تبلیغات
نوزادان، کودکان - مطالب نکات خواندنی

 
این عنوان وب سایتی است که حجم زیادی از کتابها در رده ها گوناگون سنی و موضوعات و به زبانهای مختلف دنیا از جمله زبان شیرین فارسی را در خود گنجانده است.
از آنجا که شاید برای برخی از مخاطبین پیدا کردن فهرست کتابهای فارسی کمی دشوار باشد لینک مستقیم دسترسی به عناوین کتابهای فارسی این سایت در اینجا آمده است:

جدا از وجود بیش از 450 عنوان کتاب فارسی در این سایت امکان تغییر منوهای این سایت نیز به زبان فارسی وجود دارد.

بازدید و استفاده از این وب سایت خالی از لطف نیست

   


) در 2 تا 3 سالگی بسیاری از کودکان شروع به استفاده از جملات پیچیده تر می کنند. البته این بدان معنی نیست که همه کلمات بزرگسالان با مفاهیم انتزاعی را متوجه می شوند. درک و فهمشان از افکار بسیار عینی می باشد. بسیاری تازه شروع می کنند تا به شیوه منطقی فکر کنند و ترتیب وقایع را متوجه شوند.

۲) کودکان به مرور کلام والدین و نفوذ آن را بر زندگی خویش دریافته اند و به تدریج این درک را پیدا می کنند که کلام خودشان نیز قابلیت تغییر دادن شرایط را دارد. آنان با استفاده از گنجینه کلامی رو به رشدی که دارند معانی غنی تری را خلق می کنند.

۳) ”نه“ و ”چرا“ در گفتار کودکان پیش از دبستان کلمات شایعی هستند. ”نه“ گفتن روشی است که کودک پیش دبستانی به وسیله آن استقلال خود را طلب می کند. ”چرا“ گفتن نشان دهنده اشتیاق او برای فهم بهتر جهان پیرامون است. همچنین ”چرا“ کلمه ای است که اقتدار دیگران را زیر سؤال می برد.

۴) کودکان علاقه مند به مشارکت در تصمیم گیری ها هستند. تصمیم گیری به کودکان احساس تسلط و استقلال می دهد. آنان ممکن است این طور فکر کنند: ”اگر بگویم چه چیزی می خواهم دیگر بچه بزرگی می شوم“ یا ”من می توانم تکالیفم را از مادرم جدا کنم و دوست دارم که این طور باشد“.

۵) کودکان پیش دبستانی عاشق تقلید کلمات دیگران هستند. آنان اغلب توصیه ها، عبارات و جملات را تقلید می کنند. گاهی خصوصاً هنگام نقش بازی کردن عبارات را به صورت نادرست به کار می برند.

۶) کودکان دوست دارند یک قضیه را بارها و بارها بشنوند و توصیف کنند. با گفتن و شنیدن قصه ها، آنان باورهای خود را نسبت به جهان شکل می دهند و اینکه چگونه با آن انطباق حاصل کنند. آنها می گویند: ”بازم تعریف کن“، چرا که شنیدن پیاپی یک داستان آنان را امن و آرام می سازد. و تصور یک داستان جدید را برای کودک ممکن می کند.

۷) کودکان دوست دارند بتوانند خودشان توضیح بدهند، این مسئله به معنی دار شدن آنچه تازه سعی در فهمیدنش کرده اند کمک می کند. برای مثال ممکن است یک کودک پیش دبستانی اندوهش را از پایان یافتن زمستان این طور عنوان کند: ”وقتی برف آب می شه، یعنی داره گریه می کنه“.

۸) در محدوده ۳ تا ۵ سالگی درک کودکان از رابطهٔ علت و معلولی تصحیح می شود.

پیش دبستانی های بزرگتر، توضیحات ساده روابط علی را می فهمند، مانند: ”دارو کمک می کنه تا بهتر بشی“ یا ”اگر غذای سالم بخوری، زودتر بزرگ و قوی می شوی“.

۹) کودکان با استفاده از بدن، بازی و هنر خود صحبت می کنند. در واقع در این سن ارتباط کلامی هنوز شیوه غالب ادراک دنیا و ابراز خود نیست.

شما چگونه ارتباط برقرار کنید

۱) به کودک خود توجه کامل داشته باشید. حتی یک رابطه سریع اما با توجه می تواند نیاز کودک شما را به ارتباط برآورده سازد. اگر او می گوید: ”با من بازی کن“ اما این کار در آن لحظه ممکن نیست. چراییش را برای او توضیح دهید یا بگوئید: ”امروز کارم خیلی سخت بود، دو سه دقیقه صبر کن تا خستگی ام در بره. بعدش باهات بازی می کنم“. آنها می توانند به درجاتی احساس شما را درک کنند پس صراحت شما را تحسین خواهند نمود.

۲) از لحن کلام خود خبر باشید. به دلیل تازه کار بودن کودکان در جمله سازی، آنها حساسیت زیادی به لحن صدا و پیام های بدنی شما دارند.

۳) عواطف ناگفتنی کودکان را منعکس کنید. بدین ترتیب به کودک کمک می کنید احساساتش را به کلام درآورد. اگر در پارک، نوبت تاب به کودک شما نرسیده می توانید بگوئید: ”می خواستی سوار تاب بشی، مگه نه“ یا ”خیلی عصبانی به نظر می آی!“

۴) از کودک برای تبیین مشکلات کمک بخواهید برای مثال ممکن است بگوئید: ”تو اون فیلم چیزی تو رو ترسوند؟“ ”اگر کودک جواب نداد، می توانید این طور ادامه دهید: ”شاید قیافه آقاهه ترسناک بوده!“.

۵) به کودک کمک کنید تا هشیاری عاطفی در او رشد پیدا کند. حتی اگر کودک بدرفتاری کرده است شما می توانید درباره کارش با او صحبت کنید. اکثر بچه های پیش دبستانی توانائی درک چنین جملاتی را دارند: ”من بعضی اوقات خیلی عصبانی می شم، اگه برم یه اتاق دیگه و چند تا نفس عمیق بکشم خیلی آروم تر می شوم“.

۶) انتخاب­هائی را که توصیه می کنید محدود سازید. کودکان پیش از دبستان وقتی خودشان تصمیم می گرند احساس تسلط بر اوضاع پیدا می کنند. می توانید بگوئید: ”می خوای اول لباس بپوشی یا اول صبحانه بخوری؟“

۷) جمله خود را با کلمه ”باشه؟“ تمام نکنید مگر اینکه آماده باشید نه گفتن کودک خود را بپذیرید اگر از کودک درخواستی بکنید که منوط به موافقت او باشد در دام بحث های طولانی و حتی جنگ قدرت گرفتار می شوید. مثلاً به جای ”الان وقت خوابه، برو تو جات بخواب!“ اگر بگوئید ”برو بخواب عزیزم. باشه؟“ کودک فرصتی برای چون و چرا کردن خواهد یافت.

۸) با استفاده از خیال پردازی کودک به آرزوهای او بهاء بدهید. اگر کودک شما از این غمگین است که باید عروسکش را با دیگری شریک شود، می توانید به او بگوئید: ”دوست داشتی این عروسک فقط مال خودت بود؟ فکر کن باهاش چه کار می کردی؟“ با توصیف آرزوی کودک و صحبت در مورد آن. حتی در صورت عدم تحقق آرزو، کودک به تدریج آرام می گیرد.

۹) فرصت های امنی برای بیان احساسات شدید بچه ها فراهم کنید. به عنوان مثال، اگر کوک شما بی نهایت عصبانی است به جای گفتن ”داد نزن دیگه!“ بهتر است بگوئید: ”برو تو حمام و یه دقیقه هر چه قدر می تونی بلند داد بزن!“

۱۰) زیادی توضیح ندهید. اثربخشی توضیحات ساده معمولاً بیش از بحث های طولانی است. وقتی کودک قشقرق راه انداخته است. او را نزدیک خود نگه داشت… یا حتی کنار او ماندن… می تواند بیش از هر کلام دیگری که می توانستید بگوئید مؤثر باشد.

   

   


گرچه خوابیدن نوزاد با چشم باز عجیب به نظر می رسد ولی طبیعی است و موجب نگرانی نخواهد بود. اینکه چرا این اتفاق می افتد هنوز مشخص نیست. با این وجود اگر نگاه کردن به کودکی که با چشمان باز خوابیده ناراحتتان می کند می توانید فقط پلکهای او را ببندید.
چه موقع به پزشک مراجعه کنیم؟
اگر نوزاد شما برای مدت زمان خیلی طولانی با چشمان باز بخواب می رود و یا اینکه چشم او متورم شده و یا خشک است با پزشک مشورت کنید. در موارد نادر، پلک رشد طبیعی خود را نداشته و ممکن است به این خاطر باشد که بسته نمی شود.



   


چندی پیش دو کودک خردسال ۴ و ۹ ساله در حادثه آتش سوزی جان خود را از دست دادند، گزارش ها حاکی از آن است هنگام آتش سوزی والدین این کودکان در خانه نبوده اند و در آپارتمان نیز قفل بوده است، این تنها نمونه ای از صدها اتفاقات ناگواری است که برای کودکان تنها در خانه به وقوع می پیوندد.

یکی از مهمترین نگرانی و دلهره های والدین، تنها گذاشتن فرزندانشان در خانه است، بی گمان کودک ، سرانجام روزی باید جدایی از والدین را تجربه کند و برای ساعات کوتاهی هم شده، تنها در خانه بماند، اما چطور می توان به کودک اعتماد و او را در خانه تنها رها کرد؟ آیا کودک می تواند تنها در خانه بماند؟ در چه سنی  می توان کودک را در خانه تنها گذاشت؟ مقدار زمان مفید تنهایی کودک در خانه چه میزان است؟  تنها گذاشتن کودک با همسالان درست است یا نادرست؟ چه کودکی آمادگی حضور تنها در خانه را دارد؟ پیامدهای منفی جسمانی و روانی تنها ماندن کودک  در خانه چیست؟ و... برای دانستن پاسخ این سوالات، ادامه این نوشتار را مطالعه کنید:

از چه سن و سالی کودک را تنها بگذاریم؟
اگر چه تنها گذاشتن کودک در خانه در سنین پایین هرگز توصیه نمی شود اما گاهی والدین بنابر شرایطی خاص، این کار را به عنوان آخرین راه حل انتخاب می کنند. فرمول خاصی برای تنها گذاشتن کودکان در خانه وجود ندارد، اما بی تردید سن و سال کودک یکی از مهمترین مولفه ها برای تصمیم گیری دراین باره است. توجه به ویژگی های شخصیتی و سلامت روان کودک، بلوغ روانی، داشتن مهارت و توانایی وی برای مدیریت تنهایی و مراقبت از خویش و همچنین شرایط محیطی از جمله عواملی است که در تصمیم گیری قطعی نقش بسزایی دارد. 

کودکانی که از تنهایی می ترسند و حتی در حضور خانواده تلاش می کنند از تنها ماندن در فضاهای مختلف خانه اجتناب کنند و یا کودکانی که بیش فعال اند و ممکن است از تنهایی به عنوان فرصتی برای پرداختن به فعالیتهای خطرآفرین استفاده کنند را هیچ گاه نباید در خانه تنها گذاشت. به طور کلی روان شناسان معتقدند حدود سنی  بالاتر از ۷ یا ۸ سالگی مناسب ترین زمان شروع تنها گذاشتن کودک در خانه است، اگر چه عده ای از کودکان را هرگز نمی توان قبل از ۱۰ و ۱۲ سالگی به تنها ماندن در خانه دعوت کرد.

پیامدهای منفی تنهایی در خانه
احتمال وقوع اتفاقات ناگوار و آسیب جسمانی کودک، یکی از مهمترین مشکلات مبرهن و آشکار تنها گذاشتن کودک در خانه است، چه بسا بسیاری از کودکان به خاطر فطرت کنجکاو و تجربه طلبشان در نبود والدین به سراغ رفتارهای خطر آفرین چون روشن کردن آتش، کار با وسائل برقی و ... می روند و از آنجا که به اندازه بزرگسالان، توانایی های لازم برای مقابله با خطر و  یا متوقف کردن حادثه را ندارند، بیشتر آسیب می بینند و حتی در برخی موارد جان خود را از دست می دهند. همچنین  تنها ماندن کودک در خانه آسیب های جدی به سلامت روانی وی وارد می کند، کودکی که از تنهایی هراسناک است با تنها ماندن در خانه تجربه های تلخ و جبران ناپذیری خواهد داشت که روح لطیف او را جریحه دار و آسیب پذیر می کند. حضور کودک در خانه ای که هیچ کس نیست باعث تبلور احساس تنهایی و مورد بی توجهی قرارگرفتن در وی می شود.

از سوی دیگر روان شناسان معتقدند تنهایی کودکان در خانه از جمله دلایل موثر بر ضعف و افت تحصیلی دانش آموزان است، هر چند این کودکان بیش از سایر کودکان در معرض خطر اعتیاد به سیگار، مواد مخدر، مواد الکلی و ابتلا به اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب ، استرس و انحرافات اخلاقی هستند.

چه کودکی می تواند تنها در خانه بماند
برخورداری از اعتماد به نفس کافی و سر نترس داشتن از جمله خصوصیات کودکی است که می تواند در خانه تنها بماند. معمولا چنین کودکانی مهارت های کلامی کافی برای برقراری ارتباط با دیگران را دارند و  از بیان خواسته های خود خجالت نمی کشند،  در برابر اتفاقات غیر منتظره، تحریک پذیر و ناآرام نیستند، قدرت بالایی در پذیرش خطاها و اشتباهاتشان دارند حتی اگر مورد بازخواست و سرزنش قرار گیرند، مشکلات را به طور مطلوب حل می کنند، در انجام کارها پیشقدم می شوند بدون آنکه کسی به آنها متذکر شود و یا یادآوری کند، مسئولیت پذیر هستند و با رضایت و افتخار عهده دار انجام کاری می شوند، در برابر فشار دوستان و دیگران جرات کافی برای مقاومت دارند و به خاطر ارتباط خوب و صمیمانه ای که با والدین خویش دارند می توانند تمامی احساسات، تفکرات، مشکلات و نگرانی های خویش را با والدین شان در میان بگذارند.

از سوی دیگر، قوانین خانه برای این دسته از کودکان  کاملا مشخص و شفاف است و آنان بخوبی می دانند مجاز به انجام چه کارهایی هستند و چه کارهایی را نباید انجام دهند، معمولا این کودکان توانمند و مجهز به مهارتهای لازمه  برای تنها ماندن در خانه هستند، مثلا به راحتی و به طور صحیح می توانند نام، آدرس و شماره تلفن خودشان و یا  محل کار والدین شان را بیان کنند، شماره پلیس ۱۱۰ را می دانند و برای در اختیار گذاشتن اطلاعات به آنان توانا هستند، آگاه به این مهم هستند که از ورود افراد مشکوک به منزل باید خودداری کنند، بیرون از منزل بتنهایی بازی نمی کنند،این کودکان می دانند هنگام حضور تنها در خانه، چگونه به تلفن و یا مراجعات به منزل پاسخ دهند و به هنگام کنجکاوی و پرسش شان، چه اطلاعاتی را در اختیار دیگران حتی افراد آشنا قرار دهند، مطلع از شرایط اضطراری هستند و تلفن های پایگاه رسیدگی به بحران ها مانند آتش نشانی و اورژانش را به خوبی به خاطر دارند.

مدت زمان تنهایی کودک چقدر باشد؟
تنها گذاشتن کودک در زمان متقضی و مناسب و با توجه به خصوصیات روحی و روانی وی نقس بسیار مهمی در فرآیند رشد کودک دارد. میزان تنهایی بسته به سطح تحمل تنهایی و ویژگی های شخصیتی کودک متفاوت است، اگر چه هرچقدر این زمان کوتاه تر باشد بهتر است، اما اصولا  نباید بیش از ۳ تا ۵ ساعت کودک را تنها گذاشت چرا که بیشتر از آن اصلاً به نفع کودک نیست. کودکان به لحاظ شخصیتی برای تنها ماندن در خانه به سه دسته تقسیم می شوند، دسته اول، کودکانی هستند که به سختی آمادگی تنها ماندن در خانه پیدا می کنند، کودکان وابسته، مبتلا به اختلال اضطراب جدایی و یا دارای والد بیمار از این گروهند و کمتر حاضر به تنهایی می شوند، دسته دوم کودکان مبتلا به استرس های مزمن و پنهان هستند که به تدریج به تنها ماندن در خانه عادت می کنند و برای این امر نیز نیازمند زمان زیادی برای پذیرش و سازگاری هستند و دسته سوم کودکان مستقل، جسور و دارای هوش هیجانی بالا هستند که به راحتی تنها ماندن در خانه را می پذیرند و از تنهایی هراسی به خود راه نمی دهند. اما تنها گذاشتن هر سه گروه از این کودکان، نیازمند تامین و تدارک تمهیدات لازم است تا خطری را متوجه آنان نسازد.

تنهایی کودک در ابتدا باید کوتاه و در محیط کاملا امن انجام بپذیرد تا کودک فرصت رشد هیجانی، استقلال طلبی، مسئولیت پذیری، تمرین انجام کار و افزایش تحمل در طول مدت تنهایی را کسب کند. تحمل تنهایی یکی از عوامل موثر در افزایش صبر کودک است و باعث می شود کودک اندک اندک به هویت فردی خویش واقف شود. سطح تحمل تنهایی در کودک را از حدود ۳ یا ۴ سالگی می توان تخمین زد، مثلا می توانید به طور مستقیم از کودک پرسش کنید که چند دقیقه می تواند در خانه تنها بماند؟

پاسخ کودک به این سوال را جدی بگیرید و هرگز او را مجبور به تحمل تنهایی فراتر از ظرفیتش نکنید، حتی اگر مطمئن به آمادگی او برای تنها در خانه هم هستید، هیچ گاه تا زمانی که خود کودک تمایل خویش به انجام این کار را مطرح نکرده و یا از تنها ماندن ابراز ناراحتی می کند، او را در خانه  تنها نگذارید، درحقیقت  خواست و میل کودک در این مورد نقش بسیار تعیین کننده ای دارد. کنار امدن کودک با مساله تنها ماندن در خانه، تنها یک روی سکه است در روی دیگر این سکه والدین باید مراقبتهای جدی تری را در زمان تنهایی کودک در خانه در نظر داشته باشند چه بسا بسیاری از کودکان کنجکاو هستند و متمایلند همه چیز را تجربه کنند و چه فرصت مغتنمی برای کودک است که به زمان تنهایی در خانه، به کندوکاو موضوعاتی بپردازد که در حضور والدین امکان انجام آنها حداقل و یا غیر ممکن است.

تنها گذاشتن بیش از دو کودک باهم
گاهی اوقات والدین مجبورند چند کودک را در منزل تنها بگذارند که این وضعیت ملاحضات امنیتی خاص خودش را دارد؛ در این خصوص تفاوت سنی کودکان، همجنس بودن و یا غیر همجنس بودن و نسبت کودکان با هم بسیار حائز اهمیت است. کنجکاوی و تجسس های جنسی بچه ها به خصوص در سنین پیش از دبستان بسیار شایع است به همین دلیل توصیه می کنیم پیش از تنها گذاشتن کودک با خواهر و برادر و یا همسالان، درباره مسائل جنسی، بخصوص در مورد حریم بدن با کودک صحبت کنید و او را تحت آموزشهای حفاظتی و امنیتی قرار دهید.

از سوی دیگر، هنگام تنها گذاشتن چند کودک در خانه، بهتر است به آنها هشدار دهید که در صورت بگو مگو یا مشاجره و یا ارتکاب رفتار خطایی، از اشتباهاتشان چشم پوشی نخواهید کرد و فارغ از علت و چرایی هر دو را تنبیه خواهید نمود، چه بسا گاهی اوقات دعواهای کودکانه به هنگام تنهایی در خانه ،نتایج تلخ و غیرقابل باوری را به بار می آورد.

   


چرا کودک غذا نمی خورد؟(قسمت اول)

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :نکات خواندنی ،تغذیه کودک ،

در این نوشتار به برخی علل امتناع کودکان یک تا دو ساله از غذاخوردن و راهکارهایی برای برطرف کردن این مشکل اشاره شده است.

امتناع کودک از خوردن ممکن است به دلایل زیر باشد:

  • فعالیت زیاد و درنتیجه خستگی
  • فعالیت کم و درنتیجه کمتر گرسنه شدن
  • نخوابیدن
  • کم بودن فاصله میان وعده ها با غذای اصلی
  • اظهارنظر مبنی بر دوست نداشتن غذا توسط بزرگترها

اما درعین حال این امر ممکن است وسیله ای باشد تا کودک بواسطه آن عدم وابستگی و استقلال خود را نشان دهد. این خود بخشی از مراحل تکاملی اوست.

والیدن اگر هیجان زده باشند و به کودک فشار بیاورند، سبب کندی جریان ترشح معده کودک و مانع از هضم غذای وی می شوند. بعلاوه کودک از توجه والدین لذت می برد و می آموزد که امتناع از خوردن، یکی از راه های جلب توجه آنان است. کودک معمولا غذای بخصوصی را برای مدتی دوست دارد و بعد ممکن است به غذای دیگری علاقه نشان دهد؛ یعنی ممکن است امروز از خوردن غذایی که تا دیروز دوست داشت و می خورد، امتناع کند. در این مورد والدین مب توانند با ایجاد تغییراتی در درجه حرارت یا پخت غذا (به عنوان مثال دادن شیر گرم یا سرد، تخم مرغ آبپز یا نیمرو و ...) و تعریف و تمجید از غذا آن را مورد پسند و دلخواه کودک نمایند. اگر کودک بازهم از خوردن امتناع کرد، والیدن باید صبور باشند و کودک را وادار به غذاخوردن نکنند و پس از اتمام غذای خودشان، بشقاب کودک را نیز با سایر بشقاب ها جمع آوری نمایند. بدین ترتیب هم کودک یاد می گیرد که زمان صرف غذا نامحدود نیست و هم باعث می شود در وعده غذایی بعد، به اندازه کافی گرسنه باشد و غذا بخورد. نتایج مطالعات نیز نشان داده است که دریافت انرژی هر کودک از یک وعده غذایی به وعده دیگر بسیار متفاوت است ولی کل انرژی دریافتی روزانه به میزان قابل توجهی ثابت است. بدین معنی که معمولا کمبود کالری و مواد مغذی در یک وعده را کودک در وعده بعدی جبران می کند.


اگر کودک بعضی غذاها را نمی خورد چه باید کرد؟

اگر کودک علاقه کافی برای خوردن بعضی غذاها را ندارد، مادر باید آن غذاها را به روش های مختلف تهیه کند تا همان ماده غذایی با مزه و طعم جدید مورد استفاده کودک قرار گیرد و اگر باز هم کودک از خوردن امتناع کرد می توان از جانشین های آن ماده غذایی استفاده کرد.

در ادامه پیشنهاداتی در مورد کودکانی برخی عادات غذایی خاص پیدا کرده اند ارائه می شود:

اگر کودک گوشت تکه ای نمی خورد:


بهتر است گوشت را به قطعات بسیار کوچک و ریز تقسیم کنید تا بخوبی پخته شود، مقلا به شکل حلیم گندم درآید.
قطعات کاملاً ریز گوشت را مخلوط با حبوبات بپزید و نرم کنید و همراه با یک قاشق غذاخوری روغن زیتون و یک قاشق مرباخوری آب لیموترش یا آب نارنج تازه به کودک بدهید.
گوشت چرخ کرده را به صورت کوفته قلقلی درآورید یا به صورت مخلوط با گوجه فرنگی به جای سس روی ماکارونی بریزید یا کتلت (مخلوط گوشت و سیب زمینی و تخم مرغ) را به شکل های کوچک و زیبا تهیه کنید یا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگی و لوبیا و برنج (لوبیاپلو) بپزید.
از گوشت مرغ یا ماهی استفاده نمائید.
اگر کودک هیچیک از انواع گوشت را نمی خورد از جانشین های آن استفاده کنید مثل زرده تخم مرغ، سفیده تخم مرغ، عدس، پنیر با بادام یا گردو، لوبیا چیتی پخته شده، شیر و ماست.
برنج را در آب گوشت یا مرغی که می پزید بریزید و به صورت کته نرم یا انواع سبزی ها ویا عدس به او بدهید.
کودکانی که اصلا گوشت نمی خورند باید ازنظر دریافت آهن مورد توجه باشند


   


سنجش تب در نوزادان

یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بیماری در کودکان ،نکات خواندنی ،

یکی از پرسش های پزشکتان دربارۀ نوزادتان این است؛ تب دارد؟ و این به زودی یکی از پرسش های شما از خودتان نیز خواهد بود. در نهایت شما می آموزید که با قرار دادن لب ها یا گونه هایتان روی پیشانی نوزاد، برآورد دقیقی از دمای بدن او به عمل آورید.

تب گیرهای مختلف
یک تب گیر شیشه ای، یک ترمومتر دیجیتال، تب سنج نواری یک بار مصرف و یا یک ترمومتر گوش حتماً در اختیار داشته باشید. می توانید دمای بدن نوزاد را از طریق مقعد، زیر بغل یا خواندن دمای پردۀ گوش از طریق ترمومتر مخصوص گوش، اندازه گیری کنید.

ولی در هر صورت نمی توانید دمای بدن نوزاد را از طریق دهان، یعنی قرار دادن تب گیر زیر زبان او اندازه بگیرید، زیرا ناراحت کننده است. احتمال دارد که نوزاد تب گیر را بجود یا به وسیلۀ آن خفه شود. در صورت استفاده از تب گیر شیشه ای، کودک ممکن است نوک آن را گاز بگیرد و جدا کند.
ما یکی از طرفداران تب گیر دیجیتالی هستیم. قیمت مناسبی دارند و نوک لاستیکی آن قابل انعطاف است و خاتمۀ کار را با صدای بیپ علامت می دهند. خواندن ترمومترهای شیشه ای مشکل است و نگرانی در مورد شکستن آن وجود دارد.

تب گیرهای یک بار مصرف نواری خیلی دقیق نیستند. ترمومترهای گوش گران قیمت اند و برای استفادۀ کودکان کوچکتر از شش ماهه مناسب نیستند، زیرا مجرای گوش به قدری کوچک است که دریافت اعداد دقیق از پردۀ گوش مشکل است. 

اما به علت سرعت عملکرد برای کودکان بزرگ تر مفید اند (در حالی که با کشیدن نرمه گوش مجرای گوش را از هم باز می کنید، ترمومتر را در مجرای گوش بگذارید و دکمه اش را فشار دهید و منتظر صدای سرعت بیپ آن باشید). با تکرار این عمل و به دست آوردن چند عدد مختلف، دقت عمل را افزایش دهید و بالاترین عدد را در نظر بگیرید.

اندازه گیری دمای بدن نوزاد
در صورت استفادۀ مقعدی از ترمومتر شیشه ای برای گرفتن دمای بدن نوزاد، دقت کنید که نوع مخصوص آن را به کار ببرید. در صورتی که از ترمومتر دیجیتال برای مقعد استفاده می کنید، روی آن با جوهری ثابت و پاک نشدنی علامت م بگذارید. 

برای این کار ابتدا آن را با الکل طبی یا آب و صابون خوب بشویید. سپس با دقت دوباره آن را تنظیم کنید. برای تنظیم مجدد ترمومتر شیشه ای، آن را تکان دهید تا جیوۀ آن زیر ۳۷ درجه سانتیگراد را نشان دهد و برای تنظیم ترمومتر دیجیتال آن را خاموش و سپس دوباره روشن کنید.

برای گرفتن دمای بدن کودک از طریق مقعد، کمی وازلین روی نوک ترمومتر بگذارید. کودک را به شکم روی میز بخوابانید و یک دست را محکم روی کمر او بگذارید، مقداری دیگر وازلین در منفذ مقعد کودک بگذارید. سپس نوک ترمومتر را به اندازۀ یک سانتیمتر در مقعد قرار دهید و آن را بین انگشت دوم و سوم، در حالی که دست خود را روی باسن کودک گود کرده اید، نگه دارید.

دو وقیقه یا در صورت استفاده از ترمومتر دیجیتالی تا شنیدن صدای بیپ صبر کنید. دمای مقعد ۳۷,۸ درجه سانتیگراد است و بیش از آن تب محسوب می شود.

برای اندازه گیری دمای بدن نوزاد از طریق زیر بغل، لباس های او را کنار بزنید یا بیرون بیاورید. سپس نوزاد را در موقعیت راحتی قرار دهید و دست خود را روی قفسۀ سینه اش بگذارید. یک ترمومتر شیشه ای یا دیجیتال یا نوار تب در گودی زیر بغل که باید خشک باشد، بگذارید و بازویش را روی بدنش قرار دهید.

او را نوازش کنید و دقت کنید که دستش را حرکت ندهد. چهار دقیقه یا تا زمانی که صدای بیپ ترمومتر دیجیتال به گوش برسد، صبر کنید. دمای زیر بغل بیش از ۳۷,۲ درجه سانتیگراد تب تلقی می شود.


   


دارو دادن به نوزاد

دوشنبه 30 فروردین 1395 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :نکات خواندنی ،نگهداری و مراقبت از کودک ،

اگر به تنهایی به نوزاد دارو می‌دهید، می‌توانید ابتدا دارو را در سرنگ آماده كنید و بعد در حالی كه او را در بغل دارید یا روی یك سطح مطمئن قرار داده‌اید، آرام دهان نوزاد را باز كنید و دارو را به سمت داخل دهان و عقب دهان و به سمت گونه نوزاد تخلیه كنید. در این قسمت از دهان نوزاد، جوانه چشایی وجود ندارد و نوزاد متوجه طعم متفاوت دارو نخواهد شد.

 اگر به جای سرنگ از قاشق مدرج استفاده می‌كنید باید قاشق را در داخل لب پایین نوزاد قرار دهید و درحالی كه دهان نوزاد را نیمه‌بسته نگاه می‌دارید قاشق را به سمت بالا ببرید تا دارو به آهستگی داخل دهان نوزاد تخلیه شود.

      سرنگ‌ها بهترین وسیله برای اندازه‌گیری میزان دارو و همچنین نگهداری دارو برای دفعات بعدی استفاده است.

      می‌توانید برای این‌كه نوزاد راحت‌تر دارو را بخورد آن‌را با كمی شیرخشك یا شیرمادر مخلوط كنید اما توجه داشته باشید كه به‌هیچ وجه دارو را با یك شیشه شیر كامل مخلوط نكنید چون ممكن است كودك نتواند در یك نوبت همه شیر را بخورد و میزان دارویی كه دریافت می‌كند كمتر از دوز تجویز شده باشد.

       از پزشك بخواهید تا دفعات دارو دادن به نوزاد را بیشتر كند و به جای آن در هر دفعه دوز دارویی كمتری به نوزاد بدهید تا نوزاد راحت‌تر بتواند دارو بخورد.

       برای قطره‌های چشمی حتما به كمك یك بزرگسال دیگر احتیاج است. درحالی كه یك بزرگسال نوزاد را ثابت در بغل دارد فرد دیگر باید به آرامی پلك پایین را به سمت پایین كشیده و اجازه دهد تا قطره بین چشم و پلك پایین بریزد. بعد از ریختن قطره چشمی مدتی سر نوزاد را به سمت عقب نگه دارید تا دارو از چشم نوزاد بیرون نریزد.

      بیشتر داروهایی كه برای نوزادان وجود دارد به‌صورت مایع است و همین دادن دارو را به نوزاد راحت‌تر می‌كند. اكثر این داروها به وسیله طعم‌دهنده‌های مصنوعی، شیرین شده است تا طعم آن‌ها نوزاد را اذیت نكند. با این حال متفاوت بودن طعم این داروها ممكن است موجب شود كه نوزاد به‌راحتی خوردن این داروها را قبول نكند.

 دادن دارو به نوزاد بهتر است توسط ۲نفر انجام شود. به این صورت كه نوزاد را در یك ملحفه یا قنداق بپیچید كه دست و پا نزند و درحالی كه مادر یا فرد دیگری نوزاد را در بغل گرفته است دارو توسط نفر دوم به او داده شود. فردی كه نوزاد را در بغل دارد، می‌تواند به آرامی با انگشت چانه نوزاد به پایین بكشد تا دهانش باز شود.

      سعی كنید روند دارو دادن به نوزاد را سریع انجام دهید تا نوزاد اذیت نشود و داروخوردن برایش تبدیل به تجربه آزاردهنده‌‌ای نشود.

       حین دارو دادن، به آرامی برای نوزاد آواز بخوانید یا با او حرف بزنید تا احساس آرامش كند. اگرچه نوزاد متوجه معنی حرف‌های شما نخواهد شد اما لحن آرام شما و تن صدای شما می‌تواند باعث احساس امنیت و اطمینان كودك شود.

      دارو باید توسط سرنگ مدرج، قطره‌چكان یا قاشق‌های مخصوص دارو به نوزاد داده شود تا دوز صحیح دارو در هر وعده دارو دادن به نوزاد رعایت شود. نوزادان در ماه‌های ابتدایی عمر قادر به خوردن از لبه قاشق‌های معمولی نیستند و بیشتر چیزی كه می‌خورند از گوشه دهان‌شان خارج می‌شود.

       برای ریختن قطره در گوش نوزاد،  نوزاد را روی تخت یا یك سطح مطمئن قرار دهید به‌طوری كه گوش مبتلای كودك به سمت بالا باشد. بعد از ریختن قطره به گوش نوزاد كمی صبر كنید تا دارو كاملا درون كانال گوش جریان پیدا كند. سپس با ملایمت قسمت غضروفی كوچكی كه در جلوی كانال گوش قرار دارد را چند بار فشار دهید تا دارو به سمت داخل گوش برود و به بیرون سرریز نكند.

   


9 ماده غذایی برای کودکان باهوش

سه شنبه 18 اسفند 1394 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :نکات خواندنی ،تغذیه کودک ،


نقش برخی از غذاها و ریزمغذی ها در افزایش رشد مغز کودکان و بهبود عملکرد مغز، حافظه و تمرکز آنها شناخته شده است.
 
مغز نیز مانند هر ارگان دیگری مواد مغذی موجود در غذاها را جذب می کند. در این میان از برخی غذاها به عنوان «غذاهای مغز» یاد می شود که 9 نوع از آنها در اینجا معرفی شده اند:
 
ماهی قزل آلا: اسیدهای چرب امگا 3 موجود در ماهی برای رشد و عملکرد مغز ضروری هستند. تحقیقات اخیر نشان داده است افرادی که از این چربی ها به میزان بالاتری استفاده می کنند، نمره های بهتری در آزمون های مهارت های ذهنی کسب می کنند.
 
تخم مرغ: یک منبع بزرگ از پروتئین به شمار می رود و کولین موجود در زرده آن منجر به افزایش سطح حافظه می شود. بهتر است برای وعده صبحانه تخم مرغ همراه با سبزیجات به کودک بدهید.
 
کره‌ بادام زمینی:
این ماده مغذی که اکثر کودکان به آن علاقه دارند را می توانید به بعنوان منبعی سرشار از ویتامین
Eبه کودک ارائه دهید. این ویتامین آنتی ‌اکسیدان محافظ غشای سلول‌ های عصبی است. کره‌ بادام زمینی همچنین حاوی تیامین و گلوکز است که اولی برای مغز مفید بوده و دومی انرژی ‌زا است. البته مواظب باشید که فرزندتان جزء کودکان آلرژیک به این مواد غذایی نباشد.
 
غلات کامل: نان ها و غلات صبحانه منبع انرژی مورد نیاز مغز محسوب می ‌شوند. غلات کامل همچنین حاوی ویتامین ب هستند که برای دستگاه عصبی مفید است. توصیه ها بر این است که در هر وعده‌ غذایی به کودک نان‌ های تهیه شده از غلات کامل داده شود.
 
توت ها و بری‌ ها: این دست میوه ها، به بهبود قدرت مغز و افزایش تمرکز کمک می ‌کنند و سرشار از ویتامین ث و آنتی ‌اکسیدان‌ های دیگر هستند. دانه‌ های ریز داخل توت‌ ها حاوی اسیدهای چرب امگا 3 هستند که برای مغز مفیدند.
 
لوبیاها: ارزش این مواد غذایی فراتر از حفظ سلامت قلب است. لوبیاها برای مغز بچه‌ها نیز مفید هستند چون، به واسطه‌ دارا بودن پروتئین‌ها، کربوهیدرات ‌ها، فیبرها، ویتامین ‌ها و مواد معدنی انرژی خوبی به مغز می‌ رسانند.
 
سبزیجات رنگی: سرشار از آنتی ‌اکسیدان ‌ها هستند و برای حفظ و ارتقای سلامت مغز مفیدند. توصیه بر این است که سبزیجات رنگی مانند گوجه فرنگی، سیب زمینی شیرین، کدوحلوایی، هویج، اسفناج و غیره را وارد برنامه‌ غذایی بچه‌ ها بکنید.
 
شیر و ماست: ویتامین ب برای رشد بافت‌ های مغز، ناقل‌های عصبی و آنزیم ‌ها مفید است و محصولات لبنی منبع خوب این مواد مغذی هستند. شیر کم چرب یا ماست منبع فوق العاده‌ی پروتئین برای مغز محسوب می ‌شوند. محصولات لبنی همچنین منبع ویتامین دی هستند که برای نوجوانان و کودکان از اهمیت بالایی برخوردار است.
 
گوشت‌ قرمز کم چرب: گوشت قرمز منبع آهن است که به حفظ انرژی بدنی و قدرت تمرکز آن‌ ها در مدرسه کمک زیادی می ‌کند. گوشت گاو منبع خوب زینک (روی) نیز محسوب می‌ شود که قدرت حافظه بچه ها را بالا می ‌برد.

عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh

 

   


واقعیت این است که تعیین یک شغل مشخص در ذهن کودکان و نوجوانان، آنان را از فرصت های زیادی که می توانند بدانها بیندیشند و در آینده انتخاب کنند، باز می دارد. تعیین شغل آینده فرد در کودکی، در واقع یک "تله ذهنی" ایجاد می کند و فرد در آن می ماند.

خانم تینا سیلیگ از مدرسان حوزه کارآفرینی دانشگاه استنفورد آمریکا در این باره می گوید: القائات بزرگ ترها درباره شغل و رشته تحصیلی فرزندان، خط مشی ذهنی او را تشکیل می دهند و یک گره روانی را در مغز آنان ایجاد می کنند تا فرد نتواند در خصوص رشته یا شغل، جهت درست را انتخاب کند.*

آینده، سرشار از موقعیت های جدیدی است که هیچ کدام از ما خبری در آنها نداریم. وقتی تمام آینده فرزندمان را در یک تله ذهنی متوقف می کنیم در واقع او را از موقعیت ها و فرصت های زیادی که در زندگی هر فرد پیش می آید محروم می کنیم، بدین گونه که او به گزینه های دیگر فکر نمی کند یا اگر هم فکر کند، با احساس کدورت است. همچنین کودک، نوجوان و جوانی که گرفتار یک تله ذهنی است و تمام زندگی و رؤیاهایش حول یک شغل یا رشته تحصیلی خاص می چرخد، به احتمال قوی، فرصت های زیادی را از زندگی اش خط می زند.

به علاوه، خیلی ها وقتی به آنچه بزرگ ترها برایش تصویر کرده اند نمی رسند (که اغلب هم همین طور است)، تا آخر عمر احساس ناکامی خفیفی با آنها همراه است، حتی اگر از شغلی که الان دارند رضایت داشته باشند.

تا بدین جای بحث مشخص شد که بهتر است از ترسیم یک نقطه خاص و شغل معین به طور جدی خودداری کنیم. حال سوال اینجاست که در برابر پرسش کودکان خود که "وقتی بزرگ شدم چه کاره بشوم؟" چه پاسخی دهیم؟
بهتر است به فرزندمان بگوییم که همه شغل ها خوب و ضروری هستند و فرقی نمی کند که چه شغلی داشته باشی. مهم این است که هر شغلی که داری سعی کنی در آن بهترین باشی، مثلاً یک پرستار خوب ، بهتر از یک پزشک متوسط است و یک پزشک خوب هم بهتر از یک پرستار متوسط است. در همین مثال، خود پزشکی و پرستاری مورد قضاوت قرار نمی گیرد که کدامش بهتر است، بلکه ملاک قضاوت این است که کدامشان در شغل خود بهتر هستند.

اگر فرزندمان با این ذهنیت بزرگ شود، درگیر این نخواهد بود که "اگر فلان رشته را که بدان علاقه مندم انتخاب کنم شاید اطرافیانم ناراضی باشند" بلکه انتخابی که بدان علاقه دارد را در پیش می گیرد و سعی می کند در مسیر انتخابی اش، بهترین باشد.


عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh


   


لجبازی کودکان

سه شنبه 4 اسفند 1394 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :بهداشت روانی کودک ،نکات خواندنی ،

به هزار و یک راه متوسل شده‌اید اما فرزندتان به هیچ صراطی مستقیم نیست. حرف خودش را می‌زند، کار خودش را می‌کند و به شیوه خودش، خرابکاری‌هایش را ادامه می‌دهد. در این شرایط هیچ بعید نیست که دست به دامن تهدید و خط و نشان کشیدن شوید: «اگر به کارهایت ادامه دهی به پدرت می‌گویم تنبیهت کند»، «اگر زودتر دست و صورتت را نشویی از ناهار خبری نیست»، «اگر از خواهرت عذرخواهی نکنی آن وقت تو را به میهمانی نمی‌برم»... همه این اگر و آن وقت‌ها در ذهن بچه‌ها یک معنای مشخص دارند: جنگ شروع شده! این اعلام جنگ شما که به تهدید آغاز می‌شود بچه‌ها را به لجبازی وادار می‌کند.

تهدید درمان لجبازیِ کودکان نیست!

لجبازی در کودکان معمولاً از سن یک سالگی آغاز می‌شود و می‌تواند با رفتارهای نادرست اطرافیان در کودک نهادینه شود. اما چرا بچه‌ها لجبازی می‌کنند؟ چون می‌خواهند نظر خودشان را ابراز کرده، جایگاه خود را به بزرگترها نشان دهند و در یک کلام خودشان را نشان دهند. این وضعیت شاید برای بچه‌های یکی دو ساله معنا نداشته باشد اما برای کودکان بزرگتر، صدق می‌کند.

کودکان لجبازی می‌کنند، چون می‌خواهند دیده شوند. وقتی آنها را نمی‌بینید، زورگویی می‌کنید، به پرخاشگری متوسل می‌شوید یا بدون پرسیدن نظر آنها، کار خودتان را می‌کنید، در واقع دارید فرزندتان را به سمت لجبازی بیشتر سوق می‌دهید. کودک نیازمند استقلال داشتن است و گاه برای به دست آوردن این استقلال، لجبازی می‌کند. از سوی دیگر، کودکان گاهی به دلیل خشم‌های ابراز نشده، با نافرمانی یا پافشاری روی یک رفتار، سعی در عصبانی کردن شما دارند. این رفتار هم برچسب لجبازی می‌خورد اما عاملی متفاوت باعث شکل‌گیری آن شده است.

برای آنکه احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه در کودکتان کاهش یابد:

سرخود عمل نکنید؛ نظر کودک را بپرسید و به او استقلال عمل بدهید.

از سیستم تشویق استفاده کنید. در ازای رفتار مناسب، به او پاداش دهید و در ازای رفتار اشتباه، پاداش را حذف کنید.

اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه یا داد کشیدن کند به او بی‌توجه باشید تا یاد بگیرد روش رسیدن به خواسته‌هایش لجبازی و داد و قال نیست.

تهدید درمان لجبازیِ کودکان نیست!

کودک را وادار به عجله و شتاب زدگی نکنید. وقتی به فرزندتان فشار بیاورید، او نمی‌تواند شرایط را تحمل کند و در نهایت با یکدندگی سعی می‌کند با شما به مقابله برخیزد. حواس کودک را پرت کنید. وقتی کودک لجبازی می‌کند، با تغییر دادن مسیر توجه او، جلوی ادامه وضعیت ناخوشایند را بگیرید. خودتان الگوی خوبی باشید. لجبازی نکنید تا فرزندتان لجبازی کردن را نیاموزد. در زندگی همیشه منطقی و با تدبیر عمل کنید؛ به این ترتیب فرزندتان یاد می‌گیرد که در مواجهه با خشم یا شرایط غیردلخواهش چطور باید رفتار کند.


عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh

 


   


کولیک یا دل درد شبانه کودک

یکشنبه 2 اسفند 1394 نویسنده: مرتضی | نوع مطلب :نکات خواندنی ،

دل درد و گریه های مداوم در همه بچه ها به صورت گاه به گاه و به دلایل مختلف اتفاق می افتد اما در این میان بچه هایی كه گریه های شدید و منظم دارند، به عنوان كولیك تشخیص داده می شوند. كولیك یا به قول عموم مردم قولنج نوزادی به مواردی اطلاق می شود كه گریه های منظم و مداوم كودك بین ۲ تا ۴ ساعت و حداقل ۵ روز در هفته طول می كشد. كولیك حدودا از هفته دوم یا سوم تولد شروع شده و به صورت خودبه خود در حدود هفته دوازدهم ناپدید می شود. كولیك مشكل شایعی بین نوزادان است كه حدودا ۲۰ درصد نوزادان آن را تجربه می كنند.

نشانه هایش چیست؟

بچه هایی با درد كولیكی، گریه هایی جیغ مانند دارند. بعضی اوقات پاهای خود را جمع كرده و مشت هایشان را در حالت درد گره می كنند. حملات دل درد اغلب حول و حوش غروب هر روز آغاز می شود. این بچه ها تسكین ناپذیر هستند و والدین نمی توانند آنها را آرام كنند. گذشته از این گریه های پایدار، اغلب هیچ نشانه دیگری از بیماری وجود ندارد. اگر این گریه های شدید همراه با استفراغ، درد شكمی، تب، تورم شكم یا سایر نشانه های شدید باشد باید حتما و فورا به پزشك مراجعه كنند.

درمان دارد؟

در حال حاضر هیچ درمانی برای كولیك وجود ندارد. خوشبختانه به طور معمول این وضعیت در سه ماهگی ناپدید می شود.

علتش معلوم است؟

هنوز دلیل واضحی برای كولیك شناخته نشده است. نظریات متعددی در مورد این دل درد ها وجود دارد. یك نظریه می گوید بچه ها گریه می كنند چون از فشار گاز داخل معده رنج می برند. آروغ زدن در طول شیرخوردن كودك و پس از آن، ممكن است گاز داخل معده را كاهش دهد. به علاوه برای شیرخوارانی كه از شیرخشك استفاده می كنند، شیشه هایی طراحی شده كه هوای كمتری وارد معده شود.

مادرانی كه نوزاد را با شیر خود تغذیه می كنند ممكن است متوجه شوند كه خوردن مواد غذایی نفاخ مانند كلم بروكلی، گل كلم، نخود و لوبیا، تخم مرغ، تربچه، پیاز و همین طور ادویه جات در شیرخوار ایجاد نفخ و دل پیچه می كند. بد نیست كه این مادران با پزشك خود در مورد رژیم غذایی شان مشاوره كنند. همچنین ممكن است نوزاد به نوع شیری كه مادر مصرف می كند، مركبات، شكلات، گوجه فرنگی، قهوه، غذاهای دریایی هم واكنش نشان دهد. برای امتحان واكنش به شیر بهتر است برای مدت دو تا سه هفته از مصرف لبنیات اجتناب كنید، اگر دل درد نوزاد كاهش پیدا كرد مشخص می شود كه به خانواده لبنیات حساسیت دارد و در این صورت می توانید شیر سویا را جایگزین شیر گاو كنید.

نظریه دیگر می گوید كولیك در اثر نابالغ بودن سیستم عصبی مركزی پدید می آید. بنابراین بچه ها ممكن است كه نسبت به محرك هایی مانند سرو صدا، نور و غیره واكنش شدید نشان دهند در حالی كه بچه های بزرگ تر یا افراد بزرگسال قادر هستند به راحتی خود را تطبیق دهند. در انتهای روز این بچه ها ممكن است در معرض احساس دل پیچه و زور قرار بگیرند كه در نتیجه برای مدتی طولانی گریه می كنند. در بعضی از بچه ها قرار گرفتن در جاهای ساكت و آرام می تواند كمك كننده باشد. از طرف دیگر اضطراب شدید پدر و مادر نیز می تواند موجب ایجاد كولیك شود. بچه ها ممكن است نگرانی پدر و مادر را حس كرده و مضطرب شوند و گریه را سر دهند. فهمیدن دلیل كولیك برای والدین مهم است چرا كه با دانستن علت راحت تر مشكل را حل می كنند.

در موارد نادر كولیك در بچه هایی كه شیرخشك می خورند ممكن است به دلیل آلرژی نسبت به پروتیین شیر گاو موجود در شیرخشك باشد، اگرچه همه بچه هایی كه كولیك دارند نسبت به پروتیین شیر گاو حساس نیستند. در این گونه موارد با تغییر نوع شیر مصرفی، دل درد از بین می رود. در این مورد حتما با پزشك متخصص اطفال مشورت شود.

عضویت در کانال تلگرام از طریق لینک زیر

https://telegram.me/nozadaneh

 @nozadaneh

 

 

   


کاش وقتی فرزندمان نمره‌ی هفده را به خانه آورد، به جای اینکه بگوییم بقیه چند شدند و معدل کلاس چند بود، بپرسیم در آزمون قبلی، نمره‌ات چند شده بود؟ وقتی که یاد گرفت، معدل پایین کلاس می‌تواند توجیهی برای نمره‌ی پایین او باشد، در بزرگسالی نیز، رفتارهای نادرست بزرگ دیگران را بهانه‌ای برای رفتارهای نادرست کوچک خود خواهد کرد. او یاد می‌گیرد که وقتی دروغ گفت، در توجیهش بگوید: دیگران هم دروغ می‌گویند. بیشتر از من. او این نحوه استدلال را از ما آموخته است. اما وقتی می‌پرسیم،‌ نمره‌ی قبلی‌ات چند بود، می‌آموزد که هر کس با گذشته‌ی خودش مقایسه می شود. او مسیر رشد و پیشرفت را طی خواهد کرد،‌ بی آنکه جلوتر بودن دیگران، بی‌انگیزه‌اش کند و عقب ماندن اطرافیان،‌ در دلش شادی نهانی ایجاد کند.
 
کاش هرگز از هوش خوب او نگوییم. از تلاش زیادش بگوییم. اگر از هوشش گفتیم،‌ دیر یا زود، با هر شکست یا اشتباه، باور خود را به هوش بالایش و به حرف‌های ما از دست خواهد داد. زندگی جایی نیست که شکست یا اشتباه، اجتناب پذیر باشد. اما وقتی از تلاش زیادش گفتیم، اگر هم شکست یا اشتباه کرد، باورش را به خودش از دست نمی‌دهد. بلکه تصمیم می‌گیرد که بهتر و بیشتر تلاش کند. هر شکستی او را محکم‌تر و پرتلاش‌تر خواهد کرد. ضمن اینکه به تدریج خواهد آموخت، که چیزی باعث افتخار است که برای تلاشش،‌ زحمت کشیده باشد. نه چیزی که با آن، به دنیا آمده باشد.
 
کاش وقتی او به خانه آمد و گفت بالاترین نمره را به دست آورده و خیلی‌ها،‌ در امتحان حتی نمره‌ی قبولی نگرفتند، به جای لبخند و تشویق، بپرسیم: چه شد که قبول نشدند؟ تو هیچ کاری نمی‌توانستی بکنی که نمره‌ی بهتری بگیرند؟ تا او بیاموزد که لذت و افتخار، زمانی معنا دارد که دیگرانی هم باشند که کمابیش در آن شریک شوند. او باید یاد بگیرد که در آینده هم، زمانی از خودرو گرانقیمت خود لذت ببرد، که دیگران، یک خودرو متوسط در اختیار داشته باشند. او باید یاد بگیرد که هیچ کس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود و دانش‌آموزی که معدلش با میانگین کلاس، فاصله‌ی بسیار دارد، یا طرد خواهد شد، یا تنبل.
 
کاش به خاطر داشته باشیم، که مدرسه، در اولویت نخست، تمرین حضور در جامعه است و نه فرصتی برای کسب نمره و مدرک. مهم نیست که معلم به او نمره‌ی درستی داده یا نه. حتی مهم نیست که حقش بیشتر بوده یا کمتر. مهم آموختن این است که چگونه برای گرفتن چیزی که باور دارد حق اوست صحبت می‌کند. مهم این است که یاد بگیرد بین سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن از همان نقطه، آغاز می‌شود... .


https://telegram.me/nozadaneh
 @nozadaneh

   


کاش به فرزندانمان بیاموزیم که شاگرد دوم بودن، چقدر می‌تواند از شاگرد اول بودن، ارزان‌تر باشد. به آنها بگوییم که شاگرد اول بودن از شاگرد دوم بودن بهتر است، اما در تصمیم‌گیری و انتخاب و برنامه‌ریزی برای زندگی، فقط «بهتر» بودن مهم نیست. هزینه‌ی مناسب کردن هم مهم‌ است. اگر پنج ساعت درس خواندن در هفته به نمره‌ی ۱۵ و ده ساعت درس خواندن به نمره‌ی ۱۸ منتهی شود. شاید برای ۱۹ گرفتن بیست ساعت وقت لازم باشد و برای ۲۰ گرفتن چهل ساعت. وقتی که فرزند خود را وادار می‌کنیم که برای ۲۰ تلاش کند و توضیح می‌دهیم که ۱۹ برای تو خوب نیست، به او می‌آموزیم که نصف عمر مفید خود را «صرف بازی رقابت» کند.
 
او بزرگ می‌شود و به خاطر می‌سپارد که دوم بودن خوب نیست. «معاون شرکت» بودن خوب نیست و او باید «مدیر شرکت» باشد. از موقعیت خوب خود، ناراضی می‌شود. او خوب به خاطر دارد که شما تایید کرده‌اید که بیشتر وقت گذاشتن و اول شدن،‌ به همه‌ی سختی‌ها و محرومیتها می‌ارزد و او این بار،‌ همسر و فرزندانش را از حضور خودش در خانه محروم می‌کند. زود می‌رود و دیر بازمی‌گردد.
 
در بین دوستانش، او بهترین خانه یا بهترین ماشین را ندارد و باز یاد شما می‌افتد که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد. پس به سراغ رشوه و فساد می‌رود. چون در کارنامه‌ شغلی‌اش هم، رتبه‌ی نخست و نمره‌ی بیست را می‌خواهد.
 
نگویید که ما گفتیم بیست اما نه به هر قیمتی. گرفتن فرصت بازی و شادی و استراحت و رشد و یادگیری و محدود کردن افق دید فرزندان به صفحه‌ی کتاب، بالاترین قیمتی است که در آن سن، می‌توانستند پرداخت کنند و خوب به خاطر می‌سپارند که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد.


https://telegram.me/nozadaneh

@nozadaneh

   


من تو را دوست دارم ولی این کار تو را نمی پسندم:

اگر می خواهید لفظی را به کودک بیاموزید، کار خوب و بد را برایش مشخص کنید. به او بیاموزید ما کار خوب و کار بد داریم ، نه بچه خوب و بچه بد. هدف از وضع قوانین، آموزش رفتارهای مناسب است نه تنبیه کودک. اگر چه به رفتار ناپسند او اعتراض می کنید ولی محبت خود را به او قطع نمی کنید.

 - خـودت تـصـمـیم بگیر:

کودک و دوستش در اتاق مشغول بازی هستند. سر و صدای آنها باعث اذیت و آزار شماست، بهتر است بگویید: "بچه ها تصمیم بگیرید یا بی سر و صدا بازی کنید، یا از اتاق خارج شوید." اگر بعد از ۵ دقیقه هنوز سر و صدا ادامه داشت، بگویید: "خوب می بینم تصمیم گرفتید که از اتاق بیرون بروید." این جمله، شما را از داشتن نقش منفی نجات می دهد، زیرا آنها می دانند این تصمیم آنها بوده که منجر به این نتیجه شده است. به این ترتیب کودک مسئول عمل خودش است.

- احساس تو را درک می کنم:

وقتی کودک عصبانی است جملاتی را به کار می برد تا دیگران را متوجه احساس خود کند. مثلا ً می گوید: "از تو متنفرم" یا "خیلی بدی." این تنها جملاتی است که همه ذهن او را پرکرده. شما می توانید به او کمک کنید تا جمله مناسب را به کار ببرد.

 - "آیا دوستت چیزی گفته که واقعیت ندارد و تو عصبانی شده ای؟:

" افراد متفاوت، نـیازهای متفاوتی دارند. اغلب کودکان در اعتراض به والدین می گویند: "عدالت را رعایت کنید و منصف باشید" و این جملات زمانی مطرح می شوند که کودک می خواهد وسیله خاصی برایش تهیه شود؛ صرفاً به این دلیل که برای برادرش تهیه شده است. باید به کودکان بیاموزیم "انصاف و عدالت این است که هر فرد، هر چه را نیاز دارد تهیه کند. اگر شما به عینک نیاز داری و خواهرت به کفش، هر کدام وسایل مورد نیاز خود را خریداری خواهید کرد و این است اجرای عدالت. گمان نمی کنم زمانی که خواهر شما به عفونت گوش مبتلاست و آنتی بیوتیک مصرف می کند لازم باشد شما هم آنتی بیوتیک مصرف کنی"!

- از تو می خواهم مشکل مرا حل کنی:

اگر کودک کاری را انجام می دهد که باعث رنجش شماست، به او بگویید که دچار مشکل شده اید. مثلا ً به او بگویید: "صدای بلند تلویزیون باعث می شود دچار سردرد شوم" و ازاو بخواهید در حل مشکل به شما کمک کند. در این صورت او که خود را دشمن شما نمی بیند خود را موظف می داند کاری انجام ندهد که برای شما مشکل آفرین باشد. اگر به رضایت خاطر شما اهمیت دهد، رفتار بد را خاتمه خواهد داد.


کانال نوزادانه در تلگرام


https://telegram.me/nozadaneh

   

   


می بخشمت عزیزم

«ببخشید مامان» جمله ا ی است كه بچه ها بعد از اینكه گمان می كنند، والدینشان را ناراحت كرده اند یا كاری نادرست انجام داده اند، به كرات تكرار می كنند. «بخشیدی؟» او را مطمئن كنید كه می بخشیدش. بیان جمله «نمی بخشمت» باعث نمی شود كودك متنبه شود بلكه مجددا به او احساس گناه و سرزنش را هدیه می كند و او چون نمی داند چطور با احساس گناه كنار بیاید دست به لجبازی های بیشتر می زند.

 استرس وارد نکنید

یكی از غم انگیزترین تصاویر ذهنی اغلب ما صحنه ای است كه پدر یا مادری كودك را مجبور می كند با سرعت و عجله آنان همراه شود و كودك جا می ماند و بابت جاماندنش تحقیر و سرزنش می شود و مورد خشونت قرار می گیرد. او نمی تواند منظورش را خیلی سریع بگوید. نمی تواند غذایش را به سرعت بزرگ ترها تمام كند. نمی تواند با سرعت بزرگ ترها در بازار راه برود و بدود و چون این ناتوانی غیرعمد محلی برای سرزنش شدن اوست، دچار اضطراب می شود. « زود باش كار دارم»، «زود بگو باید برم»، «بدو دیرم شده» و...استرس را در جان كودك می نشاند. این وظیفه شماست كه زمان را طوری تنظیم كنید كه مجبور به عجله كردن نباشید.

اگر می خواهی گریه كن

اینها حرفهایی است که معمولا می گوییم، «گریه نكن»، «چرا گریه می كنی اینقدر»، «گریه نداره كه»، «مرد كه گریه نمی كنه»، «تو دیگه بزرگ شدی، گریه كردن برات زشته»! حال آنکه گریه عكس العملی طبیعی در مقابل موقعیت تلخ و دردناك و احساس غم و اندوه است چرا جلوی یك عكس العمل طبیعی را می گیریم و آن را به بزرگی و مرد بودن ربط می دهیم؟ بگذارید كودك گریه كند، آرام شود و بداند گریه كردن ربطی به مرد و زن بودن و بزرگ و كوچك بودن ندارد و نیازی نیست او همیشه بغضش را نگه دارد.

 هدیه های ماندگار بدهید

گاهی ما پدر و مادرها فکر می کنیم باید در آستین مان هدیه ای نگه داریم، مثلا وقتی با کودکمان به سوپر مارکت می رویم، در یک مراسم مذهبی شرکت می کنیم یا به مهمانی می رویم برای آرام نگه داشتن او مرتب به او قول و وعده می دهیم. اما کارشناسان اصرار دارند زیر بنای یک رفتار خوب، انتخاب راه های بهتر است. بنابراین به جای این که بگویید اگر امروز در خانه مادر بزرگت آرام باشی برایت اسباب بازی می خرم،بهتر است بگویید اگر در خانه مادربزرگ هنگام شام خوردن آرام و مودب باشی من به تو افتخار می کنم.

تشویق کنید

آیا شما به دنبال راهی مطمئن و قطعی می گردید تا کودکتان به حرف شما گوش کند؟ مسلما ترساندن یا محروم کردن راهش نیست. با گفتن جملاتی مثل فردا تو را به پارک نخواهم برد یا برای خرید تو را با خود نمی برم نه تنها تاثیری ندارد بلکه بچه ها را برای انجام اشتباهشان لجوج تر می کند. پس از همین امروز یاد بگیرید کودک تان را تشویق کنید. صد سال هم بدوید تنبیه جواب نمی دهد.

با کودک، کوتاه صحبت کنید

توضیحات مفصل از حوصله بچه خارج است. وقتی با سفارش های مکرر می کوشیم او را سر عقل بیاوریم و مرتب دلیل می آوریم، دقیقا مثل این است که بی صدا هی حرف می زنید و او فقط حرکات لب و دهان و دست های شما را می بیند و دیگر هیچ. کوچولو ها مینیاتوری از بزرگسالان نیستند. توصیه های طولانی در حوصله آنها نمی گنجد. مثلا برای این که فرزندمان قبل از غذا خود را با هله هوله سیر نکند کافی است به او بگویید قبل از ناهار بیسکویت، نه.

https://telegram.me/nozadaneh


   


درباره وبلاگ


آخرین پستها


نویسندگان


صفحات جانبی


نظرسنجی

    ارزیابی شما از این وبلاگ چیست؟






محاسبه قد و وزن طبیعی با استفاده از محاسبه گر زیر
content provided by NHS Choices

آمار وبلاگ

کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :