی‌های تخیلی همچنین كمك می‌كنند تا كودكان احساسات گیج‌كننده‌ای را كه ممكن است داشته باشند، تخلیه كنند، مانند حس عصبانیت نسبت به والدین و یا حس رقابت با یك خواهر یا برادر جدید.

برای افزایش قوه تخیل كودك‌تان هر روز برای او كتاب بخوانید. كتاب‌ها موقعیتی را به كودكان پیشنهاد می‌كنند تا دنیای دیگری را كشف كنند و دنیاهای جدیدتری را از خودشان خلق نمایند.


https://telegram.me/nozadaneh

@nozadaneh

   


من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:

اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

 - خـودت تـصـمـیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

- احساس تو را درک می کنم:

وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: "از تو متنفرم" یا "خیلی بدی." این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

 - "آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:

" افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: "عدالت را رعایت کنید و منصف باشید" و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم "انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی"!

- از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی:

اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: "صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم" و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.


کانال نوزادانه در تلگرام


https://telegram.me/nozadaneh

   

   


آنها نیاز دارند كه محبت شما را به گوش بشنوند. نگویید بچه لوس می شود. كودك حتی نیاز دارد كه امنیت را بشنود. بنابراین همدردی ، محبت و امنیت باید در كلمات تان جاری باشد، كودك، دوست، آشنا و همسر شما نیست كه بگویید خودش باید بفهمد! شما باید با بیان بعضی از جملات، خیلی از مفاهیم را به او بفهمانید زیرا جملاتی هستند كه هر كودكی نیاز به شنیدن آنها دارد. برای اینکه بدانیم، كدام یك از جمله های شما نقش حیاتی مثبتی در زندگی فرزندتان دارد به پیشنهادهای ما فكر كنید.

دوستت دارم
به همین سادگی! یك دوستت دارم ساده شاید آنچنان برای شما مهم نباشد و به چشمتان نیاید اما برای یك كودك همه زندگی اوست. دوست داشته شدن، مسیر دوست داشتن را برای كودك هموار می كند. كودك را مطمئن كنید كه بی قید و شرط دوستش دارید. حتی اگر كار بدی انجام دهد كه از نظر شما مقبول نیست، نباید به او بگویید دیگر دوستت ندارم.

 تزریق حس امنیت به کودک
«من اینجا هستم و بغلت می كنم»، «من اینجا هستم، كنار تو و نمی گذارم آسیب ببینی»، «من اینجا هستم و صدایت را می شنوم، خواسته ات را به من بگو، لازم نیست جیغ بكشی و گریه كنی تا توجه ام را جلب كنی»، «من اینجا هستم و تو آرام باش» «من اینجا هستم و می توانی روی من حساب كنی». این جمله ها نمونه هایی از حرف هایی هستند كه حس امنیت را به كودك شما تزریق می كند.

ادامه دارد...

   


پرخاشگری در کودکان

یکشنبه 6 دی 1394 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،آموزش به کودکان ،

برای رسیدن به پاسخ این سوال، با دکتر پیمان هاشمیان، روان‌پزشك، فوق‌تخصص كودك و نوجوان و استادیار دانشگاه علوم پزشكی مشهد به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

• در مقابل کودک پرخاشگری که می‌خواهد هر چیزی را به زور و با جیغ و فریاد به‌دست آورد، باید چه رفتاری داشت؟

- نباید به جیغ‌های آنها اعتنا کرد. وقتی یک کودک پرخاشگر با جیغ‌زدن یا به خواسته‌های خود می‌رسد چون از این رفتار خود امتیاز و پاداش می‌گیرد و برایش لذت‌بخش است، بنابراین می‌آموزد كه این رفتار را تکرار کند. اگر پدر و مادر به جیغ‌‌زدن فرزندان خود توجه كنند، این رفتار را در او تقویت می‌كنند.

• چه راهکاری برای جلوگیری از این رفتارها پیشنهاد می‌کنید؟

در چنین وضعیتی باید از تكنیك نادیده گرفتن، استفاده كرد. یعنی وقتی یك كودك تلاش می‌كند فراتر از قوانین و مقرراتی كه برایش وضع شده، امتیازی بگیرد ما باید از تكنیك نادیده گرفتن استفاده كنیم. یعنی در كنار او هستیم ولی نه به او نگاه می‌كنیم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول می‌كنیم بدون این‌كه با او ارتباط برقرار كنیم. این طوری كودك متوجه می‌شود بدون ارتباط با پدر و مادر، هیچ لذتی برایش وجود نخواهد داشت. اگر این كار را ادامه دهیم رفتار ناپسندش را ترك می‌كند.

ادامه دارد....

کانال نوزدانه در تلگرام :


https://telegram.me/nozadaneh

   


آن چه مسلم است کود‌کان بخش مهمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌د‌هند‌. آیند‌ه از آن آنهاست و د‌ر د‌ستان آنها اهد‌اف توسعه تحقق می‌یابد‌. اگر آنها امروز بیاموزند‌ که چگونه از جهان د‌لسوزانه نگهد‌اری کنند‌ فرد‌ا د‌چار مشکل نخواهند‌ شد‌ اما اگر نیاموزند‌ فرد‌ایشان د‌چار مشکلات فراوانی خواهد‌ شد‌. این آموزش باید‌ از جانب ما صورت گیرد‌. د‌ستیابی به یک زند‌گی پاید‌ار د‌ر گروی همین آموزه‌ها ست. اگر این آموزش‌ها د‌ر د‌وران کود‌کی انجام گیرند‌ به یک باور ذهنی تبد‌یل می‌شوند‌ و این باور کود‌کان را ملزم به پاسد‌اری از این میراث گرانبها می‌کند‌. چرا که کود‌کی نرم‌ترین و مستعد‌‌ترین زمان برای آموزش همیشگی عاد‌ت‌هایی است که برای همیشه ملکه ذهن می‌شوند‌.  به طور مثال می‌توانید‌ آبیاری کرد‌ن گلد‌ان‌ها، تفکیک زباله‌ها و پاکیزه نگه‌د‌اشتن طبیعت را د‌ر بازی‌هایی که با آنها می‌کنید‌ به آنها بیاموزید‌ چرا که از قابل د‌رک‌ترین روش‌ها‌ برای آموزش بچه‌ها استفاد‌ه از زبان بازی است. بازی برای کود‌ک نوعی مشق زند‌گی است. نوعی رویارویی است با آنچه که فرد‌ا برای او اتفاق خواهد‌ افتاد‌. پس سعی کنید‌ از این فرصت برای آموزش آنها حد‌اکثر استفاد‌ه را ببرید‌.
 به عنوان نمونه زمانی که د‌ارید‌ با کود‌کتان نقاشی می‌کشید‌ برای او توضیح د‌هید‌ که مد‌اد‌ها و د‌فترها چگونه و از چه چیز ساخته می‌شوند‌. برای او توضیح د‌هید‌ که تراشید‌ن بی‌جهت مد‌اد‌ها و استفاد‌ه کرد‌ن بی‌هد‌ف کاغذها به معنی قطع شد‌ن تعد‌اد‌ بیشتر د‌رختان و لخت شد‌ن زمین از سبزی و آباد‌انی است. وقتی که به مسافرت می‌روید‌ هنگام عبور از بیابان‌ها به او یاد‌آور شوید‌ که د‌ر صورت قطع بی‌رویه د‌رختان تمام زمین این گونه خشک خواهد‌ شد‌ سپس با برد‌ن او د‌ر زیر سایه د‌رختی اهمیت و ارزش وجود‌ د‌رختان را برای او توضیح‌د‌هید‌ تا ملموس‌تر بتواند‌ موضوع را د‌رک کند‌. به آنها بیاموزید‌ که به زند‌گی حیوانات احترام بگذارند‌ که لازم نیست از همه آنها بترسند‌. به آنها بگویید‌ که همه حیوانات خطرناک نیستند‌ و می‌توان د‌ر کنار بعضی از آنها به راحتی زند‌گی کرد‌. برایشان توضیح د‌هید‌ که انسان برای بقای خود‌ به همه حیوانات نیاز د‌ارد‌ و بد‌ون آنها چرخه طبیعت ناقص خواهد‌ شد‌.  با مثال برای او توضیح د‌هید‌ که انسان بیش از هر موجود‌ د‌یگری باعث ویرانی طبیعت و موجود‌ات طبیعت می‌شود‌. جنگل‌ها را تخریب و رود‌خانه‌ها را مسموم می‌کند‌ و مصرف بی‌حد‌ و بی‌رویه‌اش می‌تواند‌ جهان را به نابود‌ی بکشاند‌.  خود‌ نیز بد‌انید‌که د‌ر چنین محیطی، مسائل و د‌شواری‌های کود‌کان با بزرگسالان یکی می‌شود‌. کود‌کان با ورود‌ به این محیط تحت تاثیر انواع آسیب‌های ناشی ازگرم شد‌ن زمین، نازک شد‌ن لایه اوزون، بالا آمد‌ن سطح آب د‌ریاها و د‌یگرعوامل ویران کنند‌ه محیط زیست قرارمی‌گیرند‌. اما اگر هوشیارانه عمل کنیم می‌توانیم بهترین یار طبیعت شویم و د‌ر بقایش کارآمد‌‌تر از همه موجود‌ات عمل کنیم.می‌توانیم  با برنامه ریزی‌های د‌رست و مطالعه شد‌ه د‌ر نگهد‌اری از محیط زیست بکوشیم. از معاد‌ن و منابع آن به گونه د‌رست استفاد‌ه کنیم و آیند‌گان را نیز د‌ر هنگام برخورد‌اری د‌ر نظر بگیریم. می‌توانیم قوانینی وضع کنیم که افراد‌ سود‌جو نتوانند‌ با د‌ور زد‌ن آن د‌ست به ویرانی جهان بزنند‌ و با برنامه‌های کارآمد‌ به آموزش کود‌کان بپرد‌ازیم تا آنها نیز تحت تاثیر این آموزه‌ها د‌ر حفظ طبیعت بکوشند‌ و این میراث و شیوه نگهد‌اری آن را به آیند‌گان خود‌ منتقل کنند‌.  

   


یکی از پژوهشگران مطرح در این زمینه، پروفسور دوئک از دانشگاه استنفورد است. تحقیقی که او بر روی بچه‌های کلاس پنجمی انجام داده نشان می‌دهد که تشویق و ستایش اشتباه، در واقع نتیجۀ عکس دارد. در این تحقیق به کودکان مسائلی داده شد که حلشان نیاز به تلاش داشت، اما در عین حال ساده بودند، در نتیجه اکثر بچه‌ها موفق به یافتن پاسخ صحیح شدند.

سپس به نیمی از دانش آموزان گفته شد که باهوش هستند، و نیمی دیگر به خاطر "سعی‌شان" ستوده شدند ("تو زحمت زیادی کشیدی!"). سپس به دانش آموزان این انتخاب داده شد که بین مسائل مشکلتر یا تستی که کاملاً مشابه اولی، که راه حلش را یاد گرفته بودند و چیز جدیدی از آن نمی‌آموختند، یکی را انتخاب کنند. نود درصد بچه‌هایی که به خاطر سعی‌شان ستوده شده بودند، مشتاق بودند که به سراغ حل مسائل سخت تر بروند، اما اکثریت بچه‌هایی که به آنها گفته شده بود باهوش هستند، مسائل آسانتر را که راه حلش را بلد بودند انتخاب کردند. دانشمندان استدلال می‌کنند که اینکه به سادگی به بچه بگوییم با هوش، یا فوق‌العاده، یا نابغه ، هستند، در واقع باعث می‌شود تا از انجام تجاربی که به تصویر "باهوش" بودن آنها آسیب وارد می‌کند، حذر داشته باشند.
 
اما متعادل کردن میزان تشویق و ستایش از کودک، در عمل کار سختی است. همۀ والدین می‌خواهند که فرزندانشان بدانند که فارغ از هر اتفاقی، فوق‌العاده هستند، اما این تمایل را باید به نفع پیشرفت شخصیتی کودکان، تعدیل کرد. تشویق زیادِ از حد، فایده این امر را به ضرر تبدیل می‌کند.
 
مهم است که بدانیم که کی باید کودکمان را ستایش و تشویق کنیم و کی نباید این کار را بکنیم و درک کنیم که این تشویق به چه شکل باید باشد. اگر یک کودک به خاطر کارهای کوچک و عادی تشویق شود (مثلاً بگوییم "آفرین که امروز صبح بیدار شدی!") تشویق شما جنبۀ پاداشی خود را از دست خواهد داد و تنها به بخشی از نویز پس زمینه بدل خواهد شد. چرا برای چیزی زحمت بکشید، وقتی که آن را به هر حال به دست خواهید آورد، فارغ از اینکه تلاشی بکنید یا نکنید؟ تشویق به دلایل نامشخص نظیر "تو فوق‌العاده‌ای!" نیز می‌تواند به کاهش اعتماد به نفس بیانجامد، چرا که کودک راهی برای فهمیدن معنای واقعی این حرف ندارد (چرا فوق‌العاده؟ در برابر چه چیز فوق‌العاده؟) و نمی‌داند که راه رسیدن به "فوق‌العادگی" چیست؟
منبع سایت فرارو
 
بیایید ببینیم که چه چیز تشویق را به پاداشی مثبت تبدیل می‌کند و به نقش آن در افزایش اعتماد به نفس، استقامت و پایداری نگاهی بیاندازیم. به یاد داشته باشید که پاداش باید یک رفتار هدف را افزایش دهد، وگرنه پاداش محسوب نمی‌شود.
 
در واقع اگر رفتار هدف کاهش یابد، آنچه که تصور می‌کنید یک پاداش است، در واقع یک تنبیه بوده است. مطالعات بر روی اشکال "تو باهوشی" و "تو فوق‌العاده‌ای" تشویق، نشان می‌دهد که حتی با وجود مثبت بودن این واژه‌ها، نتیجۀ مطلوب (استفادۀ بیشتر از هوش یا ادامۀ رفتار خوب) کاهش می‌یابد، در نتیجه این تشویق در واقع به شکل تنبیه عمل می‌کند. همچنین در نظر داشته باشید که هر پاداشی، اگر به دفعات زیاد داده شود، قدرت خود در شکل دادن به رفتار از دست می‌دهد. تشویق اگر زیاد صورت گیرد، همین اتفاق برایش می‌افتد.
 
همچنین در نظر داشته باشید که توجه پدرانه و مادرانه و واکنشهای پدر و مادر، ذاتاً بخشی از فرآیند طبیعی پدری و مادری هستند و در نتیجه به خودی خود می‌توانند پاداش باشند. در نتیجه وقتی که بچۀ شما نقاشیش را به شما نشان می‌دهد، جلوی خودتان را بگیرید و نگویید که "تو پیکاسوی بعدی هستی!" و در عوض (اگر نمی‌دانید) از او بپرسید که چه کشیده و چرا آن رنگها را انتخاب کرده و از این قبیل سوالات. خلاصه این که نسبت به آن نقاشی، توجه واقعی نشان دهید.
 
این نوعی "انتقال تشویق" است که از روی حس طبیعی پدری و مادری صورت می‌گیرد. همۀ مردم، به خصوص کودکان، از اینکه کسی به آنها توجه داشته باشد و نسبت آنها و کاری که می‌کنند، کنجکاوی نشان دهد، لذت می‌برند.
 
به یاد داشته باشید که هدف از تشویق و ستایش، افزایش رفتارهای مطلوب است. در مثال بالا، افزایش رفتار مطلوب، ایجاد تمایل در کودک برای ادامه دادن به ابراز خود به صورت خلاقانه و به راههای مثبت است. در طولانی مدت، مطمئناً دلتان می‌خواهد که کودکان بتواند اعتماد به نفس ابراز خود را داشته باشد، در تلاشهای خلاقانه‌اش ممارست به خرج دهد و در فائق آمدن بر موانع و چالشها و نظرات دیگران پایداری و استقامت نشان دهد. این رفتارها و مهارتها، و نه تشویق توخالی، هستند که در آیندۀ دور اعتماد به نفس را در کودکتان شکل می‌دهند.
 
همچنین به یاد داشته باشید که توجه شما و علاقۀ شما به آنچه که کودک انجام می‌دهد، می‌تواند حتی در زمانی که کودک اشتباهی انجام می‌دهد و یا در رسیدن به هدفی مشخص ناکام می‌ماند، خاصیت تشویقی خود را حفظ کند. در واقع، این لحظات فرصتی ارزشمند را فراهم می‌کنند تا بتوانید با ستایش و تشویق سعی و تلاش کودک و تشویق او تلاش دوباره یا امتحان کردن راهی دیگر، به او پاداش دهید. استمرار توجه به کودک به او نشان می‌دهد که اشتباهات، پایان دنیا نیستند و از هوش و "فوق‌العادگی" او در چشم شما کم نمی‌کنند.
 

   


کی از مهمترین نکاتی که والدین در روند ترتیب فرزندانشان باید همواره به خاطر داشته باشند این است که هر روز از سوی کودکانشان به دقت تحت نظر هستند.

البته کودکان نه تنها تک‌ تک رفتارهای والدین را زیر نظر دارند بلکه به تمام حرف‌هایی که پدر و مادرشان می‌زنند و جملاتی که به زبان می‌آورند نیز به دقت گوش می‌دهند.

توجه به این نکته مهم که تمام رفتارهایمان به عنوان پدر و مادر زیر نگاه دقیق کودکمان است، سرنخی مهمی را در زمینه تربیت آنها به دستمان می‌دهد. هر تصمیمی که ما بزرگترها می‌گیریم، هر لغتی که به زبان می‌آوریم و هر عملی که انجام می‌دهیم به دقت مورد توجه فرزندمان است و در واقع کودکان، در هر لحظه از رفتارهای ما بزرگترها الگو برمی‌دارند و دانستن این واقعیت، مسئولیت سنگینی را به دوش والدین می‌گذارد.

کودکان از ما می‌آموزند و این یک واقعیت انکارناپذیر است. آنها رفتار ما را کپی می‌زنند؛ چه مثبت باشد و چه منفی و این الگوبرداری‌ها در نهایت به آنها شخصیتی صادق و باثبات یا آسیب‌پذیر و ناقص می‌دهد.

 سایت «گود مِن پروجکت» به نقل از پدرانی که برخی از تجارب خود از بزرگ کردن فرزندانشان را با مخاطبان این سایت به اشتراک گذاشته‌اند دراین‌باره به هفت رفتاری که کودکان مشخصا از والدین کپی می‌زنند، اشاره کرده که به شرح زیر است:

هر عملی که والدین انجام می دهند به دقت مورد توجه فرزندان است


1. کودکان به دقت به نحوه رفتار شما بزرگترها با والدین خودتان توجه می‌کنند و از شما الگو می‌گیرند و در نهایت شبیه همان رفتار را به شما باز‌می‌گردانند.

2.آنها در عین حال رفتار شما را با دیگر افراد تحت نظر دارند و اگر با افرادی که با شما در تماس هستند رفتار نامناسبی داشته باشید، شک نکنید که فرزندتان نیز با دیگران همان رفتار را خواهد داشت.

3. کودکان توجه می‌کنند که شما چگونه پول و مسائل مالی خود را مدیریت می‌کنید.

4. کودکان همواره تحت نظر دارند که والدین‌شان با افراد مسئول و بالادست به لحاظ موقعیت اجتماعی مانند مامور پلیس یا رئیس شرکت چگونه رفتار می‌کنند و چه اندازه به این افراد احترام می‌گذارند و در صحبت کردن درباره این اشخاص، چقدر ادب را رعایت می‌کنند. اگر شما این موضوع را رعایت نکنید فرزندتان نیز در طول زندگی‌اش هرگز به مقامات و اولیای امور که البته خود شما را نیز شامل می‌شوند، احترام نخواهد گذاشت.

5. کودکان با دقت به درجه نظم و انضباطی که شما به عنوان پدر و مادر او در جنبه‌های مختلف زندگی دارید، توجه دارند. بنابراین اگر پرخوری کنید، زیاد بخوابید، صورت حساب‌هایتان را به موقع پرداخت نکنید و به نظم در کارهایتان اهمیت ندهید، انتظار نداشته باشید که فرزندتان خلاف این رفتار کند و فرد منظمی شود. مگر اینکه رویه خود را تغییر دهید تا کودکتان نیز الگوی بهتر و سالم‌تری را مقابل چشمانش داشته باشد و با آن الگو، بزرگ شود.

6.کودکان به عمق شخصیت و صداقتی که شما در زندگی به نمایش می‌گذارید، دقت می‌کنند. اگر تقلب کنید و اگر حرفتان با عمل‌تان یکی نباشد و قصد فریب آدم‌های اطرافتان را داشته باشید و هرچند نامحسوس این کار را انجام دهید باز هم کودکان درک می‌کنند و متاسفانه از این رفتار سوء، الگو می‌گیرند.


7. کودکان از سخاوتمندی و بخشندگی شما نیز الگو می‌گیرند. پس از کمک کردن به مردم با رضایت قلبی غافل نشوید تا فرزندتان نیز از نعمت زندگی کردن با قلبی سرشار از عشق و بخشندگی نسبت به انسان‌ها و کمک به دیگران بهره‌مند شود.

منبع ایسنا

   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






محاسبه قد و وزن طبیعی با استفاده از محاسبه گر زیر
content provided by NHS Choices

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :